روز پنجاه و دوم(4مهر)
-صبح زودبیدار شدن<<<<<<<
-حرف زدن زنگ کلاس
-یکم زبان کار کردن
-خوشحالییی برای اخر هفته و زنگ اخر>>>>
-بستنی توت فرنگی>>>
-نوشتن پاکت لیست پاییز
-کار کردن برای امتحان زبان
-آنه شرلیییی>>>>>😭✨✨
آنان که میرقصند به چشم آنان که نوای موسیقی را نمیشنوند دیوانگانند.
من میتونم توسط دریایی از مردم احاطه بشم اما همچنان احساس تنهایی میکنم...
اخرین پرنده را هم رها کردهام اما هنوز غمگینم
چیزی در این قفس خالی هست که آزاد نمیشود