.
#مناجات_با_خدا
#زمزمه_مناجاتی
#ماه_رمضان
#خدا_یه_بیکس_اومده
🔘🔘🔘
بند1⃣
خدا یه بیکس اومده،به درگه تو رو زده
با دست خالی اومده،جلوی تو زانو زده
با یه دل خون اومده
زار وپریشون اومده
میگه خداببخش منو
گدات پشیمون اومده
هی میزنم تو رو صدا،ظلمت نفسی
من روسیاهم ای خدا،ظلمت نفسی
یک عبد خیلی بی وفا،ظلمت نفسی
یا ربنا اغفر لنا...
•┈┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈┈•
بند 2⃣
کوله بار گناهامو ، ببین خدا که پر شده
امام زمون از دست من ، خسته شده دلخور شده
....
میپیچه توگوشم صداش
میاد صدای گریه هاش
میگه ضمانت میکنم
ایندفعه هم خدا براش
.....
میگه اینو زیر لب و،اشکاش میباره
گرچه تو کارنامه ش کارِ،خوبی نداره
براش ضمانت میکنم،بازم دوباره
یاربنا اغفر لنا...
•┈┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈┈•
بند3⃣
امام زمون از دستِ من،دلش شکسته رنجیده
پیش خدا بخاطرم ، خیلی خجالت کشیده
.....
میخوام رها زِ غم بشم
باخوبا هم قدم بشم
قسم به اشکای آقام
دیگه میخوام آدم بشم
.....
خدا کمک کن این گدای ناتوانو
که نشکنه دیگه دلِ ،امام زمانو
بیرون بیادروسپیداز،این امتحانو
یاربنا اغفرلنا....
•┈┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈┈•
#گروه_الزهرا(شعرای_سادات)👇👇
#سید_ناصراسماعیل_نسب
#سید_مرتضی_پیرانیان
#سید_محمد_کمپانی
.👇
.
#مناجات_با_خدا
#زمزمه_مناجاتی
#ماه_رمضان
#خدا_یه_بیکس_اومده
🔘🔘🔘
بند1⃣
خدا یه بیکس اومده،به درگه تو رو زده
با دست خالی اومده،جلوی تو زانو زده
با یه دل خون اومده
زار وپریشون اومده
میگه خداببخش منو
گدات پشیمون اومده
هی میزنم تو رو صدا،ظلمت نفسی
من روسیاهم ای خدا،ظلمت نفسی
یک عبد خیلی بی وفا،ظلمت نفسی
یا ربنا اغفر لنا...
•┈┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈┈•
بند 2⃣
کوله بار گناهامو ، ببین خدا که پر شده
امام زمون از دست من ، خسته شده دلخور شده
....
میپیچه توگوشم صداش
میاد صدای گریه هاش
میگه ضمانت میکنم
ایندفعه هم خدا براش
.....
میگه اینو زیر لب و،اشکاش میباره
گرچه تو کارنامه ش کارِ،خوبی نداره
براش ضمانت میکنم،بازم دوباره
یاربنا اغفر لنا...
•┈┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈┈•
بند3⃣
امام زمون از دستِ من،دلش شکسته رنجیده
پیش خدا بخاطرم ، خیلی خجالت کشیده
.....
میخوام رها زِ غم بشم
باخوبا هم قدم بشم
قسم به اشکای آقام
دیگه میخوام آدم بشم
.....
خدا کمک کن این گدای ناتوانو
که نشکنه دیگه دلِ ،امام زمانو
بیرون بیادروسپیداز،این امتحانو
یاربنا اغفرلنا....
•┈┈••✾❀🕊🕊❀✾••┈┈•
#گروه_الزهرا(شعرای_سادات)👇👇
#سید_ناصراسماعیل_نسب
#سید_مرتضی_پیرانیان
#سید_محمد_کمپانی
.
.
#زمزمه_مناجاتی
#مناجات_با_خدا
✍بند اول
الهی ببین آمدم بردرلطف تو زاروخسته
الهی پرازمعصیت گشتم ودلشکسته
الهی سرسفره ات روسیاهی نشسته
خدایا خدایا
ببین که،به بندگناهان اسیرم
زفرط،خجالت ببین سربزیرم
اجرنا،من النارهستی مجیرم
الهی الهی
✍بند دوم
الهی حلیمی کریمی رحیمی رءوفی جمیلی
وکیلی کفیلی دلیلی غفوری جلیلی
ودودی طبیبی حبیبی مجیبی محیلی
خدایا خدایا
حسیبی،مهیبی مثیبی مسهل
شفیعی، سمیعی رفیعی منزل
خبیری، مجیری کبیری مذلل
الهی الهی
✍بند سوم
خدایا ببخشم به کرب وبلا و به گلهای پرپر
ببخشم به زینب به اکبر به عباس واصغر
ببخشم به طفل سه ساله به آن شاه بی سر
خدایا خدایا
ببخشم، به حق گلوی بریده
ببخشم، به آن خواهرقد خمیده
ببخشم، به بنت الحسین شهیده
الهی الهی
#ابوذر_رییس_میرزایی (بهار)✍
👇
.
