🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀🌺🍀🌸🍀🌼🌸☘
🍀
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
💠 عقد برادری با عثمان بن مظعون
پیامبر عالیقدر اسلام صلی الله علیه و آله بعد از هجرت به مدینه و قبل از جنگ بدر (هشت ماه پس از هجرت) در یک آیین و مراسم اسلامی بین هر دو نفر از اصحاب خود عقد اخوت و برادری برقرار کرد تا چون دو برادر مراقب و یار یکدیگر باشند؛ البته آن حضرت در این کار خداپسندانه شخصیت و روحانیت طرفین را مراعات مینمود و از این رو برای خود، علی بن ابی طالب را انتخاب کرد و او را برادر خویش قرار داد، و بین ابوبکر و عمر عقد اخوت خواند و «ابو الهیثم بن تهیان» را با «عثمان بن مظعون» برادر قرار داد. (۱).
*
📚طبقات الکبری، ج ۳، ص ۴۴۸؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۳، ص ۱۲۰؛ مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۳۲۳.
☘🌺🍀🌸🍀🌼🍀
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🍀🌺🍀🌼🍀🌸🍀🌺🍀🌼🍀🌸🌼🍀🌸
🍀🌺
🌸
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
💠 اظهار ایمان و اسلام ابوالهیثم در مکه
بسیاری از مورخان نوشته اند: ابو الهیثم (مالک بن تیهان) نخستین کسی است که با «اسعد بن زراره» از مدینه به مکه آمد و با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ملاقات کرد، و به آن حضرت ایمان آورد و به مدینه بازگشت و اسلام خود را آشکار نمود، و سپس در میان هیئت بلند پایه انصار مدینه که هفتاد نفر بودند، برای ملاقات با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وارد شهر مکه شده و در عقبه با آن حضرت ملاقات کردند و آیین اسلام را پذیرفتند و به رسول خدا صلی الله علیه و آله گرویدند. او یکی از نقبای دوازده گانه (۱) است و با جهاد خود اسلام را نصرت بخشید.
*
نقیب در لغت به معنای ضامن است، و کسانی را میگویند که اسلام قوم خود را ضمانت کرده اند (الغدیر، ج
۲، ص ۶۹) و این دوازده نفر، نُه نفر از قبیله خزرج بودند و سه نفر از قبیله اوس که این سه شخصیت از قبیله اوس که همگی از انصار بودند، عبارتند از: ابو الهیثم بن تیهان، اسید بن حضیر و سعد بن خثیمه.
☘🌺🍀🌸🍀🌼🍀
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀🌺🍀🌸🍀🌼🌸🍀🌼
🍀🌺
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
💢 عقد برادری با عثمان بن مظعون
پیامبر عالیقدر اسلام صلی الله علیه و آله بعد از هجرت به مدینه و قبل از جنگ بدر (هشت ماه پس از هجرت) در یک آیین و مراسم اسلامی بین هر دو نفر از اصحاب خود عقد اخوت و برادری برقرار کرد تا چون دو برادر مراقب و یار یکدیگر باشند؛ البته آن حضرت در این کار خداپسندانه شخصیت و روحانیت طرفین را مراعات مینمود و از این رو برای خود، علی بن ابی طالب را انتخاب کرد و او را برادر خویش قرار داد، و بین ابوبکر و عمر عقد اخوت خواند و «ابو الهیثم بن تهیان» را با «عثمان بن مظعون» برادر قرار داد. (۱).
*
📚طبقات الکبری، ج ۳، ص ۴۴۸؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۳، ص ۱۲۰؛ مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۳۲۳.
