🏴🕌بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
🌙 🏴 ماهمحرم
آهے که ماهِ اشک را مجنون ماتم مےکشید
نے ناله را مستانهے شورِ محرم مےکشید
جنسِ سروده مےشد و بر روے لبها مےنشست
با شور شیرین تبش، آتش به عالم مےکشید
تنها به مویے بند بود بغضِ دلِ مدّاحِ عشق
با مدِّ آهے، چهرهے غم را معظم مےکشید
شور افکنِ شیرینشکر، قرص قمر در انجمن
عباس آمد در نظر، ابرو که درهم مےکشید
بر خاک، تا آئینهفام، افتاد خورشید فلک
نورِ هلالِ ماه را با قامتِ خم میکشید
با خونِ دل، آغشته کرد آشفتهحالی را، نفس
چشمِ سرِ شوریده را، اندر خُم غم مےکشید
پیراهن مشکی به تن، شال عزا بر گردنش
دور قمر چرخی زد و..اے واے از آن دم میکشید
بیراهههاے راه را، بیتابِ دشتِ روضه کرد
دیوانهے انگشت نما، در کوچه، پرچم میکشید
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#تقدیم_به_تمامی_مداحان_اربابم😭
🖤فرا رسیدن ماه محرم و
♥️ایام سوگواری سالار شهیدان
🖤امام حسین(ع) تسلیت باد🏴
وقتی که دیدے پرسشِ بیپاسخم، دمساز من
چون پاسخِ بیپرسشے، افشا شدے همراز من
دستے توانگر بودے و با چشمِ بینا آمدے
تنگِ بغلِ آرامشِ آشفته مویِ باز من!
با خنده گفتے: عشق من! با گریه بوسیدم تو را
باور نمیکردم شوے، بال و پرِ پرواز من
سرشارِ از روئیدنے، سرچشمهے عشق زلال
تا بر لبِ سردِ زمان ماسیده بود ابراز من
ویرانه بودم قبلِ تو، بارانِ آبادی شدے
با تو پر از نقاشیام، زیباترین آغاز من
بم به رطب مینازد و ساوه به شیرینِ انار
من هم به عطر مستِ تو، افسونگرِ شیراز من
شد خلوت آرام جان، بیتابِ این یک جملهات:
آیے به بام پنجره!؟ ...شاخه نبات ناز من
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#یاحضرترقیہسادرڪنۍ...💔
لبﻫﺎے تو که از عطش خشکیده بود مهتاب من
غمنامہ را به دستِ آب، داده دلِ بیتاب من
وقتی که دیدم مۍدوید، طفلۍ سہ سالہ روے خار
ﺻﺤﺮﺍے ﺳﻮﺯﺍﻥ شد دلِ غمدیدهے سرداب من
دادم خدایم را قسم، به غیرتِ عباس عشق
که مشک خالے پُر شود از اشکِ شعر ناب من
سجده به خاکِ پایِ تو یک واجبی دینے شده
این نسخہ را پیچیدهست خونینِ دلِ محراب من
مرغ دلم را راهےِ سوریہ کردم بیهوا
وقفِ غمِ جانان شود تنهایی اصحاب من
من یک مدینہ نالہام، با شور و شین کربلا
دردِ دلِ دلتنگیام را کن دوا! اے تاب من!
روحی مصور میشود، جان را مجسم میکند
نے، ﺑﺎﺻﺪﺍےِ ﻫﺎے ﻫﺎے ،ڪﻮﺩڪانِ خواب من
جان وجهان قربانِ تو، مسندنشینِ آسمان
افتادهام دستم بگیر، دردانهے ارباب من!
اشکِ زلال زمزم آئینه دارد مےکشد...
تالحظههاے بے درنگ، نقش تو را در قاب من
از بس که گفتم: بیهوا،بے بے رقیہ جان! سلام
آخر نمکگیرِ نگاهت شد دلِ بیتاب من
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#یا_رقیہ_خاتون_س🍂
#بابایےتریندخترعالم
#رقیه_بنت_الحسین_سلام_الله_علیها_مددی
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_...💔
راحتم، غارتگر آرامشم، صبر و قرارم
مانده بودم که در این گرما چرا یخ زد کنارم؟!
بردمش کالبد شکافی تا بدانم علت مرگ...
گفته: از آغاز خلقت، چون حسین را دوست دارم...
عاشق و شیدا شدم دیوانهے کوے محبت
یاحسین جان شد دلیلِ روشناے چشم تارم
عقل دیوانه! از اول اختیارات به اجبار
چارهے بیچارهے ناچار را کرده دچارم
شه کلید منزلم را بردے و دادے اجاره
نامروت! گفته بودم: تاب مستأجر ندارم
نوری از جنسِ جلا را این عمل، از من گرفته
کوری و اصلاً نمیبینی، چه! سخت است روزگارم
بر سر سطر غزل، تکلیف رفتن، مشق شب شد
تا ندیدی حالتِ دللرزههاے بیقرارم
با خودم رفتم به رؤیای حریم گرمِ آغوشِ
تنگِ آرام ضریحِ پرنیان، جان میسپارم
بوے یاس و عطر باران میوزد حالا که مُردم
حالت گرمِ نگاهِ مستِ چشمان خمارم
بیکسیها را بغل میگیرم و با حال گریه
روے زانویِ علمدارِ حسین سر میگذارم
رفته در پاے گذر، نیشِ لبِ خار مغیلانِ
به اسارت میروم همراهِ زینب خونببارم
در رگ و خونم شده جاری، نشانِ شعر باران
شاعر شوریده ے بیتابِ بیصبر و قرارم
#کبری_رحمتی(بیتاب)
#عشق_فقط_یک_کلام
#حسین_علیهالسلام