#شور
#زمزمه_مناجاتی
تو مهربونی رو دست تو نیس
توبه میکنم با چشمای خیس
این گریه هنوز داره اثری
این اشک منو میشه بخری؟
غیر از تو کسی دردامو ندید
کی غیر شما حرفامو شنید
تویی که میشنوی صدای آهمو
تویی که باز میدی فقط پناهمو
میبینی کوله باری از گناهمو
الهنا الهنا یا ربنا....
............
این بار گناه این جرم عظیم
می بخشی منو ای ربّ کریم
من با بدیام دور از تو شدم
اما به کسی رویی نزدم
دارم به شما هر لحظه نیاز
حالم رو ببین ای بنده نواز
یا سامِعَ الدعا بهم محل بزار
آره بدم ولی شما به روم نیار
منو بغل بگیر فقط برا یبار
الهنا الهنا یا ربنا....
.........
بی ذکر حسین میگیره نفس
من با تو فقط مانوسم و بس
عمریه منو بُردی زیر دین
کشتی نجات اربابم حسین
منت به سرم داری به خدا
از خوبی تو گفتم همه جا
من از خود خدا فقط تو رو میخام
اگه شما بخای یه روز حرم میام
روبرو گنبدت بهت میدم سلام
آقام آقام آقام آقام آقام حسین
#هاشم_محمدی_آرا ✍
.👇
.
#زمزمه_مناجاتی
#سبک_اینقده_روسیاهم_و_هواپرستم
ای مهربان،ای خالق و ربّ کریمَم
من سائل لطف تو از عهدِ قدیمم
اهل خطا و جهل و جرم و گناهم
سَرگشته و بی یاور و بی پناهم
بگذر زِ من که بنده ای روسیاهم
یا ربّنا اِغفر لَنا ذُنوبَنا...
باشد چه زیبا قِصّه ی لطف تو با من
هرگز نکردم شُکرِ اَلطافِ تو را من
ای ربّ من،خدای من،ای معبودم
عشق تو در تمامیِ تار و پودم
مرا ببخش که بنده ی بدی بودم
یا ربّنا اِغفر لَنا ذُنوبَنا...
من را ببخش به حقّ آن در غم نشسته
به حقّ آن مظلومه ی پهلو شکسته
آن که غمش بی حَد و بی نهایت شد
به پشت در آینه ی هدایت شد
آن که فدای مکتب ولایت شد
یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه...
#ماه_رمضان
#مناجات
#مناجات_با_خدا
#حاج_امیر_عباسی ✍
.
.
#وداع_با_شعبان
#زمزمه_مناجاتی
ای ماه پیمبر خدا،ای شعبان
کي گفته که این و من نمیتونستم؟
من بندگی خدا نکردم ای وای
ای کاش که قدرِ تورو می دونستم
ای ماه پیمبر خدا،ای شعبان
تو رفتی و قلب من چقدر غمگینه
من با چه رویی بگم الهی اَلعَفو
خیلی کوله بار گناهام سنگینه
ای ماه پیمبر خدا،ای شعبان
ای کاش به قلبم آبرو میدادم
با ((وَاسْمَعْ نِدَائِي)) و ((إِذَا نَادَيْتُكَ))
ای کاش دلم رو شستشو میدادم
ای ماه پیمبر خدا،ای شعبان
اشک خجلتم شده رَوونه از دو عین
کن دعا منم بشم با مادر پدرم
زائرِ بهشت نورِ بین الحرمین
ای ماه پیمبر خدا،ای شعبان
میگن لبِ تشنه نور عین و کشتن
بعضیا به لب خدا خدا میگفتن
با ذکرِ خدا امام حسین و کشتن
#حاج_امیر_عباسی ✍
👇
.
#وداع_با_شعبان
#زمزمه_مناجاتی
ای ماه پیمبر خدا،ای شعبان
کي گفته که این و من نمیتونستم؟
من بندگی خدا نکردم ای وای
ای کاش که قدرِ تورو می دونستم
ای ماه پیمبر خدا،ای شعبان
تو رفتی و قلب من چقدر غمگینه
من با چه رویی بگم الهی اَلعَفو
خیلی کوله بار گناهام سنگینه
ای ماه پیمبر خدا،ای شعبان
ای کاش به قلبم آبرو میدادم
با ((وَاسْمَعْ نِدَائِي)) و ((إِذَا نَادَيْتُكَ))
ای کاش دلم رو شستشو میدادم
ای ماه پیمبر خدا،ای شعبان
اشک خجلتم شده رَوونه از دو عین
کن دعا منم بشم با مادر پدرم
زائرِ بهشت نورِ بین الحرمین
ای ماه پیمبر خدا،ای شعبان
میگن لبِ تشنه نور عین و کشتن
بعضیا به لب خدا خدا میگفتن
با ذکرِ خدا امام حسین و کشتن
#حاج_امیر_عباسی ✍
👇
.
