#غریب_افتاده_ای
غریب افتادهای در دست جلاد
از این بییاوری فریاد فریاد
مثال تشنه ای در چنگ صیاد
شده کاخ یزید از ظلم آباد
غریب افتادهای در زیر شمشیر
غریبانه نشسته بر تنت تیر
غریب این دیار پربلایی
غریبی میروم در بند و زنجیر
غریبی در وطن سهم حسن بود
به زیر نیزه باران در کفن بود
تو اما در دل صحرا غریبی
تویی دور از وطن او در وطن بود
غریب افتادهای در دست جلاد
غریب افتادهای در بین لشکر
به زیر چکمه شمر ستمگر
تو را میبینم و میسوزم ایوای
نهاده بر گلوی تشنه خنجر
غریبانه دلم میگیرد از غم
تویی در خون و من در اشک نمنم
به خونابی که از نای تو ریزد
شود جانا به هر دم عمر من کم
غریب افتادهای در دست جلاد
به روی سینهات قاتل نشسته
برای سر بریدن دشنه بسته
نهاده از قفا خنجر به حنجر
مرا این صحنه دیدن دل شکسته
به یک پنجه فشرده تار مویت
به دست دیگرش زیر گلویت
دعا کن زینبت اینجا بمیرد
توانی کو که مانم روبرویت
غریب افتادهای در دست جلاد
به یاد غربت مادر بگریم
به یاد ضرب میخ و در بگریم
به یاد کوچههای شهر یثرب
به مظلومیت حیدر بگریم
دل شیعه از این غربت بسوزد
به آن بانوی بی تربت بسوزد
در این آدینه قلب سروری هم
به امید دمی قربت بسوزد
غریب افتادهای در دست جلاد
**
برچسب ها : #حضرت_زینب (س) ، #امام_حسین (ع) ، #نوحه_سروری
👇👇👇🕍کانال محبان اهلبیت(ع)🎤🎤
🔊روضه و نوحه های ناب از مداحان ترکی و فارسی✔
لطفاکانال روبه دوستان خودمعرفی کنید☝
لینک کانال در پیام رسان ایتا:👇👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/2115895304C4149e19122
#غریب_افتاده_ای
غریب افتادهای در دست جلاد
از این بییاوری فریاد فریاد
مثال تشنه ای در چنگ صیاد
شده کاخ یزید از ظلم آباد
غریب افتادهای در زیر شمشیر
غریبانه نشسته بر تنت تیر
غریب این دیار پربلایی
غریبی میروم در بند و زنجیر
غریبی در وطن سهم حسن بود
به زیر نیزه باران در کفن بود
تو اما در دل صحرا غریبی
تویی دور از وطن او در وطن بود
غریب افتادهای در دست جلاد
غریب افتادهای در بین لشکر
به زیر چکمه شمر ستمگر
تو را میبینم و میسوزم ایوای
نهاده بر گلوی تشنه خنجر
غریبانه دلم میگیرد از غم
تویی در خون و من در اشک نمنم
به خونابی که از نای تو ریزد
شود جانا به هر دم عمر من کم
غریب افتادهای در دست جلاد
به روی سینهات قاتل نشسته
برای سر بریدن دشنه بسته
نهاده از قفا خنجر به حنجر
مرا این صحنه دیدن دل شکسته
به یک پنجه فشرده تار مویت
به دست دیگرش زیر گلویت
دعا کن زینبت اینجا بمیرد
توانی کو که مانم روبرویت
غریب افتادهای در دست جلاد
به یاد غربت مادر بگریم
به یاد ضرب میخ و در بگریم
به یاد کوچههای شهر یثرب
به مظلومیت حیدر بگریم
دل شیعه از این غربت بسوزد
به آن بانوی بی تربت بسوزد
در این آدینه قلب سروری هم
به امید دمی قربت بسوزد
غریب افتادهای در دست جلاد
**
برچسب ها : #حضرت_زینب (س) ، #امام_حسین (ع) ، #نوحه_سروری
#نیامد_خبری
امشب از یاور ویرانه نیامد خبری
دیده بر در شده هر طفل یتیم تا سحری
می تپد دل به صدای قدم رهگذری
