.
#زمینه
#شب_ششم_محرم
#حضرت_قاسم_زمینه
ای وای
چرا غصه دارید؟!
همه گل بیارید
ز دیده همه اشک شادی ببارید
دومادُ ببینید
کنارش بشینید
دم حجله آئینه قرآن بزارید
کی دیده به تنِ داماد
خون باشه کفنِ داماد؟
زیر دست و پای مرکب...
دست و پا بزنه داماد؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
دوماد جوونم
گل غرق خونم
دارم روضهی غربتت رو میخونم
تو ای برگ یاسم
چقد سخته واسم
بخای تا کنارت باشم من نتونم
رعنا رعنا رعنا قاسم
داماد خیمهها قاسم
میبینی حال عموتُ...؟
پا نکش رو خاکا قاسم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
چقدر سنگ آوُردن
گلم رو فشردن...
تنت رو به دستای نیزه سپردن
ببین اشک میریزم
بلند شو عزیزم...
پاشو تا عروسُ اسیری نبردن
قاسم عروست میمیره
نباشی اسیری میره
با آستین پاره تو شام
نوعروس روشُ میگیره
#محمدعلی_انصاری✍
مشابه سبک زیر خوانده میشود 👉
.👇
.
#زمینه
#شب_هفتم_محرم
#حضرت_علی_اصغر_زمینه
ای وای
نصیبم عذابه
دلِ من کبابه
همه کربلا پیش چشمم سرابه
آخه شیرخواره
گناهی نداره
جلو خیمه بی تابِ بچهش ربابه
گریهی طفلم دلگیره
داره رو دستم میمیره
سخته برا غیرت الله
بگه مادرش بی شیره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
کمانُ کشید و...
سه شعبه پرید و...
میون کلام امامم رسید و...
نگو تیرشو زد
بگو نیزه اومد
گلوی گل لاله از هم درید و...
خون روی صورتش پاشید
خوابیده بود...یهو ترسید...
فذُبِحَ الطفل العطشان
من الوَرید الی الورید...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لالا
گل لاله لالا
بخواب پیش بابا
جای دامن من بخواب روی نیها
الهی نبیبی...
به «ناقهنشینی»
با دستای بسته منُ بین صحرا..
اشکِ مادرتو دیدن
به گریهی من خندیدن
بمیرم من که رگهاتُ...
چه نامرتب بریدن
#محمدعلی_انصاری✍
مشابه سبک زیر خوانده میشود ✍
.👇
.
#زمینه
#شب_هشتم_محرم
#حضرت_علی_اکبر_زمینه
ای وای
به سمت دویدم
خمیدم خمیدم
روی زانوهام تا کنارت رسیدم
تنت رو که دیدم
بریدم بریدم...
خودم از تنت نیزه بیرون کشیدم
پرتُ روی خاکِ این...
قفس بکش جان بابا
فقط یه بارِ دیگه باز
نفس بکش جان بابا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
شبیهِ غباری...
چقدر زخم کاری...
بمیرم که پاشیده مثل اناری...
پر از آه سردم...
کجا رو بگردم؟
چجوری برت دارم از هر کناری
میدونی که برا بابات
اکبرم خیلی عزیزی
خودت کمکم کن بابا
تا بیشتر از هم نریزی...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
تنت پیش بابا
شده اربا اربا
اباالفضل بیا از حرم با جوونا
بگو تا که زنها
برن پیش لیلا
نیاد از تو خیمه برای تماشا
الهی مادر نبینه
زخم سرت از هم بازه...
نبینه که میریزه از
زیر عبا خونِ تازه
#محمدعلی_انصاری
مشابه سبک زیر خوانده میشود👉
.👇
.
#زمینه_حضرت_عباس
#شب_نهم_محرم
#تاسوعا_زمینه
ای وای
به غصه اسیرم
الهی بمیرم...
نبینم رو خاکایی شیر دلیرم
دو دستت رو عباس
زدن روی نیزه
چجور دستاتو از عدو پس بگیرم؟
دور تو محشر بر پا شد
خوردی زمین و غوغا شد
دستت بریده شد ، پای...
