جان در آن زلفست، کمتر شانه کن، تا نگسلی
هم رگ جان مرا، هم تار موی خویش را
#هلالی_جغتایی
@nabestaan
اصفهان، از دهنت گز به جهان صادر کرد
یزد، قطاب خودش بار زد از آن لبخند
#علیمحمد_محمدی
گریه ام دردل گره شد،ناله ام برلب شکست
وای برقفلی که مفتاحش درون خانه ماند
#صائب_تبریزی
بر نگاهم لرزه افتاد از تماشای رُخَش
دست ما را رعشه در هنگامِ گل چيدن گرفت.
#صائب_تبریزی
به هر کس میرسم ؛ نامِ تو را با ذوق میگویم
شبیهِ اولین تکلیفِ یک طفلِ دبستانی
#سیدتقی_سیدی