.
#زمینه
#فاطمیه
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
#وقت_تشییع
☑️بند اول
باورش سخته که از کنار من رفتی
یاس کبود من
بود و نبود من
ترک من کردی همه قرار من رفتی
رفتی ازین دنیا
دیگه شدم تنها
حلالم کن که تو دنیا
یه روز خوش ندیدی تو
کنارم بودی و اما
چه زجرایی کشیدی تو
بمیرم من برات زهرا
شدی یاور برا حیدر
بمیرم من برات زهرا
شدی تو خونمون پرپر
نرو زهرا زهرا زهرا زهرا زهرا زهرا نرو
☑️بند دوم
وقت تشییع جنازه ت غریبونه بود
شبونه ای زهرا
با بچه هات تنها
زیر تابوت تو خون گریه کردم همه ش
شدم عزا دارت
خدا نگهدارت
خداحافظ خدا حافظ
خدا همرات گل پرپر
چه زود تنهام گذاشتی ای
تمومه هستیه حیدر
تو رفتی بی تو ای زهرا
تو این دنیا اسیرم من
حلالم کن حلالم کن
نشد با تو بمیرم من
مرو زهرا زهرا زهرا زهرا زهرا زهرا مرو
#مجید_مرادزاده ✍
👇
.
#زمزمه
#حضرت_زهرا
#سوم #هفتم_شهادت
#بعد_از_شهادت
سلام عزیزم
فدای قبر بی نشونت
فدای قامت کمونت
ببین شدم فاتحه خونت
سلام عزیزم
خوشی از این دنیا ندیدی
حالا دیگه راحت خوابیدی
چرا جوابمو نمیدی؟
روح و روانم ، کجایی ای فاطمه جانم
دیدی چقدر زود
سفارشارو بردن از یاد
میون ما جدایی افتاد
تنها شدم ای داد بیداد
دیدی چقدر زود
تاب و توونمو گرفتن
یار جوونمو گرفتن
خانوم خونمو گرفتن
روح و روانم ، کجایی ای فاطمه جانم
سلام حیدر
به درد و رنج و محن تو
به زحمتی روی تن تو
به جسم بین کفن تو
بعد تو دیگه
خونمو عزا گرفته
بساط گریه پا گرفته
زینب تو نوا گرفته
روح و روانم ، کجایی ای فاطمه جانم
کجایی مادر
حسن زغصه بی قراره
ز دیده اشک غم میباره
تو دستشه یه گوشواره
کجایی مادر
که خیلی درهم حسینت
تا نمونه تشنه حسینت
آب میرسونم به حسینت
شهیده من ، مادر قد خمیده من
یه روز توو گودال
گره میفته توی کارم
نمیشه آب براش بیارم
دستامو رو سرم میزارم
از رو بلندی
محشر و آخرش میبینم
خنجر رو حنجرش میبینم
شمر و بالا سرش میبینم
نور دوعینم ، غریب کربلا حسینم
#علی_سلطانی ✍
#سوم_حضرت_زهرا
#سوم_شهادت_حضرت_زهرا
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
.👇
زمان:
حجم:
161.2K
.
#فاطمیه
#روضه_حضرت_زهرا
#زمزمه
خداحافظ عزیزم
خوشی از این دنیا ندیدی
حالا دیگه راحت خوابیدی
چرا جوابمو نمیدی؟
خداحافظ عزیزم
فدای قبر بی نشونت
فدای قامت کمونت
ببین شدم فاتحه خونت
خداحافظ عزیزم
تاب و توونمو گرفتن
یار جوونمو گرفتن
خانوم خونمو گرفتن
*******
#علی_سلطانی ✍
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
#مادر #مادر_جوان
#ترحیم_خوانی
.
