دامنِچینوچیندارشکهبانقشونگاره
یشیرازبادقتگلدوزیشدهبودرا
جمعکردورویزمیننشست.
کتابهایشکنارشاواسرمیدادندو
اوباجانودلگوشمیدادولببهخنده
بازمیکرد.
کتابهایکیبهیکیدلبری
رابهنوعیاغازکردهبودند.
گلشنِراز؛همانندِپدربزرگینگرانکه
درتفکرِایندهیفرزندانخوددانهدانه
موسپیدکردهمیگفت:
تفکّر کن تو در خلق سماوات
که تا ممدوح حقّ گردی در آیات
ببین یک ره که تا خود عرشِ اعظم.
ازانطرفاشعارمولانا،بامهربانی
همچونمعلمیدلسوزکهایستادگی
میاموزدمیگوید:
[بازآ بازآ، هر آنچه هستی بازآ
صد بار اگر توبه شکستی بازآ.]
ازانطرف،کتاباشعارشهریار
باخندهروییوچشمانیعاشقهمچون
جوانیخوشقدوبالاگفت:
راه گم کرده و با رویی چو ماه آمدهای
مگر ای شاهد گمراه به راه آمدهای .
ازاشتیاقوذوقلببهخندهبازکردهکه
بازمولانابرایشمیسراید:
جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
آنک آموخت مرا همچو شرر خندیدن"
باذوقبهاطرافمینگرد،بادقتگوش
جانمیسپرد.
گاههابرایشازدلتنگی
گاههاازخندهیبیپایان
گاهازعشقوگاهازشکستدرراهعشق
میگفتند.
اوباشبستریبهخداوابستهمیشد،
بامولاناعاشقمیشدوباشهریاردرد
عشقمیکشید،امادرطولنوازش
گوشهایشتوسطاشعار،زیبایی
ودلرباییشعرهاوجودشرامتحیر
کردهبود.
@Arvan_sun.زادهمهر
اَروآنـه
دامنِچینوچیندارشکهبانقشونگاره یشیرازبادقتگلدوزیشدهبودرا جمعکردورویزمیننشست. کتاب
تواینمدتزمانِچالشایتاگردنویسنده
یکیازلذتبخشترینموضوعاتی
کهباهاشبرخوردداشتمموضوع
ایشونبود:)
توتمومِمدتنوشتنِاینمتنپراز
حسِغریبوقشنگبودم..
دوستِعزیز؛
نمیدونمالانبینِ۱۲۴تایاروانهم
هستییانه،اماخواستمبگم
«بابتاینحسخوبخیلیازتممنونم»
@Arvan_sun
سمنانهمیشهخلوتهماینخلوتبودنش
بهشارامشمیبخشه.
سمنانبیندوشهرپرجمعیتهایرانهولی
هیچوقتمقصدنیست
همیشهمحلاستراحتمسافراستو
مسافراکهکارشونتمومشهسمنانو
تنهامیزارنومیرن.
داستاناشناییبودنه؟انگارهممون
یهبارسمنانبودیم:)
@Arvan_sun.زادمهر
اَروآنـه
سمنانهمیشهخلوتهماینخلوتبودنش بهشارامشمیبخشه. سمنانبیندوشهرپرجمعیتهایرانهولی هیچوقت
اماتاینازنینموبهزودیباهاتون
بهاشتراکمیزارم✨
رمانیکهخیلیازشبابرایفکرکردن
بهسناریوشخوابمنبرد.
@Arvan_sun
اریعزیزمن؛
ادمهامیروند،خاطرههافراموشمیشوند
گلهاخشکمیشوند،چایهاسردمیشوند
چشمهاخشکمیشوند،غمها،خوشحالی
هاتماممیشوند،قورمهسبزیهایی
کهدریخچالگذاشتهایخرابمیشوند،
افتابگردانهاروزیازافتابدلمیکنند،
روزهاشبمیشوند،شبهاروزمیشوند،
ماندگارترینهارفتنیمیشوند،
رفیقترینهانارفیقمیشوند،
نارفیقهارفیقمیشوند.
هیچچیزماندگاروماندنینیست،
تاقبلِرفتنقدرِبودنشانرابدان؛
چایراقبلسردشدنبنوش،
بهستارهقبلسحروبهابرقبلِ
شامگاهبنگر،گلراقبلخشکشدن
ببوی،ادمهاراقبلِرفتنبهاغوشبگیر.
بعدها،جزکاشوحسرت
چیزیبرایتنماند.
@Arvan_sun.زادهمهر