eitaa logo
آپاستروف
483 دنبال‌کننده
102 عکس
9 ویدیو
0 فایل
به ضیافت کلمات خوش‌آمدید. ارتباط با ادمین: @kamikaze
مشاهده در ایتا
دانلود
جنگ عادلانه وجود دارد، ولی ارتش بی‌گناه وجود ندارد. 📚 | دل‌شان با ما و بمب‌شان بر سر ماست @Apostrophe
تخریب کردن امری اعتیادآور است. هر چه بیشتر هستم، کمتر دوست دارم باشم. هر چه کمتر هستم، دوست دارم از این هم کمتر شوم. 📚 | به امید دل بستم @Apostrophe
فرق مافیا و دولت چیه؟ یکی‌شون سازمان‌یافته است! 🎬 | The Penguin @Apostrophe
- اون چیه که تا میای شروعش کنی تموم میشه؟ - نمی‌دونم - زندگی! 🎬 | The Crow @Apostrophe
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قلب، کتابِ چشم است. 📚 | نهج‌البلاغه @Apostrophe
دو روز پیش به پدرم گفتم: «می‌خواهم از ساختمان امپایر استیت پایین بپرم.» پدرم گفت: «حالا حتما باید از ساختمان به این بلندی پایین بپری؟» 📚 | تا می‌توانی بنویس @Apostrophe
خوندنی | ۳ ما تصادفاً زنده‌ایم ... @Apostrophe
کاش دنیای ذهن هم مثل دنیای جسم هر وقت با مشکل روبه‌رو می‌شد، مثلا هرگاه از محتوا خالی می‌شد و نادانی و جهالت تمام زوایایش را پُر می‌کرد، درد می‌گرفت و با درد خبردارمان می‌کرد. همان اصطلاح همیشه مهجور «ذهن درد»! مثل: دندان‌درد، سردرد، پادرد، زانودرد، کمردرد، شکم‌درد. چه مبارک دردی بود این ذهن‌درد! در این صورت عجب دنیای متفاوتی برای بشر رقم می‌خورد؛ دردمندان ذهنی سرازیر می‌شدند به سمت کتابخانه‌ها و کتاب‌فروشی‌های محل. همه تا ذهنشان درد می‌گرفت نگرانی از سر و کولشان بالا می‌رفت. برای سلامتی ذهن خود پول پای کتاب‌ها می‌ریختند. برای دسترسی به چنین کالای درمانگری کمر همت می‌بستند. ساعت‌ها پای این دارو می‌نشستند و با حرص و ولع سطرسطرش را می‌خواندند، یا همان بهتر که گفته شود می‌خوردند! در این دنیای دلپذیر، شرکت‌های دارویی دو نوع دارو عرضه می‌کردند؛ داروی جسم و داروی ذهن. کتاب‌فروشی حکم کیمیا را داشتند. معجزه می‌کردند. دردمندان ذهن در خیابان با شتاب دنبالش می‌گشتند. وقتی نمی‌یافتند صدایشان درمی‌آمد، برمی‌تافتند. عصبیت تمام وجودشان را می‌گرفت؛ «اَه، چرا در این خیابان یک کتاب‌فروشی پیدا نمی‌شود! چرا هر چه می‌گردم یک کتاب‌فروشی نمی‌بینم، آقا، کتاب‌فروشی در این اطراف کجاست؟!» چندان جای تعجب نبود که روزی بر سر در داروخانه‌ای این پلاکارد دیده شود: «به‌زودی در این مکان کتاب‌فروشی تاسیس می‌شود»! 📚 | یادداشت‌های یک کتاب‌باز @Apostrophe
نظامی‌ها جمله‌ی معروفی دارند که می‌گوید اگر چیزی پایین‌تر از سطح استاندارد ببینی و کاری نکنی، استاندارد جدیدی وضع کرده‌ای. این حرف برای فرهنگ هم صادق است؛ اگر چیزی خلاف فرهنگ ببینی و خودت را به ندیدن بزنی، فرهنگ جدیدی ایجاد کرده‌ای. 📚 | فرهنگ ساختن فرهنگ @Apostrophe