فیلیپ راث: «نوشتن دشوار نیست؛ کابوس است ...
بلاتکلیفی خوفناکی است که به شکل یک شغل درآمده، تردیدی پیوسته ثابت که به نحوی نویسنده را در خویش پناه میدهد. یک نویسندهی خوب در نبرد با کارش به محاصره میافتد. بیشتر مشاغل آغازی دارند، میانهای و پایانی. نویسندگی همواره در حال آغاز شدن است. نویسنده ذاتا به نو شدن نیاز دارد. کار ما سرشار از تکرار است. در واقع مهارتی که هر نویسندهای باید از آن بهرهمند باشد توانایی تثبیت در این کار بینهایت یکنواخت است.»
📚 | آداب روزانه
@Apostrophe
آنچه آدمی را مدنی و متمدن میسازد،
تکلیف است نه حق.
📚 | بهیموت یا پارلمان طولانی
@Apostrophe
قاضی: «مری، مونگو، میج! شما متهم به ارتکاب یک جنایت سنگین هستید. چه دفاعی از خودتان دارید؟»
مری: «عالیجناب! من با یک متخصص مشورت کردم و او به من توصیه کرد که این کار را بکنم. من مقصر نیستم. شما باید او را محاکمه کنید.»
مونگو: «من هم اعتراف میکنم که مرتکب این کار شدم، با رواندرمانگرم مشورت کردم و او به من گفت چارهای به جز انجام این کار نداری. شما باید او را محاکمه کنید.»
میج: «من خطایم را انکار نمیکنم، اما تقصیر من نبود. من با یک ستارهشناس مشورت کردم و او به من گفت: از آنجایی که نپتون در برج حمل است، چارهای به جز انجام این کار نداری. او را محاکمه کنید.»
قاضی آهی کشید و حکم خود را صادر کرد: «من همهی شما را به اشد مجازات محکوم میکنم. اما لطفا این نکته را به یاد داشته باشید که من با همکارانم مشورت کردم و آنها به من توصیه کردند که این حکم را صادر کنم. پس من مقصر نیستم، آنها را نفرین کنید.»
📚 | پیکاسو در ساحل
@Apostrophe
موفقیت همان چیزی است که ژان کوکتو (شاعر) به آن اشاره کرده، وقتی گفته: «نوعی پیروزی وجود دارد که از شکست هم بدتر است.»
📚 | ادامه بده
@Apostrophe
آیزاک باشویس سینگر گفت: «سطل آشغال بزرگترین دوست نویسنده است.»
📚 | خودِ نوشتن
@Apostrophe