eitaa logo
-عروةُ‌الوثقی!
1.1هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
2.6هزار ویدیو
40 فایل
بسم‌الله !- چقدرزیباست‌زمزمه‌آرام‌آب، کهـ‌درگوشم‌مۍخواند: چقدرخوش‌است‌اقبالم. آرۍ،من‌همان‌جوانه‌روییده‌شده درکنارآبشارم. {تبیلغ| @Abmin_Kaf} -بیسیم‌ِکانال📻 https://harfeto.timefriend.net/17508906182819 'عروة الوثقی"محکم؛استوار کپی:واجب
مشاهده در ایتا
دانلود
3.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 وقتی شهید صدر زاده جشن پتو را با پرتااب پتو جابجا کرد | توصیه می‌شود این فیلم را ببینید| 🔹️ یادش بخیر آبان سال ۹۲ بود، اون روز که جدا شدیم ابوحامد و فاتح در حیات دنیایی ما بودند و امروز در عندربهم یرزقون‌اند. ◇ آخرین روز از اولین دیدار ما با دلاوران فاطمیون در زمین تمرین تیراندازی بود. ◇ رسم بچه‌ها جشن پتو برای کسانی بود که می‌خواستند به مرخصی بروند. به این شکل که پتو روی سرش می‌انداختند و تا می‌خورد می‌زدنش! حالا تصور کنید که بدن نحیف ما کجا و ضربات مشت و ... بچه‌ها کجا! ◇ با درایت شهید مصطفی صدرزاده آن جشن پتو تبدیل به انداختن بچه‌ها با پتو به سوی بالا شد و انقدر این کار جذاب بود که همه بچه‌ها نوبتی برای این جشن جدید نامزد شدند. ◇ و این‌طور بود که بعد از سالم ماندن در منطقه جنگی از کوفتگی قطعی نجات یافتیم. 🔺️خاطره‌ای بود از همرزم شهید مصطفی صدرزاده @ArwaalWaghti
6.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهیدی کِ نذر حضرت عباس بود... هم زنده بودن اش و هم شهادتش... یک ربع قبل از اذان ظهر تاسوعا....
8.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_آقا مصطفی حواست هست دیگه؟:)! بهش میگم زود بیا بد دیر میاد .. _دردودل‌های‌دختر‌شهید‌صدرزاده🙂👩🏼‍🦯 _بماند‌یادگاری
-عروةُ‌الوثقی!
#ابوعلی_کجاست؟ #معرفی_کتاب #کتابدار پ.ن: جالب بودا؛ بیان راجب #رفیق_شهید‌ت مصاحبه کنن باهات بعد و
در میان خون و آتش' پیکرت بر دوش من' جان نده،سید نرو' این گونه در آغوش من' میبرم جسم تو' تا هرکجا پایم رود'' تو فقط ذکر حسینت را بگو' در گوش من... -دو رفیق دو شهید- _عروه‌الوثقی
هدایت شده از -عروةُ‌الوثقی!
3.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 وقتی شهید صدر زاده جشن پتو را با پرتااب پتو جابجا کرد | توصیه می‌شود این فیلم را ببینید| 🔹️ یادش بخیر آبان سال ۹۲ بود، اون روز که جدا شدیم ابوحامد و فاتح در حیات دنیایی ما بودند و امروز در عندربهم یرزقون‌اند. ◇ آخرین روز از اولین دیدار ما با دلاوران فاطمیون در زمین تمرین تیراندازی بود. ◇ رسم بچه‌ها جشن پتو برای کسانی بود که می‌خواستند به مرخصی بروند. به این شکل که پتو روی سرش می‌انداختند و تا می‌خورد می‌زدنش! حالا تصور کنید که بدن نحیف ما کجا و ضربات مشت و ... بچه‌ها کجا! ◇ با درایت شهید مصطفی صدرزاده آن جشن پتو تبدیل به انداختن بچه‌ها با پتو به سوی بالا شد و انقدر این کار جذاب بود که همه بچه‌ها نوبتی برای این جشن جدید نامزد شدند. ◇ و این‌طور بود که بعد از سالم ماندن در منطقه جنگی از کوفتگی قطعی نجات یافتیم. 🔺️خاطره‌ای بود از همرزم شهید مصطفی صدرزاده @ArwaalWaghti