حرمله به خیمه وا شد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
میریزم ستاره
تنت نیزه زاره
گل غرق خون جای بوسه نداره
علمدار زهرا
شدی اربا اربا
بمیرم برا این تن پاره پاره
چهار هزار تیر انداز و
این تن رشید و رعنا
بنویسین تو مقتل که...
«صَارَ کَالقُنفُذ» واویلا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
عمود و سر تو
بریده پر تو
چی آورده شمشیر سر پیکر تو؟
سپهدار لشکر
پاشو یابن حیدر
نباشی اسیری میره خواهر تو
اهل سقیفه نامردن
همه به اشکش میخندن
غیرت الله نامحرم ها
دست زینبُ میبندن
#محمدعلی_انصاری
مشابه سبک زیر خوانده میشود ✍
۱👇
.
#زمینه
#شب_عاشورا
#شب_دهم_محرم
#امام_حسین_زمینه
ای وای
من ابر بهارم
به سینه قرارم
میشه امشب و سر رو پاهات بزارم؟
تو رو سیر ببینم...
کنارت بنشینم...
میبینی که من جز تو هیچکی ندارم؟
مگه زینب مرده داداش؟
اینجوری فکرِ رحیلی!
روضه میخونی یا دهرٍ...
اف لک من خلیلی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
ای آقای لشکر
حسینم برادر
نگو که باید بی تو برگرده خواهر...
حبیبم حبیبم...
من اینجا غریبم
نگاهی کن امشب به این قلب مضطر
غم فردارو میدونم
الهی زنده نمونم...
من باشم تورو تو گودال...
ببینمت؟ نمیتونم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
ببین دل غمینم
به یاد مدینهم
بزار دستتو ای برادر رو سینهم
میترسم که فردا
جلو چشم زنها
سرت رو بریده به نیزه ببینم
میترسم فردا غوغا شه
نیزه ها به تنت جا شه
سر پیراهن و انگشتر
بین یه لشکر دعوا شه
#محمدعلی_انصاری
مشابه سبک زیر خوانده میشود
.👇
.
#زمینه #عاشورا #وداع
#امام_حسین_زمینه
#روز_دهم_محرم
ای وای
من و غمگساری
من و گریه زاری
خبر از دل سوختهی من نداری...
میون بیابون...
میری با دل خون
زن و بچههاتو به کی میسپاری؟
آروم آروم برو آقا...
رحمی کن به منِ تنها
صدامو میشنوی داداش؟...
مهلا مهلا یابن الزهرا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
عطش گر گرفته
چشات بی فروغه...
چقدر گودی قتلگاهت شلوغه
شنیدم که دارن
سرت رو میبرّن
ایشالا دروغه... ایشالا دروغه...
شمر و با خنجر آوردن
با لگد گلُ پژمردن
از خیمه دویدم اما...
دیر رسیدم سرُ بردن..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای وای
تو این جسم خسته
چقد تیر شکسته...
چرا نیزه راه نفس ها تو بسته؟!
شده خاک و خون گِل
بمیرم که قاتل..
تو گودال رو سینهت با چکمه نشسته...
دختر علی مضطر شد
رو خاک صحرا زانو زد
اف بر این دنیا که زینب...
به عمر بن سعد رو زد
#محمدعلی_انصاری
مشابه سبک زیر خوانده میشود 👉
.👇
.
#شب_دهم_محرم
#قتلگاه_شور
#عاشورا_شور
قتلگاه ، چه ازدحامه
روی خاک تن امامه...
نا نجیـــبا از پیمبر حیا کنید
زیرِ پا از نفس افتاد
ابن سعد میزنه فریاد:
کافیه... غروبه!... شمر و صدا کنید!
تو ازدحام گودال
حال آقا بد شد
تو اون شلوغی لشکر
از رو پیکر رد شد
چیکار کنم روی تل...
قاتل اومد گودال
رسیده حیدر گریان
زهرا رفته از حال
-------------------
آسمون سیاهه از دود
بی حیا بد لگدی بود
پشت و رو نکن با پاهات حسینم و
مادرش داره میبینه
پا نزار شکسته سینه
روی خاک رها بکن نور عینم و
میبینی جسمش زخمی
از ضرب شمشیره؟...
خودش داره کم کم تو
این گودی میمیره...
