هدایت شده از انجمن نوازندگان مرده
انگار دارم ته میکشم. دارم تموم میشم، مثل تابستون.
تمام برگهام خشکیده و ریخته و ساقهی وجودم لخت و بیجون شده. امیدوارم با شروع فصل سرد دوباره شکوفه بدم، نو بشم.
بعضی شب ها ، صدا هایی از دیوار میشنوم.
دختر هایی با صورت های خالی ، که لای دیوار ها حبس شدهاند و به دیوار مشت میکوبند و فریاد می زنند که کسی آن ها رو بیرون بیاورد.
معلوم نیست که چه مدته در دیوار ها حبس شدند ، اما چند شبایست که صدای فریاد هایشان به گوش میرسد.
ارغوان
بعضی شب ها ، صدا هایی از دیوار میشنوم. دختر هایی با صورت های خالی ، که لای دیوار ها حبس شدهاند و ب
هر موقع کتاب اسکارلت و آیوی رو میخونم یاد این نوشتهام میوفتم.