~🕊
🌴 #خاطرات_شهدا
⚘بارها اتفاق افتاد بود که می رفتیم کوه. همین که وقت نماز می شد شروع می کرد به نماز خواندن. آن هم چه نمازی. تا ایشان نمازشان را شروع کنند ما نمازمان را تمام کرده بودیم.
⚘یادم هست اردوی خانوادگی بود. رفته بودیم منطقه سرسبز الموت قزوین. ما همه سرگرم زیبایی های طبیعت بودیم و دکتر منتظر وقت
اذان تا نمازش را بخواند.
#شهید_مجید_شهریاری
🕊🕊🕊
@Ammar_noghtezan
#حاج_قاسم
• رســــمِ رفــاقــت🌿
این جوریه کہ میگن
"الرفیق ثم الطریق"...🌱
حواستون باشه کیو
واسہ رفاقت انتخاب میکنید :)🙂
@Ammar_noghtezan
#شهیدانہ
خطاببهپدرومادرش:
منزندگیباشمارادوستدارم
امازندگیدرکنارحسین(ع)
تمامآرزویمناست،
مندیداررویشمارادوستدارم...♥️!
#شهیدمحمدامینکریمیان
🕊🕊🕊
@Ammar_noghtezan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 استوری | یا أَبا عَبْدِاللّهِ، إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکمْ
🏴 به مناسبت ایام #اربعین حسینی
#شبتون_شهدایی🌙
🕊🕊🕊
@Ammar_noghtezan
کشتے نجات ،حسینـ️ـ ( ع )
نجات مے دهد ...
تربیت مے کند ...
آماده مے سازد و مهر مے زند ...
پاے سند بندگے ات ،
به نام
#شهآدتــ️ــــ🌹
#سلام
#روزتون_شهدایی 🌷
@Ammar_noghtezan
●🍃●
#ڪلامشهید
از آسمان #باران که بیاید، همه #عاشق هستند
اگر از آسمان #گلوله بارید و از زمین خون جوشید، و باز هم دل زیبا بین و زیبا پرست و سوخته و عاشق داشتی، آنوقت عشقت مردانه و چمران گونه است!
دقیقا همین جاست که چمران میگوید:« شیپور جنگ که نواخته میشود، مرد از نامرد شناخته میشود.»
#مدعیان_عشق
@Ammar_noghtezan
~🕊
🍂#ماجرای_تفحص✨
🌿" شهیدی که پس از شهادت اذان گفت "🌿
⚘🌷سال 74 بود كه باز دلمان هواي خوزستان كرد و در خدمت بچه هاي «تفحص» راهي #طلائيه شديم. عليرغم آب گرفتگي منطقه، بچه ها با دل هايي مالامال از اميد يك نفس به دنبال پيكرهاي مطهر شهدا بودند و با لطف و عنايت خداوند، هر روز تعدادي پيكر شهيد را كشف و منتقل مي كرديم.
يك روز تا ظهر هرچه گشتيم پيكر شهيدي را پيدا نكرديم… دل بچه ها شكسته بود. هركس خلوتي براي خود دست و پا كرده بود، صدايي جز صداي آب و نسيمي كه بر گونه هاي زمين مي وزيد به گوش نمي آمد، در همين حين يكي از برادران رو به ما كرد و گفت: «صداي اذان مي شنوم!» ما تعجب كرديم و حرف آن برادر را زياد جدي نگرفتيم تا اين كه دوباره گفت: «صداي #اذان ميشنوم، به خدا احساس مي كنم كسي ما را صدا مي زند…».
باور اين حرف براي ما دشوار بود، بچه ها مي خواستند باز هم با بي اعتنايي بگذرند، آن برادر مخلص اين بار خطاب به ما گفت: «بياييد همين جايي كه ايشان ايستاده است را با بيل بكنيم». ما هم درست همان جايي كه ايشان ايستاده بود را با بيل كنديم. حدود نيم متر خاك را برداشتيم، با كمال تعجب پيكر مطهر شهيدي را يافتيم كه هنوز كارت شناسايي او كاملاً خوانا بود و پلاكش در لابه لاي استخوان هاي تكيده اش به چشم مي خورد.
قدر آن لحظات توكل و اخلاص را فقط بچه هاي تفحص مي فهمند..!⚘🌷
#کرامات_شهدا
#سبحانالله💚
🕊🕊🕊
@Ammar_noghtezan
⭕️ عراقی بود و بعد از شهادت پدر و فوت مادر، با برادرش در خیابان اندرزگو تهران زندگی میکرد. سفر #اربعین از لجنزاری که بقول خودش گرفتارش بود، نجاتش داد. توبه کرد و مدافع حرم شد. ۲۹ مرداد ۹۲ نزدیک حرم بیبی زینب، به آغوش پدر رسید.
مزار: وادیالسلام نجف
شهید #علی_صادقی (دراجی)
@Ammar_noghtezan