#مناجات
آلوده دامن ، خود را رساندم
بر روی شانه ، بارم کشاندم
امّا همیشه ، ردّم نکردی
من نامه خود ، با گریه خواندم
" يا ربي العفو "
اصلاً ندارم ، دیگر تواضع
کو بندگی و حال تضرع
در طول عمرم ، کاری نکردم
دارم ولی من ، از تو توقع
" يا ربي العفو "
سرخورده برگشت ، عبد فراری
آورده ام بی تو ، بد بیاری
در خانه بگذار ، من هم بمانم
این بنده شاید ، آمد به کاری
" يا ربي العفو "
دست گناهان ، بالم گرفته است
اشکی ندارم ، حالم گرفته است
مهدی که از من ، دارد گلایه
انگار قلب ، عالم گرفته است
" يا ربي العفو "
کار خرابم ، بسته به مویی
باید چه کرد از ، بی آبرویی
با روی بازت ، گفتی بیایم
گفتم بيايم ، من با چه رویی
" يا ربي العفو "
کو سر به زیری ، کو سر به راهی
افتاده ام از ، چاله به چاهی
حالا رسیدم ، در محضرت با
موی سفید و روی سیاهی
" يا ربي العفو "
ناز علی را ، نوکر خریده
بارِ گدا را ، حیدر خریده
با گریه عمری ، شبهای جمعه
گفتم حسین و مادر خریده
" يا ربي العفو "
از خیمه می کرد ، زینب نظاره
بر مادر خود ، میکرد اشاره
میگفت مادر ، گرچه می آمد
شمشیر و نیزه بر جسم پاره
" مظلوم حسينم "
حالا بریدم ، من از حسین دل
آمد به مقتل ، شمر سیه دل
او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
" مظلوم حسينم "
...................
#زمزمه_مناجاتی
#مناجات_با_خدا
آلوده دامن خود را رساندم
بر روی شانه بارم کشاندم
اما همیشه ، ردم نکردی
من نامه ی خود با گریه خواندم ...
چی نوشتی تو نامه ت
یاربی العفو .... یاربی العفو ....
سرخورده برگشت، عبد فراری
آورده ام بی تو ، بدبیاری
در خانه بگذار من هم بمانم
این بنده شاید،آمد به کارم
دست گناهان بالم گرفته
اشکی ندارم ، حالم گرفته
مهدی که از من دارد گلایه
انگار قلب عالم گرفته ....
یاربی العفو .... یاربی العفو ....
حال خرابم، بسته به مویی
باید چه کرد از بی آبروی
با روی بازت گفتی بیایم
گفتم بیایم من با چه رویی
کو سر به زیری ، کو سر به راهی
افتاده ام از چاله به چاهی
حالا رسیدم در محضرت با
موی سفید و روی سیاهی
یاربی العفو .... یاربی العفو ....
ناز علی را نوکر خریده
بار گدا را حیدر خریده
با گریه عمری شبهای جمعه
گفتم حسین و مادر خریده ....
مظلوم حسینم ... مظلوم حسینم ...
از خیمه می کرد زینب نظاره
بر مادر خود می کرد اشاره
می گفت مادر گرچه می آمد
شمشیر و نیزه بر جسم پاره
آن دم بریدم ، من از حسین دل
کامد به مقتل ، شمر سیه دل ...
او میبریدو ... من میبریدم ...
او از حسین سر ... من از حسین دل ...
مظلوم حسینم ... مظلوم حسینم ...
امان از اون ساعت که اسب بی صاحبت به خیمه آمد ... آقا جان ... زن بچه دورشو گرفتن ...
هر کی یه سوالی کرد ... نازدانه جلو آمد ... سر اسب و بغل کرد ... شروع کرد نوازش کردن،
پیشانی روی پیشانی ذوالجناح گذاشت آرام گفت میدونم بابامو کشتن ،
اما بگو ببینم اول به بابام آب دادن ... یا با لب تشنه ....حسین ....
.
