Hossein Taheri - Saghaye Dashte Karbala (128) (1).mp3
6.95M
سقای دشت کربلا، ابالفضل ابالفضل
دستش شده از تن جدا، ابالفضل ابالفضل
طفل یتیم حسین؛ گم شده واویلا واویلا…
قامت زینب ز غمش؛ خم شده واویلا واویلا!

سقای دشت کربلا؛ ابالفضل ابالفضل
دستش شده از تن جدا؛ ابالفضل ابالفضل…
دیگر مرا ام البنین مخوانید! واویلا واویلا…
زیرا که من دیگر پسر ندارم… واویلا واویلا…
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
حسین طاهری سقای دشت کربلا ابوالفضل
48607سلام-خسته-نباشی-پهلوونم.mp3
27.87M
سلام خسته نباشی پهلوونم
خوش اومدی آروم جونم
مونده نباشی پهلوونم
رسیدم حر شودم آزاد باشم
همانی که دلت میخواست باشم
مبادا از دلم غم را بگیری
مبادا اشکهایم را بگیری
سلام من به یاران خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
دلم تنگ رفیقان است امشب
دلم دلتنگ یاران است امشب
دلم امشب براشان روضه خوان است
نوای زخمی آهنگران است
بخوان ز آنان خرامیدند و رفتند
مرا بیچاره نامیدند و رفتند
اسیر و زخمی و بی دست و پام من
رفیقان این چه سودا بود با من
اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بست روح بودم
در باغ شهادت را نبندید
به ما بیچارگان زان سو نخندید
رفیقانم دعا کردند و رفتند
مرا زخمی رها کردند و رفتند
_______________
🎤مهدی رسولی
#حاج_مهدی_رسولی
#شهدا
996K
#دوخط_روضه
منتظر ، اگه منتظر واقعی باشه، امامش رو با سر میاره...
بی بی رقیه هم یه جوری تو خرابه ناله زد که بابا رو آورد توی خرابه
.
#زمینه
#شور
#اسارت
توو کوچه ها ، پرم شکست
بسکه زدن با سنگا سرم شکست
به زخممون ، نمک زدن
رقیـتـــو نامردا کتک زدن
حسین حسین
امان از این ، یهودیا
هلهله میکردن روبه روی ما
می خندیدن ، به دخترات
می رقصیدند پیش چشم خواهرات
حسین حسین
سوزوندنم ، تو شهر شام
زینب و بردن توو مجلس حرام
یه نانجیب ، جلو رباب
روی سرت با خنده میریخت شراب
حسین حسین
چشام شده ، یه کاسه خون
خوردی از اون نامرد چوب خیزرون
منو ببخش ، حسین من
نشد که کاری بُکنم تو رو زدن
حسین حسین
#عباس_قلعه ✍
.👇
.
#زمزمه
#فراق_کربلا
این روزا حالم حال خوبی نیس
من موندم و چشمای زار و خیس
دلواپسم، این اربعین، اگه حرم نرم می میرم
خواب و خیا،لم این شده ،ضریح و کِی بغل میگیرم
باورشم ،سخته برام، امسال زیارتش نِمیرم
(جانم حسین جانم حسین
جانم حسین جانم حسین جان)
--------------------
جونم رسیده روی لب آقا
دارم میسوزم روز و شب آقا
یادش بخیر، روزایی که، توو کربلا بروبیا بود
پای پیا،ده از نجف، جمعیت دلداده ها بود
پیر و جوون، می رفتن و ، چه شوری توی موکبا بود
(جانم حسین جانم حسین
جانم حسین جانم حسین جان)
---------------------
یه کاری کن واسم پریشونم
بی کربلای تو نمی تونم
نگاهی کُن، فراق تو، با قلب نوکرت چه کرده
مجنون شده، از عشق تو، همش توو روضه ها میگرده
عقیده ی قلبیمه این حرم دوای هرچی درده
(جانم حسین جانم حسین
جانم حسین جانم حسین جان)
-----------------
#عباس_قلعه ✍
#حاج_نریمان_پناهی 🎤
.👇
.
