- خـانومِ۲۷۴.
دست و پا میزنی انگار بغل میخواهی یاکه جایِ من از این تیر عسل میخواهی؟
میشُد ای کاش به جایش که عبا اندازم
بغلت گیرم و با خنده هوا اندازم :))))
- خـانومِ۲۷۴.
میشُد ای کاش به جایش که عبا اندازم بغلت گیرم و با خنده هوا اندازم :))))
لااَقَل بَر لبِ من قند بده پیشِ رُباب
به لبت حالتِ لبخند بده پیشِ رُباب. .
- خـانومِ۲۷۴.
لااَقَل بَر لبِ من قند بده پیشِ رُباب به لبت حالتِ لبخند بده پیشِ رُباب. .
عمهات نَشنود این را : کَمَرم درد گرفت
چقَدَر دورِ گلویت پسرم درد گرفت...
- خـانومِ۲۷۴.
عمهات نَشنود این را : کَمَرم درد گرفت چقَدَر دورِ گلویت پسرم درد گرفت...
تیر ای کاش به سویِ پدرت می آمد
صبر می کرد که دندانِ تو در می آمد!
- خـانومِ۲۷۴.
تیر ای کاش به سویِ پدرت می آمد صبر می کرد که دندانِ تو در می آمد!
صبر می کرد که یک جرعه دلِ سیر خوری
صبر می کرد که این دفعه کَمی شیر خوری. .
- خـانومِ۲۷۴.
صبر می کرد که یک جرعه دلِ سیر خوری صبر می کرد که این دفعه کَمی شیر خوری. .
به لبت حداقل آب ندادند که هیچ
به روی دست تو را تاب ندادند که هیچ
- خـانومِ۲۷۴.
به لبت حداقل آب ندادند که هیچ به روی دست تو را تاب ندادند که هیچ
خواستی تا بخوری آب پریدی بابا
ناگهان تیر زد از خواب پریدی بابا!!!
- خـانومِ۲۷۴.
خواستی تا بخوری آب پریدی بابا ناگهان تیر زد از خواب پریدی بابا!!!
خونِ سُرخی به رُخِ زرد گرفتی ای جان
محکم انگشتِ من از درد گرفتی ای جان. .
- خـانومِ۲۷۴.
خونِ سُرخی به رُخِ زرد گرفتی ای جان محکم انگشتِ من از درد گرفتی ای جان. .
مادرَت بر درِ خیمه نگرانِ من و توست
نَشَود فاشِ کسی آنچه میانِ من و توست. .
- خـانومِ۲۷۴.
مادرَت بر درِ خیمه نگرانِ من و توست نَشَود فاشِ کسی آنچه میانِ من و توست. .
همه بر خواهشِ بابا چه کنم خندیدند
به همه رو زدم اما چه کنم خندیدند...
- خـانومِ۲۷۴.
همه بر خواهشِ بابا چه کنم خندیدند به همه رو زدم اما چه کنم خندیدند...
هِلهله زودتر از من خبرت را میبُرد
من نبودم لبه ی تیر سرت را میبُرد...