eitaa logo
کانال مداحی باسبک عاشقان حضرت زینب(س)
32.6هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
802 فایل
ارائه متن و صوت نوحه، روضه، مرثیه و،،،، مدیریت کانال:شعبانپور @Noferesti1 ─⊱✾♡✾⊰─ https://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122 @Asheghane_hazrat_zeynab 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠 تعرفه تبلیغات این آیدی👇🏼 @kianatv ─┅─⊱✾♡✾⊰─┅─
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🔸با غصه های آل عبا گریه میکنی یابن الحسن... ایام شهادت جد غریبتون امام صادق... حتما الان رفتی مدینه... کنار قبرستان بقیع... اونجا برای جد غریبت عزاداری میکنی... قربون اشکهای چشمت برم آقا... 🔸با غصه های آل عبا گریه میکنی 🔸در اوج روضه های عزا گریه میکنی 🔸ای صاحب عزا، تو به این روضه های ما 🔸می آیی و بدون صدا گریه می کنی من ميگم شاید امشب آقا بیاد مجلسمون... یک گوشه ای بشینه... برای غربت امام صادق اشک بریزه... مواظب باش عزیز من... امشب برای امام صادق خوب ناله بزنی... خوب آبرو داری کنی... امشب یک جوری برا غربت امام صادق ناله بزن... اگه آقا بیاد.... از ما راضی بشه... یا بن الحسن... آقا... من مطمئنم... 🔸می آیی و بدون صدا گریه می کنی 🔸حالا دوباره چشم تو را خون گرفته است در عزای جد غریبتون امام صادق... 🔸حالا دوباره چشم تو را خون گرفته است 🔸با غصه های آل عبا گریه می کنی حالا از سوز دلت صداش بزن... یاصاحب الزمان... .
. متن روضه 🔸به تنگ آمد دلم از کینه منصور یا جدا زبانحال غریب مدینه... آقامون امام صادق... با جد بزرگوارش... 🔸به تنگ آمد دلم از کینه منصور یا جدا 🔸فلک بین باچه کس کرده مرا محشور یا جدا قربون مظلومیت برم یا امام صادق... 🔸نکرده شرم از روی تو درآن شام ظلمانی یا جدا نبودی ببینی... با من چه کردند... 🔸نکرده شرم از روی تو درآن شام ظلمانی 🔸نموده بی حیائی بر سرم مامور یا جدا دیگه دلتون اینجا نباشه... بریم خانه امام صادق... به یاد اون شبی که... ابن ربیع نانجیب... بدون اجازه... وارد خانه امام صادق شد... خدا لعنتش کنه... نانجیب حتی اجازه نداد... امام صادق عمامه به سر کنه... ای وای... ای وای ... بگم یا نه... 🔸پیاده، سربرهنه، از پی اسبش دوانیدم 🔸به عذر اینکه من مامورم ومعذور یا جدا من از شما سوال میکنم... اگه یک پیرمرد ببینی... چطوری باهاش برخورد میکنی... حتی اگه نشناسیش بازم احترامش میکنی... اما ابن ربیع نانجیب... با آقای ما... امام صادق... چه کرد... یا صاحب الزمان... خودش بر روی مرکب و... امام صادق رو... با سر برهنه و پای پیاده... هی توی کوچه های مدینه میدواند... خود نانجیبش میگه... یکوقت برگشتم... دیدم... انقدر حضرت خسته شده... عرق به پیشانیش نشسته... داره نفس نفس میزنه... 🔸به عذر اینکه من مامورم ومعذور یا جدا قربان مظلومیت برم آقاجان امام صادق... خیلی غریب بودید آقا... شما رو مظلومانه... توی کوچه ها میکشیدند... اما میخوام بگم آقاجان... دیگه کسی به همسرتون جسارت نکرد... همسرتون رو جلو چشماتون نزدند... ديگه بچه های شما این صحنه ها رو ندیدند... من یک آقایی میشناسم... تو همین شهر مدینه... ریسمان گردنش انداختند... کشون کشون میبردندش... تصور کن... یک طرف دستهای امیرالمومنین رو بستند... یکطرف بچه ها... یکطرف هم زهرای مرضیه... آی غیرتی ها... صدا زد نمیزارم آقام رو ببرید... دومی ملعون، اشاره کرد... گفت قنفذ... چرا آروم نشستی... بزنید زهرا رو... 😭 زبانم لال بشه... یا امام صادق منو ببخشید... یه نفر با تازیانه میزد... یه نفر با غلاف شمشیر... یه نفر با لگد میزد... انقدر زدند... واويلا... انقدر زدند... که مادر نقش زمین شد... 🔸قنفذ و ثانی مغیره هر سه زهرا را زدند 🔸بارها آن عصمت باریتعالی کشته شد یا الله... اگه تو مدینه زهرای مرضیه رو نمیزدند... کربلا کسی جرات نمیکرد... زینب کبری رو بزنه... یک وقت دیدند دختر ابی عبدالله... کنار بدن بی سر بابا... بی تاب شده... هی صدا میزنه... بابا... أُنظُر إلی عَمَّتِیَ المَضروُبَة بابا بلند شو ببین... دارن عمه جانم زینب رو میزنند... 🔸با همان دستی كه زهرا را زدند 🔸در كنار ِ پیكرت ما را زدند ناله بزن یا حسین... (و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ. سوره: شعراء آیه: 227) .