شام امشب شده با اشک یتیمی سپری
**
به کجا مانده که دیگر خبری نیست از او
به گذرگاه یتیمان ، گذری نیست از او
نه قدم های امیدی که تسلا جوئیم
نه نوائی و نه نانی ، اثری نیست از او
کوچه ها غرق سکوتست و عجب تاریک است
بند امید یتیمان چه قدر باریک است
نه صدای قدمی می رسد از کوچه به گوش
گوئیا بار دگر دورة غم نزدیک است
دیده بر در شده هر طفل یتیم تا سحری
امشب از یاور ویرانه نیامد خبری
**
در سیاهی و سکوتی که فراگیر شده
کیسة نان و غذا ، آمدنش دیر شده
زخمه هایی به دل طفل یتیم افتاده
مرغ امّید همه بسته به زنجیر شده
گوش ها مانده به درها که صدایی برسد
بر دل زخمی ایتام دوایی برسد
بر شکم های گرسنه به شبانگاه سیه
بار دیگر رطب و نان و نوایی برسد
کس ندیده دگر از کیسه نانش اثری
امشب از یاور ویرانه نیامد خبری
**
هر خرابه شده یک کلبة پنهانی غم
سفرة خالی یک مادر و مهمانی غم
دیده بر راه غریبی که غذا می آورد
گوشه ای مانده یتیمی به نگهبانی غم
مگر این شام سیه گون سپری می گردد؟
یا که از مرد غریبه خبری می گردد ؟
کنج ویرانه غریبانه کسی می گرید
در پی لقمة نان سحری می گردد
شام امشب شده با اشک یتیمی سپری
امشب از یاور ویرانه نیامد خبری
**
می تپد دل به نگاهی به صدای قدمی
می کَشد سینه به آهی به فرامین غمی
مرد نان آور شب های یتیمان چه شده
مُلجمی تیغة شمشیر زده بر صنمی
چه مبارک سحری شد به علی شاه کریم
چه غمینانه شبی بهر صغیران یتیم
شب قدر است و دعا خوانی دل های غمین
سروری دست دعا خوانده به درگاه رحیم
می تپد دل به صدای قدم رهگذری
امشب از یاور ویرانه نیامد خبری
**
برچسب ها : #امام_علی (ع) ، #نوحه_سروری
نوحه شماره 1199:
برادر راز دارد
برادر با برادر راز دارد حسین داغ غم عباس دارد
یکی بی بال و پر پرواز دارد یکی غمگین ترین احساس دارد
وفایش نمره ای ممتاز دارد حریم باوفایان پاس دارد
چه آهنگِ غمی ابراز دارد درونِ سینه حالی خاص دارد
برادر را فراخوانده برادر در کنارش
برادر بر برادر آمده در احتضارش
برادر با برادر گفته از دردِ درونش
برادر از برادر دیده چشمِ رنگِ خونش
برادر سفرة دل را به غم وا کرده در غم
برادر قامت خود را به غم تا کرده در غم
برادر با برادر گفت برادر شرمسارم
برادر گفته هستی ای برادر اعتبارم
برادر با برادر راز دارد حسین داغ غم عباس دارد
برادر با برادر داده با خون دستِ یاری
برادر خوانده ای اکنون برادر گفته آری
برادر سر به زیر است و وزیر است بر برادر
دلیرش را امیرش را برادر در برابر
برادر غرقِ خون است و برادر غرقِ اندوه
برادر بر زمین است و برادر داغِ انبوه
برادر دیده رخسارِ برادر با چه حالی
برادر دیده دوزد بر زمین و مشکِ خالی
برادر با برادر راز دارد حسین داغ غم عباس دارد
**
🔳🔳🔳🔳🔳خادم اهلبیت کمالی 🦋🦋
#نوحه_سروری
نوحه شماره 1195 :
ای علمدار علم افتاده
ای علمدارِ علم افتاده حرمت دست ستم افتاده
تشنه با دست قلم افتاده حرمت دست ستم افتاده
از کفت تیغ دو دَم افتاده حرمت دست ستم افتاده
