واقعاً جای تأمله که چرا راحتتر میتونیم از خودمون فرار کنیم تا اینکه روبروی خودمون وایسیم و ببینیم کی هستیم
تا حالا به این فکر کردی که شاید چیزی به اسم «حقیقت مطلق» اصلاً وجود نداشته باشه؟ شاید هرکسی دنیا رو از پنجرهی خودش میبینه و همون براش حقیقیه.
همه دوست دارن یکی درکشون کنه، ولی خیلی کم پیش میاد کسی واقعاً بخواد دنیا رو از چشم یه نفر دیگه ببینه.
فکر کنم بیشتر از اینکه از تغییر بترسیم، از این میترسیم که بعدش دیگه خود قبلیمون نباشیم.
یه وقتایی سکوت از هزار تا بحث و دلیل قویتره. نه چون حرفی برای گفتن نیست، چون میدونی طرف مقابل فقط دنبال اینه که ثابت کنه خودش درسته.
یه سؤال... اگه همهمون تو یه دنیا زندگی میکنیم، پس چرا خاطرهای که ازش داریم اینهمه فرق میکنه؟
بعضی سؤالا اصلاً برای جواب گرفتن نیستن. فقط میان یه گوشهی ذهنت میشینن و ولت نمیکنن.