.👆 من به راهت قدم گذاشته ام السَّلامُ عَلَیْكَ یَا عَمِیدَ الصَّادِقِینَ. السَّلامُ عَلَیْكَ یَا لِسَانَ النَّاطِقِینَ. السَّلامُ عَلَیْكَ یَا خَلَفَ الخَائِفِینَ. السَّلامُ عَلَیْكَ یَا زَعِیمَ الصَّالِحِینَ. السَّلامُ عَلَیْكَ یَا سَیِّدَ المُسْلِمِینَ. السَّلامُ عَلَیْكَ یَا كَهْفَ المُؤْمِنِینَ. السَّلامُ عَلَیْكَ یَا هَادِیَ المُضِلِّینَ. السَّلامُ عَلَیْكَ یَا سَكَنَ الطَّائِعِینَ من به راهت قدم گذاشته ام روی دوشم قلم گذاشته ام در کنار قلم بیاو ببین چوبه ی دار هم گذاشته ام  پای خود جای پای امثال دعبل و محتشم گذاشته ام سر خود را به روی دیوار خانه ای محترم گذاشته ام ششمین سجده حاکی از این است سر به پای توام گذاشته ام در خیالم سر مزار تو من چهارده تا علم گذاشته ام هرچه دارم برای احداث یک رواق حرم گذاشته ام هرچقدر اشک هم بریزم باز در عزای تو کم گذاشته ام روی فرش عزای تو امشب به امیدی قدم گذاشته ام بی ارادت نمی شود که نگفت از عطایت نمی شود که نگفت دلمان را خودت دوباره بساز از زمستان کمی بهاره بساز برگ ریزان فصل پاییزم از وجود من استعاره بساز تکه های دل مرا بردار سر هم کرده چهارپاره بساز نوحه ی پنجم صفر با من تو برایش دو گوشواره بساز یا شب هفتم از من بی تاب حلقه بر گوش شیرخواره بساز درد دارم که امدم امشب چاره ی درد راه چاره بساز با کسی که پیاده در راه است ای به دوش ملک سواره بساز ساز ما کوک میشود با اشک چشم ما را پر از ستاره بساز پابه پای تو گریه باید کرد در عزای تو گریه باید کرد بی حیا بود دشمنت اما... بی عبا کوچه بردنت اما... پیش چشمت به آسمان می رفت آتش از بام گلشنت اما..‌. زیر دست جماعتی بی رحم پیرهن بود جوشنت اما ... پنجه ای مثل ریسمان افتاد نیمه شب دور گردنت اما.. عده ای بی ادب میانه ی راه بد و بیراه گفتنت اما... در شلوغی رفت و آمدها گرچه ازرده شد تنت اما ... زخم دل را کسی نمک نزده همسرت را کسی کتک نزده مادرت را ولی در خانه عده ای میزدند مردانه پیش چشم پرستویی مجروح آتش افتاده بود بر لانه از سر تازیانه پیدا بود رد شلاق بر روی شانه طاقت ضربه ی غلاف نداشت پر و بال ظریف پروانه روز روشن زدند فاطمه را فاطمیه نبوده افسانه قنفذ اینجا دل تو را خون کرد کوفه هم نیز ابن مرجانه... سر بر روی نیزه هم میگفت جای زینب نبود ویرانه داد از این درد و رنج و غم...ای داد... دخلت زینب علی بن زیاد * * بنابر نقل آیت الله وحید خراسانی( در کتاب مصباح الهدی ص238) ،میرزای شیرازی در مجلسه روضه اش تا شنید که نوحه خوان(آیت الله حائری) گفت: (دَخَلَتْ زَیْنَبُ عَلی اِبْنِ زیاد) داد زد: بس است،کافی است...و سپس از صبح تا ظهر بر سینه زد .