#مناجات_مهدوی_فاطمی
#قبر
#کنار_قبر_کوثر_ساقی_کوثر_نشسته
دوباره درد ِهجرت، بر لب جوهر نشسته
و اشک نوکرت بر صفحه ی دفتر نشسته
ببین که نوکرت عمریست با دستان خالی
سر ِ راه وصالت، با دو چشم تر نشسته
برای مردن هر شیعه ای این جمله کافیست
امامش بین صحرا بی کس و یاور نشسته
تو آن شاه غریبی که هزار و چندسال است
به امّید فراهم گشتن لشکر نشسته
بیا که حسرت ما شد حکومت کردن تو
چرا جای تو دشمن روی هر منبر نشسته
شبیه قبر تاریک است دنیا بی حضورت
که در آن دل به دنبال مه و اختر نشسته
دوباره روضه ی مادر، دلم در زیر خیمه
به امّید شفاعت در صف محشر نشسته
ظهورت را همیشه خواستم وقتی که اشکم
کنار قبرهای آل پیغمبر نشسته
بیا بنگر کنار قبر مادر نیمه شبها
که با قدّ کمانی، فاتح خیبر نشسته
شده شرح غم ِسی سال ِ حیدر اینکه هرشب
کنار قبر کوثر، ساقی کوثر نشسته
پس از غسل تن مجروح، حق دارد علی که
کنار قبر جانش با دل مضطر نشسته
دوباره روضه خواند وگفت زهرا پیش قبرت
ببین با استخوانی در گلو، حیدر نشسته
همیشه روبه رویم بین دیوار و دری تو
چرا که خون تو بر روی میخ در نشسته
زمان غسل تو فهمیده ام که ردّ پای
چهل تا بی حیا بر روی بال و پر نشسته
چه دیدم، آه ؛ هنگام وداعت بین این قبر
به روی حور، دست ثانی کافر نشسته
به نوبت دیده ام، گاهی مغیره، گاه قنفذ
اگر اشکم میان کوچه و معبر نشسته
قرار بعدی ما کربلا و پیش گودال
ببینی زینبت پیش تنی بی سر نشسته
به جای تو زند بوسه به رگهای بریده
به روی حنجری که از قفا خنجر نشسته
سکینه، اربعین گوید کنار قبر سقا
عمو بعد تو صدها زخم بر پیکر نشسته
چه قبر کوچکی داری، یکی گفته: سکینه
کنار پیکر عباس یا اصغر نشسته؟
✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
#امام_زمان
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
.
#واحد
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا_واحد
#فاطمیه
قبر تو باشد مروه صفاي من خانه
سعي صفا و مروه كنم غريبانه
گفتم بمان اما به پيش من نماندي تو
ماه شبم ديدي به چه روزم نشاندي تو
ای فاطمه جانم
شفا گرفتي آخر اي يار بيمارم
من بي طرفدارم اي تنها طرفدارم
از داغ تو درياي چشمم گشته طوفاني
اي واي اگر عمرم شود بعد از تو طولاني
اي فاطمه جانم
چشم انتظات زينب با چشم تر مانده
بيا بسوي خانه اي پشت در مانده
همچون پرستو پركشيدي رفتي از لانه
خانه خرابم كرده اي اي صاحب خانه
ای فاطمه جانم
اي شمع خانه از چه افتادي از سوسو
بعد از تو مي گيرم من سر بر سر زانو
ای يار هجده ساله ام كردي زغم پيرم
در خانه آتش زده من بي تو میميرم
اي فاطمه جانم
#سید_محسن_حسینی
.👇
.
#حضرت_زهرا
#فاطمیه
#گودال
کنار قبر تو جان می دهد پرستارت
سفر بخیر عزیزم خدا نگهدارت ...
خدا کند که بیاید ببوسم از دستش
اجل اگر برساند مرا به دیدارت ...
تو را زدند علی را کشان کشان بردند
تو یاورم شدی اما علی نشد یارت
تو را شکسته سپردم به دستهای نبی
بیا ببین که شکسته غرور غمخوارت
به خنده های مغیره مرا سپرده ای ، آه
فدای دست کبود ز درد بیزارت
به ذوق مادری ات لطمه خورد واویلا
در شکسته ی این خانه داد آزارت
تو با صدای گرفته حسین می گفتی
که گریه کرد به گودال چشم خونبارت
سری به نیزه بلند است در برابر تو
به سر زند حرم از ضجه های آخر تو
#ناصر_دودانگه ✍
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
.
.