🍀🌸🍀🌺🍀🌼🍀
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀🌺🍀🌸🍀
🌼🍀🌺
🍀🌸
🌼
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
❇️ مخالفت ابو الهیثم با خلافت ابوبکر
براء بن عازب، صحابی رسول خدا میگوید: پس از مشاهده سقیفه به شدت نگران شدم، ولی اندوه درونی را فرو خوردم و به فکر چاره افتادم. شبانه به سراغ مقداد، سلمان، ابوذر، عبادة بن صامت، ابو الهیثم بن تیهان، حذیفه و عمار یاسر رفتم و با آنان برای بازگرداندن خلافت به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله صحبت کردم، آنان میخواستند خلافت را به شورایی مرکب از مهاجران برگردانند (که در رأس مهاجران، حضرت علی علیه السلام بوده است). (۱).
از نقل این جریان روشن میشود که ابو الهیثم چون سایر اصحاب بزرگ پیامبر صلی الله علیه و آله نگران جانشینی خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و در رأس آنان حضرت علی علیه السلام بوده است و با خلافت ابوبکر موافق نبوده است.
دوازده (۲) نفر از مخالفان
خلافت ابوبکر، روز جمعه ای پای منبر پیامبر صلی الله علیه و آله جمع شدند و هر کدام مقابل ابوبکر سخنانی ایراد کردند، «ابو الهیثم بن تهیان» از جمله این جمع بود که پس از «خزیمة بن ثابت» برخاست و گفت:
یا أبابکر، انا أشهد علی النبی صلی الله علیه و آله أنه أقام علیاً فقالت الانصار: ما أقامه الا للخلافة، و قال بعضهم: ما اقامه الا لیُعلم الناس أنّه ولیُّ مَن کان رسول اللَّه صلی الله علیه و آله مولاه، فقال صلی الله علیه و آله: ان اهل بیتی نجوم أهل الأرض فَقدِّموهم و لا تُقدّموهم؛
ای ابوبکر، من شاهد بودم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، حضرت علی علیه السلام را (در غدیر خم) بلند کرد، جمعی از انصار گفتند: او را بلند نکرد مگر برای خلافت و جانشینی خود و بعضی دیگر گفتند: او را بلند کرد تا به مردم بفهماند هر کس پیامبر را دوست دارد علی را نیز دوست بدارد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اهل بیت من چون ستارگان روی زمین هستند، آنها را مقدم بدارید و بر آنان پیشی نگیرید.
ابو الهیثم، این حدیث را نقل کرد و نشست و سایرین برخاستند و با ابوبکر درباره تقدم علی علیه السلام بر او احتجاج کردند. (۳).
*
📚شرح ابن ابی الحدید، ج ۱، ص ۲۱۹.
دوازده نفر عبارتند از: ۱ - خالد بن سعید بن عاص ۲ - مقداد بن اسود ۳ - اُبیّ بن کعب ۴ - عمار یاسر ۵ - ابوذر غفاری ۶ - سلمان فارسی ۷ - عبداللَّه بن مسعود ۸ - بریده اسلمی (از مهاجرین) ۹ -
خزیمة بن ثابت (ذو الشهادتین) ۱۰ - سهل بن حنیف ۱۱ - ابو ایوب انصاری ۱۲ - ابو الهیثم بن تیهان (و تعدادی دیگر از انصار بودند).
ر. ک: خصال صدوق، ج ۲، ص ۴۶۱ - ۴۶۴، باب اثنی عشر، ح ۴.
🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🍀🌺🍀🌼🍀🌸🍀🌺🍀🌼🍀
🌸🍀🌺
🍀🌼
🌸
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
💠 پشتیبانی ابو الهیثم از خلافت امیرمؤمنان
🌀اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از کشته شدن عثمان در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله به مشورت و گفت و گو پرداختند تا ببینند چه کسی عهده دار خلافت آنان شود، چون مسجد مملو از جمعیت شد، در آن جمع عمّار یاسر، ابوایوب انصاری، مالک بن عجلان، رفاعة بن مالک و ابوالهیثم بن تیهان نظر دادند که باید امیرالمؤمنین علیه السلام را به خلافت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله برگزینند و در آن جا فضل و سابقه و جهاد و قرابت آن حضرت را یادآور شدند و مردم را به موقعیّت ممتاز حضرت علی علیه السلام آگاه نمودند.
