eitaa logo
اَروآنـه
121 دنبال‌کننده
896 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
انگار که هیچ وقت اسمان تمیز نبوده, طوری سیاه شده است که فراموش کرده ام زمان ابی بودنش چه شکلی بود. سرفه و عطسه های پی در پی, دستگاه تنفس, مرگ به علت کمبود اکسیژن. هنوز مقداری وقت برای جنگ با الودگی مانده است, هنوز مقداری وقت مانده هست...... مهرسانوشت https://eitaa.com/carrotf
تو عمرم جز سکوت برای هیچ کس ارزوی شکستن نکردم مهرسانوشت🦋 https://eitaa.com/carrotf
غم هامو دادم به باد ببره روزای بدم دادم به باد ببره شب های بی رحمم و دادم به باد ببره نا مهربونی ها رو دادم به باد ببره سنگدلی هارو دادم به باد ببره کینه هارو دادم به باد ببره قضاوت هارو دادم به باد ببره تا چیزی نمونه ازشون مهربونی هارو دادم به خورشید شادی هارو دادم به خورشید روزای خوبم و دادم به خورشید هرچی خوب بود دادم به خورشید که همیشه درخشان همشون و نشون بده مهرسانوشت🦋 https://eitaa.com/carrotf
هر محکم راه رفتنی، محکم حرف زدنی، نترس بودنی، هر شجاعتی را کسی در وجودت پرورش میدهد با جمله هایی که میدانی راست است و از ته دل است مانند تا ابد کنارت هستم و همیشه مانند کوه پشتتم. میدانی که در عمل هم همینطور است میدانی که این جملات فقط حرف نیست دلت گرم میشود و شجاعتی درونت به وجود می اید میدانی همیشه پشت و پناهی داری میدانی کسی را داری که وجودش برایت دلگرمی است. کسی که بهش میگویی پدر و او فرشته است مهرسانوشت🦋 https://eitaa.com/carrotf
عیدی نمی خواین؟
https://eitaa.com/Mz1313/3390 قربونت عزیزم🦋✨
بقیه عیدی, نمی خواین؟؟ https://eitaa.com/carrotf
_جیغ کشید: داستان من اینجا تمام نمی شود. با نسبتا صدای بلندی گفتند: زندگی انچه تو فکر میکنی نیست. گفت: انچه که شما می گویید حقیقت نیست. گفتند: همیشه انطور که می خواهی نیست، حقیقت تلخ است. گفت: شماها متوجه نیستید که در زندگی حقیقت شیرین می شود، متوجه نیستید ریشه ی امید در دل همه می روید. جوابش را دادند: امید در شهرما خیلی وقت است که فقط افسانه است. اشکهایش را پاک کردو گفت: شهر من و شما یکی نیست. گفتند: تو هم در این شهر ساکن هستی پس شهر ما و تو یکی ست. با قاطعیت گفت: من جسمم را اینجا پیش شما گذاشته ام روحم را به شهر افسانه ها فرستادم همانجایی که گفتید امید فقط در ان وجود دارد. خندیدند و گفتند: ماهم زمانی که جوان بودیم مثل تو فکر می کردیم. گفت: شما هیچ وقت مثل من نبودید، من هیچ وقت مثل شما نخواهم شد، من نمی گذارم امید در افسانه ها دفن شود. بازهم خندیدند، و بازهم خواستند افکار اشتباه خود را قالب تفکرات او کنند تا دگر حرف از امید نزند، انقدر سیاه شدند که دیگر هرکس را که از امید حرف بزند جوان و خام می دانند. انها هرگز پخته نشدند، هرگز زندگی را درک نکردند. انها فقط بزرگ شدند و فکر میکنند چون بزرگ شدند می توانند ناامیدی را رواج دهند، فکر میکنند افکار پوسیده شان از همه بهتر است مهرسانوشت🦋✨ https://eitaa.com/carrotf
من اعتیاد دارم، اعتیاد به پاستیل خوردن اعتیاد به شیرینی شیر برنج اعتیاد به شیرکاکائو سرد اعتیاد به بغل کردن عزیزام اعتیاد به نور اعتیاد به قورمه سبزی اعتیاد به دوغ ابعلی اعتیاد به سبزی از نوع بادرنج اعتیاد به خورشید اعتیاد به ماه اعتیاد به مهربونی بیش از حد اعتیاد به بوی چوب و کاغذ اعتیاد به نجوم اعتیاد به کتاب اعتیاد به قوانین شکستن اعتیاد به ادامس باد کردن با وجود اینکه بلد نیستم اعتیاد به گل افتابگردون، بابونه من معتاد اینها شدم چون دلایلی برای زیستنم شدن، دلایلی برای زندگی کردن نه نفس کشیدن تنها. مهرسانوشت🦋💖 https://eitaa.com/carrotf
امروز اخرین روز سال ۱۴٠۲ و اخرین روز از یازده. سالگیه من🥺