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
دلم تنگ نگات میشه عزیزم
به یاد چشم سرخت،اشک می ریزم
دعا کن، یاس در خاک آرمیده
همینجا از کنارت بر نخیزم
گلاب اشک سر خاکت میارم
پس از تو ابرم و دائم می بارم
جوون زیر خاکم ای که بی تو
به زنده موندنم شوقی ندارم
با سیلی چشماتو از من گرفتند
حسودا انتقام از زن گرفتند
جلو چشمام قلافای چهل مرد
زدند و قتلتو گردن گرفتند
کجایی، خونمونو غم گرفته
درِ خونه برات ماتم گرفته
حسین و زینب و آروم کردم
حسن جانت ولی باز دم گرفته
عزادارم ولی تنها و بی یار
منم و این سه چارتا طفل غمخوار
تو رفتی و نگفتی من می مونم
پس از تو با غم مسمار و دیوار
صدات مونده توی خونه هنوزم
پس از این من به جای تو می سوزم
تو رفتی و حالا غرق خجالت
نگامو به در و دیوار می دوزم
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#حسن_کردی
.
.
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
#رباعی پیوسته
شبهای بعد از شهادت خانوم
آری که بساط گریه جور است امشب
دست من از آغوش تو دور است امشب
هر طفل تو گوشه ای زمین گیر شده ست
این خانه چقدر سوت و کور است امشب
این شهر بدون فاطمه زیبا نیست
امید علی بود ولی حالا نیست
همسایه بخواب ، راحت و آسوده
امشب که صدای گریه زهرا نیست
ای جان علی ، عزیز من ، شرمندم
بعد از تو فقط به تار مویی بندم
خود را به دل خاک سپردم زهرا
با دست خودم گور خودم را کندم
ای وای چقدر مجتبایت غم خورد
ای کاش علی از این مصیبت میمرد
همسایه که از گریه تو شاکی بود
امشب ز در خانه تو هیزم برد
با خاطره نان تو غم میخوردیم
از سردی دستان تو غم میخوردیم
زهرا احدی غذا نیاورد ولی
امشب من و طفلان تو غم میخوردیم
#امیر_فرخنده ✍
#شام_غریبان_حضرت_زهرا
#فاطمیه
.
.
#حضرت_زهرا سلام_الله_علیها
#زبانحال_مولا (ع)
الا ای خاک یارم را گرفتی
گلم باغم بهارم را گرفتی
علی از داغش، آه سرد دارد
مراقب باش، پهلو درد دارد
بسوزم در غمش با حال خسته
الا ای خاک بازویش شکسته
به او غربت رسیده در مدینه
به تو بسپردمش با زخم سینه
نشان عشق دارد در وجودش
مدارا کن تو با جسم کبودش
تو میبینی رخش گردیده نیلی
زده مردی به او در کوچه سیلی
نبین مهمان تو قامت کمان است
الا ای خاک زهرایم جوان است
کفن کردم تن او را شبانه
به چشم بچه ها در صحن خانه....
الا ای خاک وقت یاریِ توست
دلم گرم امانت داریِ توست
#مرتضی_عابدینی ✍
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
.
.
#حضرت_زهرا
#فاطمیه
دنیا اگر صفا داشت از دخت مصطفی داشت
این زندگیِ کوتاه بسیار ماجرا داشت
از غربتم همین بس ، در بین بی وفایان
تنها گذاشت من را آنکه به من وفا داشت
دستان بی حیا زد آئینه ی حیا را
رو میگرفت از کور آنقدر که حیا داشت
هم در شکست قلبش ، هم کوچه سینه اش سوخت
از ضرب سر شنیدم ، دیوار ناله ها داشت
وقتی که همسرم را با تازیانه میزد
میمردم از خجالت با دستِ بسته، جا داشت
نَقلِ شکستنش شد نُقل محافل شهر
این ماجرای کوچه خیلی سروصدا داشت
یادش به خیر روزی که جمع ، جمع ما بود
من هستم آن کسی که در خانه اش کسا داشت
آن یارِ دستِ تنها ، دستش شکست اما
فهمید اهل دنیا یک دست هم صدا داشت
زخم زبان مردم یک درد بی دوا شد
اى کاش زخم سینه حداقل دوا داشت
از زندگیش زهرا هرگز نگشت دل سیر
مسمار همسرم را به این فراق واداشت
هر طور بود آمد زهرا میان مسجد
با پهلوى شکسته دلشوره ی مرا داشت
گاهی پی عیادت ، همسایه ای می آمد
زهرا که بود، خانه ، خیلی برو بیا داشت
هی گریه پشت گریه هی ناله پشت ناله
کافر نبیند ای کاش دردی که مجتبی داشت
در کوچه احترام توحید را شکستند
از بسکه در جمالش او جلوه ی خدا داشت
در روز های آخر بی وقفه بود مضطر
دلشوره ی حسین و صحرای کربلا داشت
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
#زبانحال_مولا
#گروه_یا_مظلوم ✍
........
