هر لحظه که به او فکر میکرد قلبش شروع به سوزش و تیر کشیدن میکرد.و دوباره روزی که باز هم تمام هوش و درکش به سمت او رفته بود که دست هایش شروع به لرزیدن کردند قفسهی سینهاش را چنگ زد.حس میکرد که پری های کوچک در قلبش دور میزنند،حس میکرد که الان است تا قلبش بیرون بزند.هالهای درخشان و نورانی سرتاسر محیط را روشن کرد آن هاله از کجا آمده بود؟از قلب کوچک و مهربان آن فرد.
هنگامی که یک شب دیگر بدون شمردن گوسفند هاخوابم برده بود ببعی های پشمالو و اکلیلی تصمیم خودشان را گرفتند و دیگر این تنهایشان را تحمل نکردند به ترتیب بالای سرم جست و خیز میکردند و شعر میخوانند و اگر شما شبی آرام و خوب را سپری کردید مطمئن باشید که ببعی ها و دوست هایشان این زحمت را برایتان کشیدهاند ૮ ․ ․ ྀིა🌟🧁
میخوام عروس دریایی باشم نه قلبی،نه مغزی،نه احساسی و نه دردی فقط بلوب بلوب بلوبO:
زندگی به عنوان یه خرگوش کوچولو
روز هفتادم(17 🌱 بهمن) -تموم کردن سه تا امتحان✨ -دیانای عزیزم:🛐🫂 -ماگی که دیانا بهم داد:🛐 -ذوق و احسا
وای از لحاظ روحی نیازمند روز تولدمم دوباره و دوباره😭
زندگی به عنوان یه خرگوش کوچولو
When you choose peace It comes with a lot of goodbyes. وقتی آرامش را انتخاب میکنید با خداحافظی های
Moon dust in your lungs, stars in your eyes, you are a child of the cosmos, a ruler of the skies
غبار ماه در ریه هایت، ستاره ها در چشمانت، تو فرزند کیهان هستی، فرمانروای آسمان ها