از جمله مطالبی که با مردم در میان گذاشتند، این بود که: ما اینک به خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام راضی و خشنود هستیم و شما ای مهاجرین و انصار و ای دیگر مردم، به خواست خداوند برای خودمان و شما از هیچ خیری فروگذار نیستیم و علی علیه السلام چنان است که خود به خوبی او را میشناسید و ما جایگاه و منزلت هیچ کس را مانند او نمی دانیم که بتواند این کار مهم را به دوش بکشد و سزاوارتر از او باشد.
آن گاه همه مردم گفتند: ما به خلافت علی بن ابی طالب راضی شدیم و او همان است که شما گفتید، بلکه بهتر
از آن است و همگان برخاستند و به حضور امیرالمؤمنین رسیدند و با آن حضرت بیعت کردند. (۱).
پس از آن که مردم به راهنمایی و هدایت بزرگان اصحاب چون عمار یاسر، ابو الهیثم و ابو ایوب انصاری آماده بیعت با امیرالمؤمنین علی علیه السلام شدند، اول کسی که برخاست و دست بیعت با آن حضرت داد، طلحه و زبیر بودند، سپس مهاجرین و انصار برخاستند و بیعت کردند و به دنبال بیعت آنان، سایر مردم بیعت نمودند.
عمار یاسر و ابو الهیثم از مردم برای حضرت بیعت میگرفتند و به مردم میگفتند:
بیعت میکنیم با شما مردم بر طاعت خدا و سنت رسول خدا و اگر غیر این باشد و ما وفا نکنیم، پس شما اطاعت ما نکنید و بیعتی به گردن شما نداریم و قرآن امام ما و امام شما باشد (تا آخر حدیث).
* 📚ر. ک: شرح ابن ابی الحدید، ج ۴، ص ۸ و ج ۷، ص ۳۶.
🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀🌺🍀🌸🍀
🌸🍀🌼
🍀🌺
🌸
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
💠 سخنان خیرخواهانه ابو الهیثم در آستانه حرکت به بصره
🌀هنگامی که امیرالمؤمنین علی علیه السلام از حرکت طلحه و زبیر و عایشه از مکه به سمت بصره، آگاه گردید، منادی ندا داد و مردم را با فریاد «الصلاة جامعه» به مسجد فرا خواند.
اصحاب و یاران امام علیه السلام در مسجد تجمع کردند و حضرت امیر علیه السلام پس از حمد و ثنای الهی، خطبه ای برای اجتماع کنندگان ایراد نمود، و در عظمت پیامبر صلی الله علیه و آله و برتری خود در امر خلافت و نیز درباره پیمان طلحه و زبیر و نقض آن و رفتن این دو به بصره و ایجاد فتنه و آشوب سخن فرمود و مردم را برای
حرکت به جانب بصره و جنگ با ناکثین فراخواند؛
در همین حال «ابوالهیثم بن تیهان» برخاست و عرض کرد: ای امیر مؤمنان، حسادت قریش به شما به دو گونه است: بزرگان و صلحای آنان به فضل و منقبت و به علو درجه معنوی شما رشک میورزند و غبطه میخورند و میکوشند تا فضایل شما را به دست آورند و امّا حسادت اراذل قریش که خطرناک هم هست به گونه ای است که کردار نیک شان را تباه میکند و بار گناهشان را سنگین تر میسازد، آنان در حسادت به منزلت بلند و جایگاه رفیع شما نزد خدا و رسولش و نزد امت تا جایی پیش رفته اند که حتی راضی نمی شوند که خود را با شما برابر ببینند و در اندیشه آنند که در نیابت از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و اداره امور مسلمین، از شما سبقت گرفته و بر شما تقدم جویند.
امیدوارم خداوند متعال آنان را از رسیدن به مقصود بی پایانشان در این میدان واژگون گرداند.