همه ی زندگیم دَرهم و بَرهم شده است
حسِ هر لحظه ی من گریه و ماتم شده است
سور و ساتِ غمِ دلتنگیِ شبهایم با
سر فرو بردنِ در چاه فراهم شده است
با من از شهر فقط خندۀ قنفذ باقی است
مونسِ بی کَسیم آهِ دمادم شده است
راستی فاتحۀ فاتحِ خیبر خوانده است
طالعِ مرثیه خوانِ تو، غم و غم شده است
آی نیلوفرِ بی رحمیِ این شهرِ حَسود
بعدِ تو عادتشان خنده به اشکم شده است
خبرِ مرگِ تو بانو، چقدر خواهان داشت!
راحتیِ همه با داغِ تو توأم شده است
ورمِ دستِ تو بهتر شده انشاء ا...؟
خاک بر سینۀ مجروحِ تو، مرهم شده است؟
با یتیمانِ تو هر روز بساطی داریم
گریۀ بر تو به هر چیز مُقَدَم شده است
هر طرف می نگرم روضۀ مکشوف به پاست
همۀ خانۀ من بعدِ تو زمزم شده است
سرِ میخی که در آتش به لباسِ تو گرفت
به خدا در نظرم داغِ مجسم شده است
احتیاجی به سیاهی زدن از مرگِ تو نیست
چند ماه است که این خانه مُحرَّم شده است
چاره ام رفته، به حالِ چکنم افتادم
بُغضِ سر گشته ام و طاقتِ من کم شده است
..............
.
حالا كه زخم هاي تو مرهم گرفته است
بانو تمامِ خانه ی من غم گرفته است
سِنّي نداشتي چقدر پير مي روي!
شرم از قدِ هلالِ تو حالم گرفته است
كِز كرده خاطراتِ تو را مي كند مرور
يك گوشه خانه دارِ تو ماتم گرفته است
جز چند تكهي كفني بينِ بُقچه چيست؟
بر ديده مي گذارد و محكم گرفته است
بانو گُمان نمي كني اندازهي تو را
تابوت سازِ خانه كمي كم گرفته است
بوسه حسين(ع)بر كفِ پايِ تو مي زند
امشب براي عمرِ كَمت دم گرفته است
لحظه به لحظه غسلِ تو را پير مي شوم
از زندگي نفس به نفس سير مي شود
***
با زخم بالِ پر زدنت سرخ گشته است
گلبرگ هاي ياسمنت سرخ گشته است
در لحظه هاي شُستنِ از زيرِ پيرهن
مثلِ غروب پيرهنت سرخ گشته است
چندين و چند جايِ تنِ تو شده كبود
چندين و چند جايِ تنت سرخ گشته است
اين زخمِ سينه بد قِلِقي مي كند هنوز
سرباز كرده و كفنت سرخ گشته است
واي شد گِره ز روسريت واي بر دلم
از زيرِ گوش تا دهنت سرخ گشته است
از بس كه آستين به دهن گريه مي كند
از بُغض صورتِ حسنت سرخ گشته است
از غُصه سر به چوبهي تابوت مي زنم
جان مي كَنم من از تو ولي دل نمي كنم
شاعر:#علیرضا_شریف✍
.👇