باغبان جارو و ما خمیازه و گل انتظار
هرکسی چیزی به یادت در گلستان میکِشد
#اشرف_مازندرانی
تنم در بستری آغشته بر عطر تو میسوزد
کجایِ این شب آکندہ از آغوش، بیمایی؟
#محمد_بزاز
دلبر و بادِ خزان با غمِ دل ،دست به دست
بی سبب نیست اگر جمعه پریشان باشد!
#مریم_قهرمانلو
منخودم بودم که گفتم ماندنت اجبار نیست
بشکند دستی که یادت داده لا اکراه را
#هادی_معراجی
نگاهت دست نقاش طبیعت را چنان لرزاند
که حتی می شود رنگ خدا را دید در چشمت
#بهمن_صباغزاده
@nabestaan
گُنه از جانب ما نیست اگر مجنونیم
گوشهی چشم تو نگذاشت که عاقل
باشیم
#سیدعلی_سیدی
من خدا را خوب می فهمم در آن حالت که دید
جای او در قلب آدم شوق سیب افتاده است
#جواد_نوروزی
صد برگهی سفید پسش دادهام، بس است
کِی خسته میشود فلک از امتحانِ من..؟!
#حسین_جنتی
@robaiiyat_takbait
افتاده چه چای از دهن بعد از تو
خشکیده درخت و هر چمن بعد از تو
ترکیدن یک انار را می فهمی
شد قصه ی چشمهای من بعد از تو
#نوروز_رمضانی
آسودگی از مِحَن ندارد مادر
آسایش جان و تن ندارد مادر
دارد غم و اندوه جگرگوشهٔ خویش
ورنه غم خویشتن ندارد مادر
#رهی_معیری
دیری است که هستیام جنونآمیز است
صبر از همهجای کاسهام لبریز است
ای سبزترین بهانهی زندگیام...!
بعد از تو تمام فصلها پاییز است
#جاوید_کشاورز