ما میدانیم که تو شایسته ترین مرد قریش و سزاوارترین آنان به مسند خلافتی، چرا که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را در حیاتش یاری کردی و حقوق او را در مرگش ادا نمودی، به خدا سوگند که آتش فتنه و ظلم قریش، فقط دامان خودشان را خواهد گرفت (و اعمال خودشان را خواهد سوزاند و اعمالشان را تباه خواهد ساخت.
و عواقب وخیم این نافرمانی سرانجام دامن گیر خودشان خواهد بود)، و ما هم یا امیرالمؤمنین همه انصار و یاران توایم، پس به هر
چه که میخواهی فرمان بده. »
سپس اشعاری در این باره سرود. امیرالمؤمنین علیه السلام او را به دعای خیر پاداش داد، سپس دیگران برخاستند و هر کدام مانند ابوالهیثم از حرکت به سوی بصره و جنگ با ناکثین، امام علیه السلام را تأیید نمودند. (۱).
*
📚ر. ک: امالی مفید، ص ۱۵۴، مجلس ۱۹، ح ۶.
🌺☘️🌸☘️🌼☘️
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀🌺🍀🌸🍀
🌼🍀🌺
🍀🌸
🌼
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
💠 سخنان آتشین ابو الهیثم در صفین
ابوالهیثم در یکی از روزهای جنگ صفین، صفوف سپاه عراق از لشکریان علی علیه السلام را منظم کرد و سپس آنان را با سخنان گرم و آتشین برای حمله به شامیان آماده کرد و چنین گفت:
ای اهل عراق، اینک میان شما و پیروزی نزدیک و با میعادگاه هایتان در بهشت فاصله ای کمتر از یک روز است، پس با قدمهای استوار و صفوف منظم به استقبال بهشت بروید، امروز جمجمههای خود را ساعتی به خدایتان عاریت دهید و از او استعانت جوئید و با دشمنان خدا و دشمنان خودتان پیکار کنید و آنان را بکشید، که خدایشان آنها را بکشد، و آنان مضمحل و متواری میگردند و در این راه صبور باشید چرا که زمین از آن خداست و هر که را بخواهد وارث آن میگرداند، اما حُسنِ عاقبت همانا از آنِ پرهیزکاران خواهد بود. (۱).
*
📚شرح ابن ابی الحدید، ج ۵، ص ۱۰۹.
🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀🌺🍀🌸🍀
🌼🍀🌸
🍀🌺
🌼
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
❇️ شهادت ابو الهیثم
بی شک ابو هثیم در جنگ صفین و در راه دفاع از آرمان ولایی خود به دست سربازان و لشکریان فریب خورده معاویه به شهادت رسیده است.
محدثان و مورخان معتبری مانند شیخ طوسی، ابن ابی الحدید، نصر بن مزاحم، ابن سعد و ابن اثیر به این مطلب تصریح کرده اند. بر خلاف برخی از مورخان معتبر، (۱) تعدادی متعصب مثل «ابن قتیبه» تلاش دارند که مرگ ابو الهیثم را قبل از زمان خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام اعلام نمایند تا بدین وسیله فضایل و مناقب امیر مؤمنان علیه السلام و صحابی بزرگی مثل ابو الهیثم را در رکاب آن حضرت در صفین انکار نمایند، ولی با توجه به صراحت کلمات جمعی
از محدثان و مورخان و نیز خطبه دردمندانه امام علیه السلام (در واپسین روزهای عمر پر برکت خود که به یاد شهدای صفین فرمود: «أین عمار، أین ابن التیهان... ؛ کجایند عمار و ابن تیهان و ذوالشهادتین... آنان که پیمان جانبازی بستند و دعوت امام خود را برای جهاد در راه خدا پذیرفتند.... » (۲) ).
