eitaa logo
ذاکرین آل الله
360 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.9هزار ویدیو
442 فایل
( متن اشعار؛سبکها وفایلهای صوتی ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع) ومناسبتها ی ملی و مذهبی التماس دعا حاج غلامرضا سالار 09351601259 . شماره جهت ارتباط با مدیر کانال...
مشاهده در ایتا
دانلود
حاج محمدرضا بذریmoharam_shab07_990605_3.mp3
زمان: حجم: 6.68M
📋نیمه شبهای مهتابی ▪️زمینه/ حاج محمدرضا بذری ▪️ ▪️ هیئت یافاطمه الزهرا سلام الله علیها نیمه شب های مهتابی توی لحظه ی بی تابی میدیدم بخدا مادر که توی بغلم خوابی بودی اما خیالی بود نمیدونی چه حال بود لالایی امو میخوندم من بغلم ولی خالی بود یه مادر وقتی لالایی نخونه میمیمره گوشه ی خونه حال منو کی میدونه یه مادر که زیر سایه نمیره میخواد که تنشنه بمیره لالایی گلم الهی فدای خنده هات لالایی گلم دل منو میبره صدات لالایی علی لالایی علی مثلا تو رو تاب میدم مثلا به تو آب میدم مثلا تو صدام کردی من با خنده جواب میدم مثلا سه چهار ساله شدیو دیگه خوشحالم بازی میکنی تو کوچه با رقیه ی هفت سالم بمیرم شیرین زبونی نکردی دیدم که خشکی و زردی گرمه هوا ولی سردی بمیرم شبیه گل شدی پر پر با گریه هات دم آخر منو صدا زدی مادر لالایی گلم تشنه ی یه جرعه آب علی لالایی گلم بیا بغلم بخواب علی لالایی علی لالایی علی مثلا عمو برگشته شدم آره خیالاتی مثلا همه جمعیم و توی آغوش باباتی عزیزم پیرهنتو روی چشمام میذارمو توی رویام نگاه نازت ومیخوام عزیزم هرجا که شیرخواره دیدم زیر گلوشو بوسیدم خدا میدونه بریدم لالایی علی توی بغل بابا علی لالایی علی میزدی تو دست و پا علی لالایی گلم الهی فدای خنده هات لالایی گلم دل منو میبره صدات لالایی علی لالایی علی .
حاج محمدرضا بذریmoharam_shab07_990605_3.mp3
زمان: حجم: 6.68M
📋نیمه شبهای مهتابی ▪️زمینه/ حاج محمدرضا بذری ▪️ ▪️ هیئت یافاطمه الزهرا سلام الله علیها نیمه شب های مهتابی توی لحظه ی بی تابی میدیدم بخدا مادر که توی بغلم خوابی بودی اما خیالی بود نمیدونی چه حال بود لالایی امو میخوندم من بغلم ولی خالی بود یه مادر وقتی لالایی نخونه میمیمره گوشه ی خونه حال منو کی میدونه یه مادر که زیر سایه نمیره میخواد که تنشنه بمیره لالایی گلم الهی فدای خنده هات لالایی گلم دل منو میبره صدات لالایی علی لالایی علی مثلا تو رو تاب میدم مثلا به تو آب میدم مثلا تو صدام کردی من با خنده جواب میدم مثلا سه چهار ساله شدیو دیگه خوشحالم بازی میکنی تو کوچه با رقیه ی هفت سالم بمیرم شیرین زبونی نکردی دیدم که خشکی و زردی گرمه هوا ولی سردی بمیرم شبیه گل شدی پر پر با گریه هات دم آخر منو صدا زدی مادر لالایی گلم تشنه ی یه جرعه آب علی لالایی گلم بیا بغلم بخواب علی لالایی علی لالایی علی مثلا عمو برگشته شدم آره خیالاتی مثلا همه جمعیم و توی آغوش باباتی عزیزم پیرهنتو روی چشمام میذارمو توی رویام نگاه نازت ومیخوام عزیزم هرجا که شیرخواره دیدم زیر گلوشو بوسیدم خدا میدونه بریدم لالایی علی توی بغل بابا علی لالایی علی میزدی تو دست و پا علی لالایی گلم الهی فدای خنده هات لالایی گلم دل منو میبره صدات لالایی علی لالایی علی .
. ‍ 📃 (علیه‌السّلام) 🖊 (علیه‌السّلام) 🖊 🖊 (علیه‌السّلام) متحیره اباعبدالله چجوری تا خیمه ها بره اباعبدالله توی غم شده محاصره اباعبدالله لحظه لحظه‌های آخره اباعبدالله رو زدنش برای آب؛ یه طرف خجالت از روی رباب؛ یه طرف قصه‌ی سوز جگرش؛ یه طرف غصه‌ی داغ پسرش؛ یه طرف پسرش مظلومه دست و پاهاشو زده الان دیگه آرومه مادرش تموم قصه رو خودش میفهمه تیر بیرون زده از زیر عبا معلومه ای وای علی لای لای کوهی از غمِ اباعبدالله روضه یعنی قامت خمِ اباعبدالله صورتش خونی و درهمه اباعبدالله غصه دیده بیشتر از همه اباعبدالله شکستن از داغ جوون؛ یه طرف حرمله و زخمِ‌زبون؛ یه طرف سه‌شعبه و زخم‌ِگلو؛ یه طرف چشم آقا دیده که من‌الاذن الی‌الاذن گلو پاشیده خونش از زمین به سمت آسمون باریده فکرشو بکن فقط بچه چقدر ترسیده ای وای علی لای لای