بسم اللٌه الرّحمن الرّحیم
حسّاس ترین شرایط است ، ترس است ، عشق است ،
و دشمن و اسلحه و خون و دود !
امروز ناگهان گفتند :
« یاران ! کوله بار سفر را جمع کنید ! »
امّا چگونه ؟ با این همه گناه . . . !!!
امّا باید رفت . . .
او خودش می داند با ما چه کند !
اینجا کرخه است ،
سرزمین شرف ،
کرخه نور است ،
نور #کمیل_یارمحمدی هایی که بر بال ملائک رفتند ...
و عشق را یافتند و عاشقی کردند ،
و مشتاق شان که معشوق شان بود ، اجازت داد ،
و بر گونه هایشان بوسه زد !
چه خبر است ؟!
دشمن تا اینجا تاخته است ،
روستاها را می بینم ،
احشام و دختران کوچک که ظرف آب به دست دارند ...
الان است که دوستان بخوانند سرود عشق را ....
خدایا !
کدامین این چهره ها خواهند رفت ؟!
آیا ما با آنها همسفریم ؟!
عاشق نشوید اگر توانید
تا در غم عاشقی نمانید
اینست رضایِ او که اکنون
بر روی زمین یکی نمانید !
سلام ما را به آن پیر حسینی برسانید !
والسّلام علینا
بهزاد شفق
سه شنبه ۱۳۶۷/۰۴/۲۱
۶:۴۰ بعدازظهر
« آخرین دست نوشته ی شهید #بهزاد_شفق »
تاریخ شهادت : ۱۳۶۷/۰۴/۲۲
محل شهادت : ابو غریب
سن زمان شهادت : ۱۶ سال
مزار :
بهشت زهرا (سلام اللّه علیها)
قطعه ۴۰ ردیف ۱۳۴ شماره ۱۰
او پس از یکسال بی تابی ،
به رفیق همکلاس و همرزم خود پیوست !
#کمیل_یارمحمّدی
تاریخ شهادت : ۱۳۶۶/۰۲/۱۵
محل شهادت : شلمچه
سن زمان شهادت : ۱۵ سال
مزار :
بهشت زهرا ( سلام اللّه علیها )
قطعه ۲۱ ردیف ۳۹ شماره ۱