💠امیرالمؤمنین علیه السلام در شهادت این بزرگ صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار اندوهگین شد و نام او را در ردیف عمار یاسر، ذوالشهادتین و مالک اشتر قرار داد و در خطبه ای نام ایشان را با آه و اندوه به زبان آورد؛ زیرا چند روز قبل از آن که امیرالمؤمنین علیه السلام توسط اشقی الاشقیاء «ابن ملجم مرادی» به شهادت برسد، خطبه بسیار مهمی برای مردم کوفه ایراد نمود و مردم را برای جنگ با معاویه تشویق کرد، چون حضرت در زمان ایراد این خطبه، سپاه عظیمی تدارک دیده بود و قصد داشت برای خشکاندن ریشه نفاق و تزویر و خیانت، به سوی صفین یا شام حرکت کند و مجدداً با معاویه بجنگد، لذا برای تهییج اصحاب و تحریک غیرت آنان و برای زمینه سازی روحی و معنوی سربازان خود خطبه مهمی ایراد فرمود.
امام علیه السلام در این خطبه تاریخی، به ضایعه دردناک شهادت ابو الهیثم و بزرگانی چون عمار و ذوالشهادتین اشاره میکند و آنان را اسوه زهد و تقوا و عمل به کتاب خدا و پیروی از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سمبل یک مجاهد سلحشور و یک رزمنده خستگی ناپذیر معرفی مینماید و در فراق و فقدانشان اشک ماتم میریزد و آه
حسرت سر میدهد و میفرماید:
أین إخوانی الذینَ رَکِبوا الطریق، و مَضَوا علی الحَقّ، أین عمّار، أین ابن تیهان، أین ذُو الشهادتین؟ و أین نُظرائُهم مِن إخوانِهمُ الذینَ تَعاقَدُوا عَلی المُنیة و أبْردَ بِرؤوسِهم إلی الفجرة؟
ثم ضرب علیه السلام بیده علی لحیته الشریفة الکریمة، فأطال البکاء ثم قال علیه السلام: «أوِّه علی إخوانی الذینَ تَلوا القران فَأحکموه، و تدبَّروا الفُرضَ فأقاموه، أحیوا السّنَّة و أماتُوا البدعة، دُعُوا لِلجهاد فأجابوا، و وَثِقُوا بِالقائِدِ فاتَّبعوه. »
ثم نادی بأعلی صوته: «الجهاد، الجهاد، عبادَ اللَّه، ألا و إنّی مُعسکرٌ فی یومی هذا، فَمَن أراد الرَّواح إلی اللَّه فَلْیَخرجُ.
کجایند برادرانم، آنان که به راه افتادند و تا واپسین لحظات عمر بر طریق حق و جاده صواب ماندند، عمّار بن یاسر کجاست؟ ابن تیهان کجاست؟ ذوالشهادتین کجاست؟ کجایند امثال و مانند این بزرگان؟ دیگر برادرانشان چه شدند؟ آنان که پیمان جانبازی و جانفشانی بستند. آنان که سر دادند و سرهایشان چون متاعی نفیس و گرانبها برای ستمگران و از خدا بی خبران فرستاده میشد. »
سپس حضرت علیه السلام، دست رو محاسن شریفش گذاشت و مدتی بس طولانی گریست پس از آن مجدداً فرمود: «ای وای بر دوستانم، ای دریغ بر برادرانم، آنان که کتاب خدا را خواندند و به کار بستند و فرایض را شناختند و اقامه کردند، سنت پیامبر را احیا نمودند و اساس بدعت را برچیدند، به جهاد خوانده شدند و اجابت نمودند، به امام خود پیوستند و از او اطاعت کردند.
آن گاه با صدایی بسیار بلند فرمود:
ای بندگان خدا، پیش به سوی جهاد، پیش به سوی جهاد بدانید که من از امروز برای عزیمت به سوی دشمن آماده
ام پس هر که میخواهد که به سوی پروردگارش کوچ کند به اردوگاه برود.... (۳).
*
📚رجال طوسی، ص ۶۳؛ شرح ابن ابی الحدید، ج ۱۰، ص ۱۰۷؛ وقعة صفین، ص ۳۶۵؛ طبقات الکبری، ج ۳، ص ۴۴۹؛ اسد الغابه، ج ۴، ص ۲۷۴. شرح مختصری از خطبه امام علیه السلام را ذیلاً در متن آورده ایم. نهج البلاغه، خطبه ۱۸۲.