ما غلامیم غلام دو اباعبدالله دل ما خورده به نام دو اباعبدالله شیعه را داد نجات از همه طوفان ها کشتی لطف مدام دو اباعبدالله تا قیامت به خدا هر که مسلمان بشود هست مدیون قیام دو اباعبدالله از همه شادی و غم های جهان آزاد است دل افتاده به دام دو اباعبدالله هر شب و روز فقط فکر هدایت بودند خرج دین گشت تمام دو اباعبدالله آسمانی شده بی چون و چرا هر کس که پر گرفت از سر بام دو اباعبدالله دم به دم ، دم بزن از مهدی موعود فقط شیعه این است پیام دو اباعبدالله چه در آن کوچه ، چه گودال نشد ای دشمن ذره ای کم ز مقام دو اباعبدالله هر چه دیدند نکردند گلایه اصلا ای به قربان مرام دو اباعبدالله کاش محشر نشود قسمت منصور و یزید سفره رحمت عام دو اباعبدالله محمد_حسین_رحیمیان
@babolharam_netwww-balagh-ir-u6901n14938_۱۹۰۴۲۰۲۴.mp3
زمان: حجم: 9.98M
|⇦•آسمون چشمام.... علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه
@babolharam_netمداحی+امام+صادق-طاهری_۱۹۰۴۲۰۲۴.mp3
زمان: حجم: 11.34M
|⇦•غم‌می نشست و.... علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج محمد رضا طاهری
@babolharam_netwww-balagh-ir-u6901n14938_۱۹۰۴۲۰۲۴.mp3
زمان: حجم: 9.98M
|⇦•آسمون چشمام.... علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید مجید بنی فاطمه
Haj Meysam MotieeShahadatImamSadegh1401[01].mp3
زمان: حجم: 5.06M
▪️خاک بقیع نه! دل ما گشت جای تو ( ) 🎙 بانوای : حاج میثم مطیعی 🏴 ویژه شهادت (ع) ای اشک چشم ما همه وقف عزای تو دل‌های دوستان همه صحن و سرای تو چشمم سوی مدینه دلم جانب بقیع گرم زیارت حرم با صفای تو از لحظه‌ای که خاک لحد بر تو چیده شد خاک بقیع نه! دل ما گشت جای تو آیا در بقیع شبی باز می‌شود تا در کنار قبر تو گریم برای تو؟ بردند دست‌بسته تو را سوی قتلگاه با آنکه بود عرش خدا جای پای تو ای صد مسیح زندۀ ذکر شبانه‌ات خاموش شد چگونه صدای دعای تو آخر ز زهر کین جگرت پاره پاره شد ای پاره‌های دل، گُل بزم عزای تو تشییع شد چو پیکر پاک تو تا بقیع می‌کرد گریه ختم رسل در قفای تو چون شمع، آب شد بدنت از شرار زهر ای جان عالمی همه بادا فدای تو تنها نه «میثم» ... از غم و اندوه و غربتت آگه کسی نگشت به غیر از خدای تو شاعر: استاد حاج غلامرضا سازگار
. 1403 آنکه حکمت به لب او جریان داشت که بود آنکه علم از نفس او فوران داشت که بود آنکه اندیشه از او شیره ی جان داشت که بود آنکه ایمان به وجودش ضربان داشت که بود خانه ای در حرم هر دل عاشق دارد شیعه امروز از او وعده ی صادق دارد همه جا سایه ی فیضش به سر سرورهاست حکم او حکمت او ژرفترین باورهاست چقدر خطبه ی او خط به خط دفترهاست قال صادق همه جا تاج سر منبرهاست از اشارات نگاهش لب ما جان دارد از احادیث لبش مذهب ما جان دارد آنقدر گفت علی روز و شب از حال علی که جهان پر شده از قال علی قال علی فیض او بود که دل رفت به دنبال علی که فقط آل علی آل علی آل علی آنقدر گفت علی بر لب ما جام علیست کوری دشمن مولا همه جا نام علیست باده نوشان ز دمش راز مگو ساخته اند خاک راهش همه بردند و سبو ساخته اند کعبه را روز ازل از گل او ساخته اند عالمان از لب این چشمه وضو ساخته اند همه ی اهل نظر بر در او رو زده اند انبیا محضر او آمده زانو