با خیالش با نگاهش با فراقش با غمش
گاہ گریان، گاہ سوزان، گاہ لرزانم چو شمع
#اطهری_کرمانی
رتبه میخواهی چو خورشید از خلایق دور باش
سایه از همراهی مردم به خاک افتاده است
#صائب_تبریزی
@robaiiyat_takbait
ماهی تو، که بربام شکوه آمده است
آیینه ز دستت به ستوه آمده است
خورشید اگر گرم تماشای تو نیست
دلگیر نشو ز پشت کـوه آمده است
#خلیل_جوادی
تصویر تمام بیپناهی ها بود
زندان سیاه بیگناهی ها بود
دریا که نداشت چیزی از خود حتی
این آب که داشت اشک ماهیها بود
#نفیسه_نعمتی
در سوگ بهار خود، کسی گریه نکرد
بر آخر کار خود، کسی گریه نکرد
جز سنگتراش پیر این آبادی
بر سنگ مزار خود، کسی گریه نکرد
#میلاد_عرفان_پور
عشق، یک شیشهی انگور کنار افتاده است
که اگر کهنه شود مست ترت خواهد کرد
#امیر_سهرابی
در حیرتم که دیده از او برنداشتم
دل را چگونه برد که چشمم خبر نداشت؟
#قدسی_مشهدی