🍀🌺🍀🌸🍀🌼
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🍀🌺🍀🌼🍀🌸🍀🌺🍀🌼🍀
🌸🍀🌼
🍀🌺
🌸
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
❇️ ابو ایوب انصاری (خالد بن زید خزرجی)
اشاره
نام او خالد بن زید بن کلیب (کعب) بن ثعلبه خزرجی مدنی و کنیه اش ابوایوب انصاری و همگان او را هم به اسم و هم به کنیه اش میشناسند. (۱).
ابوایوب از بزرگان اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله است که در جنگ بدر و دیگر غزوههای پیامبر شرکت کرده است. وی از سابقین در اسلام است و در بیعت عقبه در مکه مکرمه جزو آن هفتاد نفری بود که با رسول خدا صلی الله علیه و آله مخفیانه بیعت و حضرت را به مدینه دعوت کردند و در این بیعت، هر گونه حمایت و فداکاری را
برعهده گرفتند؛ و رسول خدا صلی الله علیه و آله در عقد اخوتی که بین اصحاب برقرار کرد، بین ابو ایوب و مصعب بن عمیر عقد برادری خواند، او از یاران مخلص و حامیان خاص امیرالمؤمنین علیه السلام گردید و در جنگهای جمل، صفین و نهروان سالار سپاه و از پیشتازان در رکاب آن حضرت بوده است. (۲) وی به هنگام ورود پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه، مهمان دار ایشان بود. (۳).
📚ر. ک: الاصابه، ج ۲، ص ۲۳۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج ۱۰، ص ۱۱۲؛ رجال طوسی، ص ۴۰، ش ۱؛ طبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۳۶؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۴، ص ۶۱.
ر. ک: اسد الغابه، ج ۵، ص ۱۴۳؛ الاصابه، ج ۲، ص ۲۳۴؛ شرح ابن ابی الحدید، ج ۱۰، ص ۱۱۲؛ تاریخ بغداد، ج ۱، ص ۱۵۳.
تا قبل از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله، این شهر را «یثرب» مینامیدند و پس از هجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به «مدینة الرسول» شهرت یافت
🍀🌺🍀🌸🍀🌼
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀🌺🍀🌸🍀
🌼🍀🌺
🍀🌼
🌸
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
❇️ حضور در نهروان
وقتی که خوارج نهروان آماده جنگ با امیرالمؤمنین علی علیه السلام شدند، حضرت علی علیه السلام صحابی بزرگ رسول خدا صلی الله علیه و آله «قیس بن سعد بن عباده» را که در رکابش بود، به سوی خوارج فرستاد؛ ولی گفتار سعد هیچ تأثیری در روحیه خصمانه آنها نگذاشت و هم چنان بر طبل جنگ و مخالفت با حضرت میکوبیدند. امام علیه السلام دوباره برای اتمام حجت صحابی بزرگ «ابو ایوب انصاری» را به سوی آنان فرستاد تا با صحبت و گفت و گو و موعظه و نصیحت جلو خونریزی را بگیرد. ابو ایوب وقتی مقابل خوارج قرار گرفت، آنها را مخاطب قرار داد و چنین گفت:
ای بندگان خدا، ما و شما بر همان عهد و پیمان سابق پایداریم، و میان ما و شما اختلافی نیست، پس چرا این گونه در برابر ما لشکر آراسته اید و کمر به قتل
ما بسته اید؟!
خوارج در پاسخ او به دلیل واهی و بی منطقی تمسک کرده و گفتند: «انّا لو تابعناکم الیوم حکّمتم غداً؛ اگر امروز هم فرمان شما را گردن نهیم و تابعیت شما را بپذیریم، باز شما چون گذشته، تن به تحکیم میدهید و حکم خدا را به غیر خدا وامی گذارید. »
ابو ایوب گفت: شما را به خداوند سوگند میدهم که مبادا از ترس حوادثی که شاید هرگز تکرار نشود، پیشاپیش فتنه ای برانگیزید و آتش جنگی را شعله ور سازید. (۱).