زده اند نفس اوست اگر گریه ی ما طولانیست نفس اوست اگر دیده ی ما بارانیست مقتل اوست اگر حال جگر طوفانیست مجلس صبح و شبش مجلس روضه خوانیست بی سبب نیست که سوزد جگرش گاه به گاه حق بده کنیه ی او هست اباعبدالله بارها حرمتش از کینه ی منصور شکست دید بی حرمتی آن همه مأمور شکست آمدند و در این مقتل مأثور شکست وای من از در این خانه که با زور شکست وای از شیخ حرم هیچکسی شرم نکرد از سفیدی محاسن نفسی شرم نکرد آبروی همه ی ماست در انظار مبر ریسمان شرم کن از کوچه به اصرار مبر همه جا میروی اما سوی بازار مبر مو سپید حرم و دست به دیوارش هست خاطرات بدی از کوچه و بازارش هست از روی شانه کشیدند عبایش افتاد ناگهان آمد و هول داد و عصایش افتاد ریسمان را که کشیدند به پایش افتاد فاطمه پشت سرش بود و به جایش افتاد .👇
‍ . |⇦• با (عج) ویژۀ شهادت حضرتِ امام صادق علیه السلام به نفسِ محمدرضا طاهری ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ غرقِ در ظلمتیم ما بیا تو که راه آمده  دلت با ما با دلِ ما دوباره راه بیا حتم دارم هماره میشنوی دادِ ما را زِ قعرِ چاه بیا رو سیاهم ولی دلم پاک است محضِ این قلبِ بی گناه بیا جان همچون منی که قابل نیست حق این بیرقِ سیاه بیا تا بگریانی ام در این روضه *حضرت دنباله بهانه میگشت مجلس روضه به پا کنه .. دیر اومد ، مدتی نبود گفت کجا بودی ؟! گفت آقا خدا یه دختری بهم عنایت کرده درگیر او بودم ، حضرت فرمود مبارکه ، اسمشُ چی گذاشتی ؟! عرضه داشت با اجازه شما اسم مادرتون فاطمه .. دیدن حضرت رو پا ایستاد شروع کرد گریه کردن ، هی میگه فاطمه .. فاطمه .. فاطمه .. گفت آقاجان جسارت کردم انقدر حالتون دگرگون شد؟! حضرت فرمود نه " آقا اسم بدی گذاشتم ؟! نه هر کسی رو بهش اجاره نمیدن نام فاطمه رو  رو دخترش بزاره .. اما حالا که اسم مادر ما رو  رو دخترت گذاشتی نکنه یه وقت سیلی تو صورتش بزنی ..* تا بگریانی ام در این روضه تا بسوزانیم زِ آه بیا تا که گردد بقیع همچون قبل باز آباد و رو به راه بیا *ان شالله زنده باشیم ببینیم آقامون همه مونُ صدا میزنه ، برا قبر حضراتِ مظلوم بقیع .. بریم یه قبری یه حرمی مثه امام رضا درست کنیم ..* ــــــــــــــــــ •┄┅══༻○༺══┅┄• 👇
. شب جمعه به لب نوا دارد نفسش بوی کربلا دارد به روی سر در حسینیه اش پرچم صاحب اللوا دارد بارها گفته کربلا رفتن پا برهنه عجب صفا دارد روضه می خوانَد اشک چشمانش مگر این روضه انتها دارد؟ هر کسی که دلش حسینی شد سهمی از آن همه بلا دارد نیمه شب شعله می کشد آتش از دری که حریم ها دارد آمده این کسی که دنبالش از جسارت مگر اِبا دارد؟ پا برهنه ، کشان کشان ، می بُرد نه عمامه وَ نه عبا دارد وسط کوچه دست بسته ی او یک مدینه غم و عزا دارد به رویش تیغ می کشند اما آهِ مظلوم ماجرا دارد آمد اینجا پیمبر خاتم آری این مرد هم خدا دارد او پی فرصتی ست تا هر دم روضه ی کربلا به پا دارد آتشش می زند غمی جانسوز ولی از گفتنش حیا دارد حرف از عمه جان سادات است شرح این روضه ، روضه ها دارد می رسد بر فراز تل ، زینب ناله ی وا محمدا دارد حنجری تشنه ذکر حق گویان خنجری تشنه از قفا دارد ... پیکری غرق خون رها مانده و سری روی نیزه جا دارد می رسد وارثش به خون خواهی خون این کشته خون بها دارد شاعر: ✍ 👇