همه جا سایة غم افتاده حرمت دست ستم افتاده
تو به پا خیز و بیا بین که حرم بی یار است
مرد تنهای حرم اذن خدا بیمار است
دیدنت بهر پراکندن دشمن کافیست
این امانت نظرِ میر امانت دار است
ای نگهبان حرم جان تو و جان حرم
از رَهِ علقمه برگرد به میدان حرم
نیزة حرمله ها شعلة آتش دارد
گُر گرفته دگر از شعله، گلستان حرم
ای علمدارِ علم افتاده حرمت دست ستم افتاده
حقِّ ما ظلم و ستم هایِ چپاولگر نیست
آن که این خیمه از این پنجه رها سازد کیست؟
نه کسی مانده نه یاری که به او تکیه کنیم
رازِ تنها شدن قافلة حیدر چیست؟
سایه سار سرِ طفلان حرم می باشی
گر نیایی دلِ ما بارِ دگر می پاشی
علم افتاده ولی باز علمدار تویی
همّتی کن که به اطرافِ حرم پیداشی
ای علمدارِ علم افتاده حرمت دست ستم افتاده
**
🔳🔳🔳خادم اهلبیت کمالی 🦋🦋🦋
#نوحه_سروری
سلام ای سرجدایان
سلام ای سر جدایان سلام ای باوفایان ببینید حال زینب شکسته بال زینب
سلام ای آشنایان سلام ای با خدایان ببینید حال زینب شکسته بال زینب
سلام ای سربداران سلام ای نی سواران ببینید حال زینب شکسته بال زینب
سلام ای سرزمین شور و احساس
سلام ای لاله های پرپر یاس
رسیدم با دلی از غم شکسته
به دیدار حسین و عون و عباس
ببینید قامت از غم دوتا را
نشان غصه بر اندام ما را
شکسته تر شدم در دشت غربت
ولی بر هم زدم شام بلا را
برادر غرق آهم هنوزم بی پناهم
به روز اربعینت به غم باشد نگاهم
سلام ای سر جدایان سلام ای باوفایان ببینید حال زینب شکسته بال زینب
سلام ای کشته های بی سر من
برادر های از جان بهتر من
به دل دارم هوایِ روز دیدار
کجایید ای یلان حیدر من
سلام ای نِی سواران فدایی
بلاجویان دشت کربلایی
چهل روز است به لب این نغمه دارم
کجایید ای شهیدان خدائی
برادر بی تو زارم سراپا غصه دارم
دلم لبریز ماتم پیاپی غم شمارم
سلام ای سر جدایان سلام ای باوفایان ببینید حال زینب شکسته بال زینب
**
#نوحه_سروري
#نوحه_اربعين
#توصیه_شده
#تن_افتاده_به_گودال
تن افتاده به گودال ، خدا حافظ تو
زیر اسبان شده پامال ، خدا حافظ تو
داغ تو بُرده مرا حال ، خدا حافظ تو
می روم بی پر و بی بال ، خدا حافظ تو
ای تن بی سرِ جا مانده به گودال جنون
پاره پاره بدن از خنجر و سر نیزه دون
بی تو سالار سرم ، بی سپه و یار و ستون
می رویم ما دگر از دشت بلا با دلِ خون
زیر خورشید گدازنده بُود پیکر تو
رویِ خاکست و پر از خون ، بدنِ پرپر تو
باد صحرا زده گلبوسه رگ حنجر تو
ای به قربان تنِ بی سر تو ، خواهر تو
تن افتاده به گودال ، خدا حافظ تو
از کنار بدن پرپر تو می گذرم
می زنم بار دگر دست مصیبت به سرم
اشک خون حلقه زده بی تو به چشمان ترم
نیزه ها بر تن تو ، خورده به عمق جگرم
کنج محمل شده غمخانة دریای دلم
چوب محمل بزنم سر بشکست پای دلم
کر شود گوش فلک از غم و غوغای دلم
غم سنگین تو آتش زده هر جای دلم
تن افتاده به گودال ، خدا حافظ تو
از سرِ نیزه بیفتاده به رویم نگهت
رنگِ خون سوز عطش مانده به رخسار مهت
یادم از حنجره ات آمده در قتلگهت
اشک چشمان یتیمانه که مانده به رهت
