هدایت شده از انجمن نوازندگان مرده
پارهٔ تنم.
احتمالا داری با خودت میگی رفتنش چه یهویی شد،مثل اومدنش.
اما هیچی هیچ وقت یهویی اتفاق نیفتاد.همیشه با خودم کلنجار میرفتم،همیشه بین راه های مختلف گیر میکردم.چون همیشه بهترین رو برای بهترینم میخواستم.
اما الآن،نه یهویی رفتم و نه بین راه های مختلف گیر کردم.
چون هردوی ما فقط یک چاره داشتیم،حفظ تو.
چرا میموندم تا همهچیزو برات بدتر بکنم وقتی میتونستم برم تا گره از مشکلات باز بشه؟
میتونستم حس کنم که دیگه مثل قبلا دلت با من نبود.
من رو ببخش،اما این من،وقتی تورو نداشته باشه،به چه درد میخوره؟
این پیامو برات میفرستم و از روی این پل،به درون این اقیانوس که مثل عشق من به تو نامحدوده،سقوط میکنم.
تا دیگه هیچ اثری از من نباشه و فقط تو بمونی و نورت که یه زمانی روشنی دنیام بود.
ارغوان
:))))))))))))))))))))
معشوق تو تنها کسی بود که هم ترکت کرد و هم بخاطر نداشتنت خودشو کشت.
هدایت شده از 𝗐𝖺𝗍𝖼𝗁𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋𝗌.
اره، این منم. همونی که با کوچیک ترین حرفا روزها و ساعتها بهم میریزه و بهشون فکرمیکنه.
هدایت شده از انجمن نوازندگان مرده
هرچند وقت یه بار به خودم میام،بعد میگم این چه وضعشه،خودتو جمع کن زن.
و به تباه کردن خودم ادامه میدم.