فکرشم نمیکردم انقد خفن باشه. اولش که میخواستم بخونم میگفتم به درد سن من نمیخوره یا شاید خوشم نیاد ازش ، ولی ریسک کردم و شروعش کردم. با هیچ کتابی نمیتونم مقایسه اش کنم و در جای خودش محشر بود. پلات توییستش حرف نداشت و موقعی که رسیدم به جای حساسش فقط میتونستم جلوی دهنمو بگیرم جیغ نزنم.
انقدر حس خوب گرفتم موقع خوندنش که مطمئنم هیچوقت فراموشش نمیکنم.
از همون مجموعه هاست که میگی کاش فراموشی بگیرم تا دوباره بتونم بخونمش.
شخصیت های قشنگم، همشوون تو قلبم جا دارن . ترکیب این سه تا اصن... 😭🤌🏼✨
حتی شخصیت رو مخ رو خوشم میاد ازشششش، جاسپررر ..
و در نهایت میخوام بگم که پیش به سوی جلد دوم✨✨
هدایت شده از لارا | lara
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما: امید گفته بودی دوتا جهادگر اصفهانی روز ولادت پیامبر شهید شدن داستانش چیه؟
------------📬
آنمون: اممم بله ..↓
محمدحسن قاسمی، جهادگر ۲۶ ساله اصفهانی و عضو گروه جهادی دانشجویان استان اصفهان، در جریان فعالیتهای خدمترسانی به مناطق کمبرخوردار شهرستان سقز، بر اثر واژگونی خودرو در محدوده مرز بسطام به خیل جهادگران آسمانی پیوست.
فکر کنم نفر دوم هم همراهشون بوده.. در هر صورت... 💔