امیر مؤمنان علیه السلام باز هم برای نجات افراد فریب خورده و این که شاید بتواند با مذاکره و گفت و گو جنگ را تبدیل به صلح و دوستی کند، غیر از پیامها و اعزام نمایندگان، برای آخرین بار جهت هشدار، پرچمی به دست ابوایوب انصاری داد تا در میان خوارج رفته و امان امیرالمؤمنین علیه السلام را به آنان اطلاع دهد، ابو ایوب پرچم را گرفت و نزدیک آن گروه جاهل آمد و فریاد برآورد:
راه بازگشت باز است، هر کس زیر این پرچم بیاید در امان است و هرکس قتلی نکرده و متعرض کسی نشده و کسی که به کوفه یا مدائن برود و از این گروه فاصله بگیرد او نیز در امان است، ما اگر خون برادران بی گناه خود را از قاتلان آنها قصاص کنیم، دیگر نیازی به ریختن خون شما نیست.
در این هنگام جمعی از فریب خورد گان نهروانی در قالب پانصد نفر از خوارج به سرکردگی «فروة بن نوفل اشجعی» از میان جمع خارج شده و به محلی در اطراف نهروان به نام «بندنیجین و دسکرة» رفتند و عده ای هم متفرقه از گروه خوارج جدا شده و به کوفه بازگشتند، و حدود صد نفر هم زیر پرچم ابو ایوب گرد آمدند و امام علیه السلام توبه همه آنان را پذیرفت و باقی مانده خوارج که به قول طبری ۲۸۰۰ نفر و به قول ابن اثیر ۱۸۰۰ نفر بودند، بر مخالفت خود اصرار ورزیدند و به فرماندهی «عبداللَّه بن وهب راسبی» برای جنگ با امام علیه السلام آماده شدند. (۲).
*
📚کامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۴۰۴؛ تاریخ طبری، ج ۵، ص ۸۳.
ر. ک: کامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۴۰۵؛ تاریخ طبری، ج ۵، ص ۸۶؛ شرح ابن ابی الحدید، ج ۲، ص ۲۷۲.
🍀🌺🍀🌸🍀🌼
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍
🍀🌺🍀🌸🍀🌼🍀🌺🍀🌸🍀
🌼🍀🌺
🍀🌼
🌸
#شخصیت_های_تاريخ_اسلام_زمان_امیرالمؤمنین_
✳️دلاوری ابو ایوب در نهروان
🔶ابن ابی الحدید از ابوالعباس مبرد نقل میکند: امیر مؤمنان علی علیه السلام هنگامی که با اعزام «قیس بن سعد» حجت را بر خوارج تمام کرد، دریافت آنها حاضر به مذاکره و ترک مخاصمه و قتال نیستند و هم چنان بر جنگ و خون ریزی اصرار میورزند، باز هم حضرت طبق روش و سنت رسول اللَّه صلی الله علیه و آله به یاران خود فرمود: «لا تَبدؤوهم بقتال حتی یَبدءُکم؛ شما آغازگر جنگ نباشید تا آنان جنگ را شروع نمایند. »
در این میان مردی از خوارج بیرون آمد و با حمله به لشکریان امام علیه السلام و کشتن سه نفر از یاران حضرت، جنگ را آغاز نمود و به هنگام حمله چنین رجز میخواند.
أقتلهم و لا أری علیاً
ولو بدأ أوجرتُه الخِطَیا (۱).
- آنها را میکشم و علی را نمی بینم و اگر خود علی هم آشکار شود، به او نیزه خواهم زد.
