#خاطرات_ننه_ماهلی
قسمت اول..😔😂
اکثر رفاقتها همیشه از در مهربانی و صمیمیت میان..
اما من و او از در تنفر باهم آشنا شدیم!
و این حسِ غریب، کمی عجیب است؛
در اون گروه، دعوا شده بود و به دو گروه تقسیم شده بودیم.
یعنی جناح چپ و جناح راست (اثرات جامعه شناسی خوندن زیاااد).
خلاصه بزن بزن و دعوا
من سمت آدم خوبا بودم و اون سمت آدم بدا (البته تعریف از خود نباشه)
و هرکی برای خودش یه گروه جداگانه زد.
من به کسایی اعتماد کرده بودم که از پشت بهم خنجر زدن
با کسایی همگروه و دوست شده بودم که از دشمن، دشمن تر بودن( یه لحظه خواستم بهشون فحش بدم، که یادم اومد در ایتا زندگی میکنیم هاهاها..)
برای ادامه داستان بپوسید..نه چیز یعنی شکیبا باشید؛✨
❀ 𝐀𝗺𝐢𝐭𝐲 ❀
#خاطرات_ننه_ماهلی قسمت اول..😔😂 اکثر رفاقتها همیشه از در مهربانی و صمیمیت میان.. اما من و او از در
تو ناشناس بهم بگید نظرتونه از خاطراتم براتون بگم؟
❀ 𝐀𝗺𝐢𝐭𝐲 ❀
تو ناشناس بهم بگید نظرتونه از خاطراتم براتون بگم؟
نه ادامه نمیدمش خواهش نکنید.
❀ 𝐀𝗺𝐢𝐭𝐲 ❀
نه ادامه نمیدمش خواهش نکنید.
کوفت خب
بزار همه بفهمن داستان ما چجوری شدددد💅😒
❀ 𝐀𝗺𝐢𝐭𝐲 ❀
13 𝐝𝐚𝐲'𝐬 𝐥𝐞𝐟𝐭.. 𝖩𝗈𝗂𝗇: 𝘈𝘔𝘐𝘛𝘠
820K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
12 𝐝𝐚𝐲'𝐬 𝐥𝐞𝐟𝐭..
𝖩𝗈𝗂𝗇: 𝘈𝘔𝘐𝘛𝘠
❀ 𝐀𝗺𝐢𝐭𝐲 ❀
12 𝐝𝐚𝐲'𝐬 𝐥𝐞𝐟𝐭.. 𝖩𝗈𝗂𝗇: 𝘈𝘔𝘐𝘛𝘠
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
11 𝐝𝐚𝐲'𝐬 𝐥𝐞𝐟𝐭..
𝖩𝗈𝗂𝗇: 𝘈𝘔𝘐𝘛𝘠