eitaa logo
کانال ܫߊ‌ܢܚ݅ܧߊ‌ࡍ߭ ܥ݆ܣߊ‌ܝ‌ܥ‌‌ܘ ܩܫࡎࡐ‌ܩܢ ܫܠࡅ࡙ܣܩܢ ߊ‌ܠܢܚܠߊ‌ܩܢ
3.2هزار دنبال‌کننده
15هزار عکس
7.7هزار ویدیو
380 فایل
🌺براے بهره‌منـבے از پیامبر ص و سایر ائمه(علیهم السلام) نیز بایـב از واسطه‌ے ؋ـیض الهے بهره‌منـב گشت و از בریچه‌ے وجوב حجت زماט از انوار سایر معصومین(علیهم السلام) بهرـہ منـב شـב.تمام سعاבت و شقاوت انساט בرگرو معر؋ـت امام زماט عج اللـہ است‌ 🌼 @cyber_2017
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 🔵باید خودمان را برای ابد بسازیم ✍علامه حسن زاده آملی: کاری مهم‌تر از خودسازی نداریم. خودسازی مهم‌ترین کار است. هر یک از ما و شما هم نوبت و فرصتی داریم. این نوبت هم کم و زیاد ندارد. مثل نوبت کارهای عادی‌مان نیست. آقا امروز نشد، فردا نوبتمان باشد ندارد. این‌طور نیست. از اول تا آخر، در یک امتداد زمانی نوبت هر یک از ماست. از اول تا آخر یک سر سوزن کم و زیاد ندارد. نوبت و فرصت که تمام شد، دیگر تمام شده است. و ما در این نوبت باید خودمان را برای ابد بسازیم. و دین خدا آدم‌ساز است. 📚 برگرفته از کتاب «گفت‌وگو با علامه حسن‌زاده آملی» ص ۴۴ عج الله 👇 🌸⃟🌷🌴🌿♻️჻ᭂ࿐✰ @Asheghan_Amiralmomenin 🌹
🌹 📚 داستان کوتاه 🔴 نصوح مردی بود شبیه زنها، صدایش نازک بود، صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت. او با سوء استفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار دلاکی میکرد و کسی از وضع او خبر نداشت. او از این راه، هم امرار معاش میکرد و هم برایش لذت بخش بود. گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست. روزی دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد. از قضا گوهر گرانبهایش همانجا مفقود شد. دختر پادشاه در غضب شد و دستور داد که همه را تفتیش کنند. وقتی نوبت به نصوح رسید او از ترس رسوایی، خود را در خزینه حمام پنهان کرد. وقتی دید مأمورین برای گرفتن او به خزینه آمدند، به خدای تعالی رو آورد و از روی اخلاص و به صورت قلبی همانجا توبه کرد. ناگهان از بیرون حمام آوازی بلند شد که دست از این بیچاره بردارید که گوهر پیدا شد و مأموران او را رها کردند. و نصوح خسته و نالان شکر خدا را به جا آورده و از خدمت دختر شاه مرخص شد و به خانه خود رفت. او عنایت پروردگار را مشاهده کرد. این بود که بر توبه اش ثابت قدم ماند و از گناه کناره گرفت. چند روزی از غیبت او در حمام سپری نشده بود که دختر شاه او را به کار در حمام زنانه دعوت کرد و نصوح جواب داد که دستم علیل شده و قادر به دلاکی و مشت و مال نیستم و دیگر هم به حمام نرفت. هر مقدار مالی که از راه گناه کسب کرده بود در راه خدا به فقرا داد و از شهر خارج شد و در کوهی که در چند فرسنگی آن شهر بود، سکونت اختیار نمود و به عبادت خدا مشغول گردید. در یکی از روزها همانطور که مشغول کار بود، چشمش به میشی افتاد که در آن کوه چرا میکرد. از این امر به فکر فرو رفت که این میش از کجا آمده و از آن کیست? عاقبت با