#خدا_را_شکر_مولایم_علی_شد
روزی آقا رسول اکرم(ص) در یکی از جنگ ها از مولا علی بی خبر بود و فرمودند که هر کس خبر سلامتی علی(ع) را بیاورد هر حاجتی داشته باشد برآورده میکنم.
سلمان مولا علی(ع) را پیدا کرد
و داستان را بازگو کرد وخواست که سریع برگردد که امام علی(ع) گفت:
سلمان چیز گران بها از رسول اکرم(ص) بخواه.
و اینطور درخواست کن
یا رسول خدا زمانی که به معراج رفتی خداوند سه هزار کلمه را بعنوان رمز بین خود و شما آموخت،
هزار کلمه بعنوان آموزش به امت خویش، هزار کلمه بعنوان آموزش به اولیاء الله و هزار کلمه رمز بین خود و خداوند من یکی از اون هزار کلمه رمز بین خدا و رسولش(ص) را میخواهم.
سلمان آمد و خبر سلامتی مولا داد و درخواستی که علی(ع) به او آموخته بود را بیان کرد.
رسول اکرم (ص) فرمودند:
سلمان این حرف تو نیست حرف علیست باشد میگویم. سلمان یک کاسه پرازآب ویک سوزن بیاور.
بعد رسول اکرم(ص) سوزن را درون کاسه پر از آب کرد و درآورد،
پرسید سلمان بر نوک سوزن چه میبینی؟
سلمان پاسخ داد اندکی رطوبت.
بعد رسول اکرم(ص) فرمود :
که سلمان ؛ به خدا قسم فردای قیامت هر کس به اندازه این رطوبت حب علی در دل داشته باشد در آتش جهنم نمی سوزد.
📗نصايح - سخنان چهارده معصوم - هزار و يک سخن : ص 233)
به نقل از کتاب داستانهايي از بسم الله الرحمن الرحيم (جلد 2) تاليف قاسم مير خلف زاده )