تن پر از زخمش رو
کمتر بده آزار
سیلی نزن ای نامرد
دست از سرش بردار
-------------------
پیکرِ ، تو پاره پاره
قاتلت ، رحمی نداره
میبینم ، داره میاد چی سرت حسین...
پاره کرد ، پیرهنت رو
گرفته ، محاسنت رو...
خنجرو ، گذاشته رو حنجرت حسین...
با چکمه رو منبر رفت
راه سینه سد شد
خون گلوی قرآن
رو خاکا ممتد شد
جلو چشای زینب
از رو سینه پا شد
سر و برید از کینه
قتلگه دریا شد....
-------------------
حرم تو آتیش و دوده
روی دخترا کبوده
خیمهها دم غروب بین شعلههاست
رفته غارت تن بی سر
پاره پاره شده پیکر
وای من...سر حسین روی نیزههاست
به ضرب کعب نیها
دیدن زنها آزار
همه دویدن بیرون...
پا برهنه رو خار
به زیر سمّ مرکب
افتاده برگ یاس...
رقیه میگه گریان
أین عمی عباس؟!..
#محمدعلی_انصاری
.👇
.
#زمینه
#کوفه_زمینه
ای ماه زینب ، از روی نیزه ، منو نگا کن
منو که دیدی ، رو بر نگردون ، چشماتو وا کن
آه و واویلا
ببین که دخترت چجور زبون میگیره
شبیه خواهرت دلش به غم اسیره
اگه باهاش حرف نزنی از روی نیزه
حسین میمیره
خیلی پریشانم حسین
جانم حسین ، جانم حسین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با دست بسته ، تو کوفه خواستم ، خطبه بخونم
رو نی آوردن ، سرت رو تا که ، ساکت بمونم
آه و واویلا
رگای حنجرت زده شراره بر دل
رو نیزه پیشانیِ تو شکسته قاتل
سرم رو پای نیزهی سرت شکستم...
به چوب محمل
قاری قرآنم حسین
جانم حسین جانم حسین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زینب کجا و ، این کوچه بازار ، أین اباالفضل؟
زینب کجا و ، اینهمه آزار ، أین اباالفضل؟
آه و واویلا
میسوزم از جفای بی امانِ کوفه
خیلی اذیّت شده میهِمانِ کوفه
دختر کبرای امیر مومنین و...
زندان کوفه...
در کنج زندانم حسین
جانم حسین جانم حسین
#محمدعلی_انصاری✍
#بعد_از_شهادت_امام_حسین
.👇
.
#زمینه
#مجلس_کوفه_زمینه
«دستامو بستن ، میبینی حال و ، روزم خرابه
مقصد زینب ، از کربلا تا ، بزم شرابه...»
ای وای حسینم
وا شده پای خواهرت به بزم باده
دور تا دور این حرم ، حرام زاده...
چشم تو روشن این که روبروم نشسته...
ابن زیاده...
زینب کجا ، اینجا کجا؟
وا غربتا ، وا غربتا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدم یه روزی ، سرت رو ، رو نی ، تنت رو در دشت
باور نداشتم ، ببینم امروز ، سرت رو در طشت
ای وای حسینم
به کی بگم این همه غصه و بلا رو
بسته به ریسمان آوردن اُسَرا رو....
الهی که ندیده باشی از توی طشت
لباس ما رو...
یا غیرت الله یا أخا
وا غربتا وا غربتا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«طاقت ندارم ببینم اینجور وضع سرت رو
میخواد که بیشتر بسوزونه قلب خواهرت رو»
ای وای حسینم
زاده مرجانه با چوب رو تخت نشسته
بمیره خواهرت که بی حیا و مسته...
نمیتونم حتی بگم چجور سرت رو...
با چی شکسته....
ای کشته از جور و جفا
وا غربتا وا غربتا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#محمدعلی_انصاری
#سیدحسین_احمدی
#کوفه
#بعد_از_شهادت_امام_حسین. 👇
.
#زمینه
#دیر_راهب
سر زدی شبانه به خانهی من
روشن شده با تو کاشانهی من
به خانهی محقّرم صفا آوردی
وای حسینم
چرا لبت خشکه مگه آب نخوردی؟
وای حسینم
وای حسینم...وای حسینم...