خود اندیشید که این میش قطعا از شبانی فرار کرده و به اینجا آمده است، بایستی من از آن نگهداری کنم تا صاحبش پیدا شود. لذا آن میش را گرفت و نگهداری نمود، پس از مدتی میش زاد و ولد کرد و نصوح از شیر آنها بهره مند میشد. روزی کاروانی راه را گم کرده بود و مردمش از تشنگی مشرف به هلاکت بودند عبورشان به آنجا افتاد، همین که نصوح را دیدند از او آب خواستند و او به جای آب به آنها شیر داد، به طوری که همگی سیر شده و راه شهر را از او پرسیدند. او راهی نزدیک به آنها نشان داده و آنها موقع حرکت هر کدام به نصوح احسانی کردند و او در آنجا قلعه ای بنا کرده و چاه آبی حفر نمود و کم کم آنجا منازلی ساخته و شهرکی بنا نمود و مردم از هر جا به آنجا می آمده و در آن محل سکونت اختیار کردند، همگی به چشم بزرگی به او می نگریستند. رفته رفته آوازه خوبی و حسن تدبیر او به گوش پادشاه رسید که پدر همان دختر بود. از شنیدن این خبر مشتاق دیدار او شده، دستور داد تا وی را از طرف او به دربار دعوت کنند. همین که دعوت شاه به نصوح رسید، نپذیزفت و گفت: من کاری دارم و از رفتن به نزد سلطان عذر خواست. مأمورین چون این سخن را به شاه رساندند، بسیار تعجب کرد و اظهار داشت: حال که او نزد ما نمی آید ما میرویم او را ببینیم. با درباریانش به سوی نصوح حرکت کرد، همین که به آن محل رسید به عزرائیل امر شد که جان پادشاه را بگیرد. بنا بر رسم آن روزگار و به خاطر از بین رفتن شاه در اقبال دیدار نصوح، نصوح را بر تخت سلطنت بنشاندند. نصوح چون به پادشاهی رسید، بساط عدالت را در تمام قلمرو مملکتش گسترانیده و با همان دختر پادشاه ازدواج کرد. روزی در بارگاهش نشسته بود، شخصی بر او وارد شد و گفت: چند سال قبل، میش من گم شده بود و اکنون آن را از عدالت تو طالبم. نصوح گفت: میش تو پیش من است و هر چه دارم از آن میش توست. وی دستور داد تا تمام اموال منقول و غیر منقول را با او نصف کنند. 🕊 آن شخص به دستور خدا گفت: بدان ای نصوح! نه من شبانم و نه آن، یک میش بوده است، بلکه ما دو فرشته، برای آزمایش تو آمده ایم. تمام این ملک و نعمت، اجر توبه راستین و صادقانه ات بود که بر تو حلال و گوارا باد. و از نظر غایب شد. به همین دلیل به توبه واقعی و راستین، (توبه نصوح) گویند. عج الله 👇 🌸⃟🌷🌴🌿♻️჻ᭂ࿐✰ @Asheghan_Amiralmomenin 🌹
🌹 ‌ ☘ آیت الله فاطمی نیا : 🌷 تا فرصت تمام نشده از باقیمانده این ماه مبارک استفاده کنید . قرآن بخوانید ، را که همه حفظ هستند مدام بخوانید که هر آیه یک ختم قرآن است . عج الله 👇 🌸⃟🌷🌴🌿♻️჻ᭂ࿐✰ @Asheghan_Amiralmomenin 🌹
اخلاق مهدوی 112.MP3
3.46M
🌹 💠 🎬 جلسه 88 👈چرا خدا ، دعای برخی مومنین را دیر جواب می دهد؟ ❇️ 90 جلسه در ماههای و در خدمت شما خواهیم بود با مباحث مهم و اصولی پیرامون ❇️ عج الله 👇 🌸⃟🌷🌴🌿♻️჻ᭂ࿐✰ @Asheghan_Amiralmomenin 🌹