#مناجات
آلوده دامن ، خود را رساندم
بر روی شانه ، بارم کشاندم
امّا همیشه ، ردّم نکردی
من نامه خود ، با گریه خواندم
" يا ربي العفو "
اصلاً ندارم ، دیگر تواضع
کو بندگی و حال تضرع
در طول عمرم ، کاری نکردم
دارم ولی من ، از تو توقع
" يا ربي العفو "
سرخورده برگشت ، عبد فراری
آورده ام بی تو ، بد بیاری
در خانه بگذار ، من هم بمانم
این بنده شاید ، آمد به کاری
" يا ربي العفو "
دست گناهان ، بالم گرفته است
اشکی ندارم ، حالم گرفته است
مهدی که از من ، دارد گلایه
انگار قلب ، عالم گرفته است
" يا ربي العفو "
کار خرابم ، بسته به مویی
باید چه کرد از ، بی آبرویی
با روی بازت ، گفتی بیایم
گفتم بيايم ، من با چه رویی
" يا ربي العفو "
کو سر به زیری ، کو سر به راهی
افتاده ام از ، چاله به چاهی
حالا رسیدم ، در محضرت با
موی سفید و روی سیاهی
" يا ربي العفو "
ناز علی را ، نوکر خریده
بارِ گدا را ، حیدر خریده
با گریه عمری ، شبهای جمعه
گفتم حسین و مادر خریده
" يا ربي العفو "
از خیمه می کرد ، زینب نظاره
بر مادر خود ، میکرد اشاره
میگفت مادر ، گرچه می آمد
شمشیر و نیزه بر جسم پاره
" مظلوم حسينم "
حالا بریدم ، من از حسین دل
آمد به مقتل ، شمر سیه دل
او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
" مظلوم حسينم "
...................
#زمزمه_مناجاتی
#مناجات_با_خدا
آلوده دامن خود را رساندم
بر روی شانه بارم کشاندم
اما همیشه ، ردم نکردی
من نامه ی خود با گریه خواندم ...
چی نوشتی تو نامه ت
یاربی العفو .... یاربی العفو ....
سرخورده برگشت، عبد فراری
آورده ام بی تو ، بدبیاری
در خانه بگذار من هم بمانم
این بنده شاید،آمد به کارم
دست گناهان بالم گرفته
اشکی ندارم ، حالم گرفته
مهدی که از من دارد گلایه
انگار قلب عالم گرفته ....
یاربی العفو .... یاربی العفو ....
حال خرابم، بسته به مویی
باید چه کرد از بی آبروی
با روی بازت گفتی بیایم
گفتم بیایم من با چه رویی
کو سر به زیری ، کو سر به راهی
افتاده ام از چاله به چاهی
حالا رسیدم در محضرت با
موی سفید و روی سیاهی
یاربی العفو .... یاربی العفو ....
ناز علی را نوکر خریده
بار گدا را حیدر خریده
با گریه عمری شبهای جمعه
گفتم حسین و مادر خریده ....
مظلوم حسینم ... مظلوم حسینم ...
از خیمه می کرد زینب نظاره
بر مادر خود می کرد اشاره
می گفت مادر گرچه می آمد
شمشیر و نیزه بر جسم پاره
آن دم بریدم ، من از حسین دل
کامد به مقتل ، شمر سیه دل ...
او میبریدو ... من میبریدم ...
او از حسین سر ... من از حسین دل ...
مظلوم حسینم ... مظلوم حسینم ...
امان از اون ساعت که اسب بی صاحبت به خیمه آمد ... آقا جان ... زن بچه دورشو گرفتن ...
هر کی یه سوالی کرد ... نازدانه جلو آمد ... سر اسب و بغل کرد ... شروع کرد نوازش کردن،
پیشانی روی پیشانی ذوالجناح گذاشت آرام گفت میدونم بابامو کشتن ،
اما بگو ببینم اول به بابام آب دادن ... یا با لب تشنه ....حسین ....
اجرا محمود کریمی👇
https://emam8.com/sabk/new/36981.mp3
.
.
#زمزمه_مناجاتی شبهای ماه رمضان
▪️بنداول▪️
بار گناه، ناله و آه ، شرمنده ام مولای من
یا ذو الکرم بگذر ازم خالیه باز دستای من
از چشم من اشک خجالت می باره
ردم کنی دوباره می شم آواره
رحمی بکن به کسی که دوست داره
آتیش زدم به زندگیم
حال دلم شده وخیم
فارحم الهی یا کریم ۲
▪️بنددوم▪️
ممنونتم ، مهمونتم مهمون نوازی کن بازم
دستی بکش روی پرم شکسته بال پروازم
من روسیام به روم نیار امشب مولا
غرق گناهم به روم نیار امشب مولا
کوه خطام به روم نیار امشب مولا
بی حد شده آلودگیم
نیستم دیگه مثل قدیم
فارحم الهی یا کریم
#زمرمه_مناجات
#مناجات
#ماه_رمضان
#محسن_طالبی_پور ✍
👇