💠امیر مؤمنان علیه السلام برای آن
که جواب آن مرد نادان را داده باشد، خود به مصاف او رفت و بلافاصله با ضربه شمشیری او را روی زمین انداخت. مرد نهروانی چون شمشیر علی علیه السلام را بالای سر خود دید و دانست راه نجات و فرار ندارد، به پندار باطل خود گفت: «یا حبّذا الرَّوحة الی الجنة! آفرین، چه نیکوست رفتن به بهشت. » اما «عبداللَّه بن وهب راسبی» از سران خوارج که شاهد و ناظر صحنه بود، گفت: «واللَّه ما أدری الی الجنة أم الی النار! سوگند به خدا نمی دانم که این مرد (یار ما) آیا به بهشت میرود یا به جهنم! »
🔷مردی از طایفه بنی سعد که او هم در میان خوارج بود، صدای «عبداللَّه بن وهب» را شنید و گفت: من به وسیله عبداللَّه بن وهب گول خوردم و در این جنگ شرکت کردم، حال میبینم خودش در راه و حرکت خویش تردید دارد و درباره دوست خود که به دست علی بن ابی طالب کشته شده، میگوید: نمی دانم بهشتی است یا جهنمی! لذا فوراً با گروهی از همراهانش از جنگ با حضرت علی علیه السلام کناره گرفت و از سپاه خوارج خارج شد. اما جمعی از خوارج که برای نبرد با حضرت باقی مانده بودند، هزار نفرشان به میمنه سپاه حضرت که فرمانده اش «ابو ایوب انصاری» بود، حمله کردند و سعی داشتند تا او را از پای درآورند. در این حال بود که حضرت مهلت دادن به خوارج را جایز ندانست و فرمان حمله را صادر کرد و برای اطمینان نیروهایش در میدان نبرد با این خبر غیبی بشارت داد و فرمود:
«احملوا علیهم، فو اللَّه لا یُقتل منکم عشرة و لا یُسلم منهم عشرة؛ به آنان حمله کنید که سوگند به خدا، از شما ده تن کشته و از خوارج نیز ده تن سالم نخواهند ماند. »
پس از فرمان حمله، دلاور مردان سپاه امام علیه السلام حمله را آغاز کرده و در اندک زمانی تمام لشکریان خوارج را متلاشی نمودند و همان گونه که امام علیه السلام وعده داده بود، فقط نُه تن از سپاهیان امام به شهادت رسیدند و از خوارج نیز فقط هشت تن جان سالم به در برده و موفق به فرار شدند. (۲).
در این جنگ چون ابو ایوب خود را مورد حمله دید و از طرفی فرمان حضرت علیه السلام هم برای حمله صادر شد، دست به شمشیر برد و بر آن گروه نادان حمله کرد و دلاورانه شمشیر زد و یکی از سران خوارج به نام «زید بن حصین طائی» را به هلاکت رساند؛ چون آتش جنگ فرو نشست به محضر امام آمد و عرض کرد: ای امیر مؤمنان، من «زید بن حصین طائی» را به قتل رساندم و چنان نیزه به سینه اش زدم که از پشت او خارج شد و به او گفتم: «ابشر یا عدو اللَّه بالنار؛ ای دشمن خدا، بشارت باد بر تو آتش جهنم. » اما او در پاسخ گفت: «ستعلم غداً أینا أولی بها صِلیّاً؛ به زودی (در قیامت) خواهی دانست که کدام یک از ما به آتش سزاوارتریم! »
امام علیه السلام فرمود: «هو اولی بها صِلیّاً؛ او به آتش جهنم سزاوارتر است. » (۳).
*
أوجرتُه الخطی» کنایه ای از پرتاب و ضربه زدن با نیزه است.
📚شرح ابن ابی الحدید، ج ۲،
ص ۲۷۲.
تاریخ طبری، ج ۵، ص ۸۷؛ کامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۴۰۶.
🍀🌺🍀🌸🍀🌼
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Asheghan_Amiralmomenin
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🌴🌴🌴🌱🌱🌱🌳🌳🌳🎍🎍