🌹 🔷حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری: 🔰 گاهی بیدار شدن و خواندن برای برخی سخت می شود. می گوید: می خواهم سحر بیدار شوم؛ اما نمی توانم؟! 🔷 در حالی که «نمی توانم» معنا ندارد. یک پله به شب ها و روزهایت برگرد و ببین داری چگونه می گذرانی؟! 🔷 خیلی از اعمال و برنامه ها، توفیق نماز شب را از بین می برد. گاهی یک معصیت، توفیق سحر را از انسان می گیرد. یک سم اگر وارد بدن شود، بخشی از بدن را مختل می کند؛ در مسائل روحی هم همین طور است. 🔷چه چیز سحرخیزی را احیا می کند؟ یک توبه، یک انفاق، یک استغفار، یک بازگشت، یک نگرانی برای دوری از این توفیق ها، همه این ها توفیق بیداری شب را به انسان می دهد. قرار رمضان: برای سحری بیدار میشویم، نماز شب هم بخوانیم!👌 عج الله 👇 🌸⃟🌷🌴🌿♻️჻ᭂ࿐✰ @Asheghan_Amiralmomenin 🌹
4_691174505531314998.mp3
4.04M
🌹 ✳️امام رضا علیه السلام : هر کس در ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند، مثل این است که در ماه‌هاى دیگر قرآن را ختم کرده باشد. تحدیر (تندخوانی) 📗جزء سی ام قرآن کریم 🎙با صدای استاد معتز آقایی عج الله 👇 🌸⃟🌷🌴🌿♻️჻ᭂ࿐✰ @Asheghan_Amiralmomenin 🌹
17.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹💠 شرح دعای افتتاح 🎙 حجت الاسلام کفیل ▫️کلیپ شماره ۱ 🔘 ویژه ماه مبارک رمضان 👇👇 ┏━━━🍃🌷♻️🔰🌷🍃━━━┓ @Asheghan_Amiralmomenin ┗━━━🍃🌷♻️🔰🌷🍃━━━┛
16.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 شرح دعای افتتاح 🎙 حجت الاسلام کفیل 📹🟠کلیپ شماره ۳ 🟢 ویژه ماه مبارک رمضان 👇👇 ┏━━━🍃🌷♻️🔰🌷🍃━━━┓ @Asheghan_Amiralmomenin ┗━━━🍃🌷♻️🔰🌷🍃━━━┛
🌹 ‍⚪️یکی از یاران السلام نقل می‌کند: وقتى امام مجتبی عليه السّلام در مدائن (توسط عده‌ای از معترضان) مجروح شدند خدمت آن حضرت رسيدم... 🌹حضرت فرمودند: به خدا سوگند كه معاويه براى من بهتر از اين مردم است! ⚡️خیال می‌کنند كه شيعه من هستند. و حال آنكه كمر به قتل من بسته و بارم را به غارت و مالم را به تاراج بردند... به خدا اگر با معاويه جنگ كنم همين‌ها مرا دست بسته تحويل او خواهند داد! 🔰👈🏻 روزی پدرم امیرالمؤمنین علیه السلام به من فرمود: ... 🔻در حکومت معاویه حق مندرس می‌شود 🔻و باطل آشکار می‌گردد 🔻و صالحان لعن می‌شوند 🔻و هر كه در راه حق با او دشمنى ورزد، كشته مى‌‏شود 🔻و هرکه در راه باطل ولايت او را بپذیرد، صاحب قدرت می‌شود. 👈🏻 و این گونه خواهد بود تا اینکه خداوند مردی [ علیه السلام] را در و در دوران سختی و ناآگاهی مردم برانگیزد... 🔸در دوران او کافری باقی نخواهد ماند مگر اینکه به او ایمان بیاورد 🔹و بدکاری نخواهد بود مگر اینکه صالح و درستکار خواهد شد 🔸در حکومت او حتی درندگان رام و بی‌آزار می‌شوند، 🔹زمين، گياهانش را بيرون مى‌‏دهد 🔸و آسمان، بركتش را فرو مى‌‏فرستد 🔹و گنج‌‏هاى نهان برايش پديدار مى‌‏شوند. 🔸او شرق و غرب عالم را چهل سال (کنایه از سالهای طولانی) در اختيار خواهد داشت. 🌕 خوشا به حال كسى كه روزگار او را دريابد و سخن او را بشنود! 📚 الاحتجاج، ج2، ص290. علیه السلام علیه السلام💐 عج الله 👇 🌸⃟🌷🌴🌿♻️჻ᭂ࿐✰ @Asheghan_Amiralmomenin 🌹