ای سر خونین تو عیسی مسیحی؟
یا از نسل اسماعیل ذبیحی؟
پس کو تن مطهرت؟ مهمان راهب...
وای حسینم
دردت الهی سیدی به جان راهب
وای حسینم
وای حسینم... وای حسینم...
خسته شدی از راه دور اومدی
بمیرم از کنج تنور اومدی
سوخته سرت ، بسوزم از غمت الهی
وای حسینم
تشنه تو رو کشتن آخه با چه گناهی؟
وای حسینم
وای حسینم... وای حسینم...
اشک چشمام و رو زخمات میریزم
راحت بخواب اینجا امشب عزیزم
سرت رو تا سحر در آغوشم میگیرم
وای حسینم
نمیدمت به نیزدار... مگه بمیرم...
وای حسینم
وای حسینم... وای حسینم...
کی سرت و روی نیزهها بسته؟
کجا بودی اینجور سرت شکسته؟
برای شستشوی تو گلاب آوردم
وای حسینم
لبت رو وا کن که برات آب آوردم
وای حسینم
وای حسینم... وای حسینم...
شرمندهی زهرا هستم همیشه
گیسوی آشفتهت شانه نمیشه
کاش که دروغ باشه ولی راهب شنیده
وای حسینم
موی سرت رو شمرِ بی ادب.......
وای حسینم
وای حسینم... وای حسینم...
#محمدعلی_انصاری ✍
.👇
.
#ورود_به_شام
پرده نشین خیمهها ، افتاده بین ازدحام
بر ناقههای بی جهاز ، زینب رسیده شهر شام
بعد از غمِ کرب و بلا ، وای از غمِ شام بلا
زنانِ پستِ بی حیا ، سنگ زدن از روی بام
خدا کنه سنگ به سرها نخوره
خدا کنه دوباره نشکنه جبین
محاسنی از خون سر نشه خضاب
نیوفته از رو نیزهها سری زمین
میرسد گریهی
زنان و کودکان
بازوی عقیله
بسته بر ریسمان
یاحسین...
نامحرمان بهرِ تماشای حرم صف میزنن
پای سرِ بر روی نی ، زنهای شام کف میزنن
شمره نگهبانِ حرم ، به لب رسید جانِ حرم
دور اسیرانِ حرم ، رقاصهها دف میزنن
حرامزادههای شامی ، صدقه
نان و غذا میدن به ناموس خدا
به شادیِ اسارتِ مخدرات...
شراب پخش میکنن تو کوچهها
میکِشَن با طناب
حرم رو بی هوا
زینبُ میزنن...
به بغض مرتضی
یاحسین...
خورده به جانِ مصطفی ، تیرِ غم و آزارِ شام
حسینا گریه کنید ، چقدر روضه داره شام
ای بر سرم خاک عزا ، شرمندهام یا مرتضی
فریاد وا مُحَمَّدا ، زینب رسید بازارِ شام
چه ازدحامی شده اطراف حرم
میان بازار قیامتی به پاست...
دختر کبرای علی کمک میخواد
أینَ کَفِیل زینب؟ عباس کجاست؟...
در دلِ عقیله
غصه کرده رسوب
راهِ یک ساعته
طِی شده تا غروب
یاحسین...
#محمدعلی_انصاری ✍
#اوایل_صفر #شام
👇
.
#زمینه_رسول_الله
#رحلت_رسول_اکرم
#حضرت_رسول_زمینه
میرسه از اوج فلک نوای وامصیبتا
آجرک الله یا علی در غم ختم الانبیا
رفته از این جهان نبی
با تن مسموم علی...
خدا بهت صبر بده
اولَ مظلوم علی...
آجرک الله یاعلی...
لحظه به لحظه میره از هوش و بهوش میاد ولی
میمیرن و زنده میشن هر دفعه زهرا و علی
میسوزه از زهر جفا
هُرم عطش رو دلشه
به کی شکایت بکنه؟
که همسرش قاتلشه...
آجرک الله...
عرق نشسته رو پیشونیش نفسای آخره
قابض الارواح با ادب بیرونِ در منتظره
اجازهی ورود میخواد
این خونه خونهی خداست
گریز روضه کوچه و
گریز روضه کربلاست
آجرک الله...
#محمدعلی_انصاری
👇