فروغفرخزاد:
از دست زندگی خسته شدهام، هر قدر به مسخرگی میگذرانم میبینم نمیشود که نمیشود..
@Arvan_sun
300.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچکسبرایتوماندگارترازخودتنیست
@Arvan_sun
افتابِمن؛چرااحوالتغروبگشتهاست؟
امروزهممانندتمامِروزها،
فقطکمیسردتراست.
دلتنگِخورشیدی؟خورشیددیدبهتنهایی
روشناییِاینشهرِخموشوتاریکنمیشود
رفترنگینکمانرابیاوردکهبرنقشسفیدِ
برفیوخیسِزمینرنگبزند.
سردیِهواکههراسیندارد،بترساز
روزهاییکهخورشیدمیتابدشکوفهها
شکفتهمیشوندُدل،بیخبرازحالُاحوالِ
زمینازخورشیدرویمیگرداندوانبوهِ
برفهایشقصدرفتننمیکنند.
سردیهواکههراسیندارد،
ازسردیدلهابترس.
ازشوقوذوقبربادرفتهکودکیکهدروناینه
حبسشدهبترس.
سردیکههراسینداردجانم؛
قطراتبارانقلبترالمسمیکند
چهازاینبهترکهبذرِمهرتجانبگیردو
باطراوتهمچونسروسربهفلکبکشد.
@Arvan_sun.زادهمهر
Mohsen Chavoshi @RozMusic.comMohsen Chavoshi - Ajab Oomadi.mp3
زمان:
حجم:
11.8M
زمستونشده؛زمستونشده
ازاینسایهیجگرخونشده«سراغیبگیر»
عجباومدی•محسنچاوشی
شهریار :
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم؛ ناگهان دل داد زد: دیوانه، من میبینمش..!
@Arvan_sun
باچهرهیسرخبالایسرشایستادهبودند؛
هقهقششدتگرفت،
اشکهایشروانهیگونههایششدند.
باکلافگیگفتند:همهدچارِغماند
ماهمهمینطور.هرکسبهنوعیدچاراست
،سنگرویسنگبندنمیشود
اگرهرکسمانندتوباشد.
باصدایگرفتهگفت:نگفتمشماغمندارید
فقطحالمکمیخوبنیست،
فقطشانههایمدردمیکند،کاشجایِ
بهرخکشیدناندوهتانکمیهمدردیمیکردید.
@Arvan_sun.زادهمهر
وحشیبافقی میگه :
گر بدانی حال من گریان شوی بیاختیار. . .ای که منع گریهی بیاختیارم میکنی!
@Arvan_sun
چایترابنوش؛
روحازهمگسستهاتبهارامشنیازدارد
تااتمامفنجانچایت،اندیشهیدیگریرا
درسرنچرخان!
@Arvan_sun.زادهمهر
کولهباریازبرفبرسرکوچههااوارمیشد؛و
نقشرنگیراازبینمیبردوبومنقاشیطبیعت
رادوبارهسفیدکردتابهاربرنقشسفیدش
رنگبکارد.
روزیدراغوشزمستاندخترکیبلندبلند
میخندیدوبازیمیکرد،روزدیگریاززمستان
نوجوانیباقدمهایشبربرفیادگاریمیگذاشت
تازمستانببیند.
دردگرروزجوانیخستهازنرسیدنبردرخت
سفیدرنگضربهمیزد،وحالامروز
هماندخترکیکهنوجوانیوجوانیراردکرد
ازپشتپنجرهبهبرفسنگینیکهمیبارد
نگاهمیکندواهمیکشدوموهایهمرنگ
برفخودراجمعمیکند.
همیشهلازمنیستبرفبیایدتابهیادخاطراتش
باشد،نگاهیبرموهایسفیدرنگشمیکندو
بهروزهایکودکیخودبازمیگرددو
یکدقیقهراپیشماودقیقهدیگررا
پیشدخترککوچکدرونشسپریمیکند.
چشمهایشدرفصلهایدیگربهدرو
درزمستانبهپنجرهخشکمیشد.
انگارمیخواستبهزمستانبگویدنامتوبه
سردیرفتهودلِکودکانمنسردشده.
زمستانلبخندیازهمانمخصوصهای
خودمیزندومیگذاردهمدمهایش
ازدردِدلخودبرایشبگویند.
@Arvan_sun.زادهمهر
اغوشِبازخانهیدل
میزبانِهمیشگیانانیستکه
بههنگامغم،بارسفربهسمتخوشیِ
کسدیگریرانبندند.
میزبانِانانیستکهبادستودلبازی
معرفتخرجمیکنند.
@Arvan_sun.زادهمهر