#پنجم_صفر
#زمزمه #زمینه
#شور_حضرت_رقیه
🏴
#شب_سوم_محرم
بند اول:
بابا سلام ، چرا دیر اومدی
داشتم بدونِ تو ، می بریدم
بیا بشین کنارم تا بگم
رفتی و بعده تو چی کشیدم
ای بابا
بابایی یه بی حیا رسید
گوشوارمو از گوشم کشید
منو با لگد میزد همش
بابایی یه مردکِ پلید
ای بابا
از تو دلگیرم
دیگه میمیرم
چون رفتی
ای بابا
منو نبُردی
دلم آزردی
چون رفتی
ای بابا
دخترت تنها
مونده تو غم ها
چون رفتی
مَنِ الَّذی اَیْتَمَنی فی صِغَره سِنّی
بند دوم:
بابا ببین که تو آتیش و دود
سوخته موهای من مثه زهرا
پاهام پُر از خار و سنگْ ریزه اَن
از بس که دویدم توی صحرا
ای بابا
کبوده تمومه پیکرم
میریزه خون از بال و پرم
تیره و تار میبینه چشام
خیلی درد داره بابا سرم
باباجون
زخمه سر تا پام
میسوزه چشمام
بعده تو
باباجون
زدنم مردا
خیلی بی پروا
بعده تو
باباجون
منو آزردن
معجرم بردن
بعده تو
مَنِ الَّذی اَیْتَمَنی فی صِغَره سِنّی
بند سوم:
بابای من، یه نگاهی بکن
به آبِله های کفِ پاهام
خوردم کتک صورتم شد کبود
طوری که تیره میبینه چشمام
ای بابا
بابایی زخمِ زبون زدن
شامیا چه بی امون زدن
توی کوچه ی یهودیا
از زمین و آسمون زدند
بابایی
عمه ام تنها
بینِ نامردا
واویلا
بابایی
توی شهرِ شام
میدادن دشنام
واویلا
بابایی
ما رو تو بازار
میدادن آزار
واویلا
مَنِ الَّذی اَیْتَمَنی فی صِغَره سِنّی
🎵📝: #یاحسین(طاها تحقیقی)
#علیرضا_پناهیان(روضه نشین)
#الیاس_محمد_شاهی(احسان)
👇
gosheye kharabamon khosh amade.mp3
3.37M
نوحه گوشه ی خرابمون خوش اومدی
گوشه ی خرابه مون خوش اومدی
به یتیمان چه عجب تو سر زدی
عمه میگفت که بابات رفته سفر
حالا که تو اومدی منم ببر
گوشه ی خرابه مهمونی شده
بابا جون لبات چرا خونی شده
قربون محاسن خونیت بابا
سنگ کی خورده به پیشونیت بابا
بابا جون، باباجون ، بابا جون
باباجون گوش بده تا برات بگم
قصه ی زندگیمو با درد و غم
عمه میگفتش به من که دخترم
میدونی چرا تورا دوست دارم
تو که نور دیدگان عمه ای
شبیه مادر من فاطمه ای
دخترم ، دخترم ، دخترم
دخترم دلم برات غرق غمه
سرگذشتت شبیه مادرمه
از روزی که این حدیثو فهمیدم
مشتاق دیدن مادرت شدم
وقتی از ناقه به صحرا افتادم
به امید دیدن زهرا بودم
پاشدم رو خار صحرا دویدم
یه خانوم قد خمیده رو دیدم
صورتش کبود و قلبش خسته بود
مثل اینکه پهلوشم شکسته بود
تازه من به حرف عمه رسیدم
با چشام دیدم اونی که شنیدم
اون خانوم من رو، دامنش نشوند
دست خسته اشُ روی سرم کشوند
بابای خوب منو مهربونم
نمیتونم بی تو زنده بمونم
تشنه ی محبتم تورو میخوام
بخدا یتیم شدن زوده برام
پاشو بابا موهامو شونه بزن
به روی دختر خود بوسه بزن
بابا جون تورو که اینطور می بینم
از یادم رفته خرابه نشینم
چرا بابا سرتو خونی و خاکستریه
مزد قرآن خوندنت طعنه و سنگ کوفیه
جگرم سوخته از این آمدنت
سرت اینجاست کجا شد بدنت
گفته بودم چو بیایی ز سفر
غم دل باتو بگویم یکسر
ای پدر بس که زنندم سیلی
رویم از سیلی کین شد نیلی
هرکجا نام پدر می بردم
سیلی از شمر و سنان می خوردم
بر لب بابا سپس لب بنهاد
گفت ای بابا و شهیده جان داد
لب بلبل به لب گل چو رسید
چرخ بر حالت زینب نالید
😭😭😭😭