می رویم دیده تر از کرب و بلایت اما
قلب و جان و دل ما مانده کنارت مولا
از قیام تو سخن ها بسُرایم هر جا
محفل بزم عزای تو نمایم بر پا
تن افتاده به گودال ، خدا حافظ تو
اکبر و اصغر و قاسم به کنارت خفته
جعفر و عون و محمد به جوارت خفته
بر زمین پیکر هفتاد و دو یارت خفته
ساحل علقمه آن ، یکّه سوارت خفته
سروری از سرِ بی تن ، تنِ بی سر برگو
از سرِ بر سر نِی رفته ، مکرّر برگو
از دلِ خون و دو چشم تر خواهر برگو
داغ عباس و علی اکبر و اصغر برگو
تن افتاده به گودال ، خدا حافظ تو
**
برچسب ها : #امام_حسین (ع) ، #حضرت_زینب (س) ، #نوحه_سروری
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🦋🦋🦋
اربعین لاله های بی سر
اربعین لاله های بی سر آمد
کربلا یک بار دیگر خواهر آمد
بر مزار یاوران پرپر آمد
کاروانی با دو چشمان تر آمد
**
یا حسین برگشته ام در کربلایت
اربعین بشکسته تر در نینوایت
تا به پا دارم برادر جان عزایت
به کنارت در جوار لاله هایت
بغض دل ها وا شده کربلا غوغا شده
اربعین شاه دین زادة زهرا شده
در کنار لاله هایش خیمه ها برپا شده
زائر قبر برادر زینب کبرا شده
اربعینست و هوای سینه ها ماتم گرفته
خاک سرخ کربلا با رنگ اندوه دَم گرفته
اشک خون از چشم زینب بر زمین باریده اینجا
بار دیگر آسمان دیده ها را غم گرفته
بی برادر گشته زینب وای زینب وای زینب
با دلی سرگشته زینب وای زینب وای زینب
از سفر برگشته زینب وای زینب وای زینب
دیده ها تر گشته زینب وای زینب وای زینب
اربعین لاله های بی سر آمد
**
ارمغانم شد دو چشم ارغوانی
به سرم موی سفید و قدکمانی
شده بی تو سخت و سنگین زندگانی
شب و روزم ای برادر خونفشانی
بغض دل ها وا شده کربلا غوغا شده
اربعین شاه دین زادة زهرا شده
در کنار لاله هایش خیمه ها برپا شده
زائر قبر برادر زینب کبرا شده
هر طرف بر قبر یک آلاله چندین دلشکسته
دیده گریان سینه سوزان غرق واویلا نشسته
با لبِ خشکیده یادِ خشکِ لبهای شهیدان
دختر حیدر به روی آب دریا دیده بسته
بکن استقبال زینب وای زینب وای زینب
بِنِگر احوال زینب وای زینب وای زینب
بشکسته بال زینب وای زینب وای زینب
همه غم ها مال زینب وای زینب وای زینب
اربعین لاله های بی سر آمد
**
چه بگویم آن چه رفته در اسارت
همه جا دیدم شقاوت با شرارت
به کلامم در جواب هر جسارت
بشکستم پایه ای از آن امارت
بغض دل ها وا شده کربلا غوغا شده
اربعین شاه دین زادة زهرا شده
در کنار لاله هایش خیمه ها برپا شده
زائر قبر برادر زینب کبرا شده
خیمة غم در درون لاله زاران گشته بر پا
پرچم ماتم به روی خاک یاران گشته بر پا
یک نفر گوید برادر دیگری گوید عمویم
سفرة شیون به آه گلعذاران گشته بر پا
تا خطابه خوانده زینب وای زینب وای زینب
مشت خود کوبانده زینب وای زینب وای زینب
لشکری لرزانده زینب وای زینب وای زینب
بر سر دل مانده زینب وای زینب وای زینب
اربعین لاله های بی سر آمد
**
شهِ بی سر ای امیر بی نظیرم
بُوَد این خاک تو کوی دلپذیرم
به هوایت آمدم تا جان بگیرم
سروری گو اربعین شد چون غدیرم
بغض دل ها وا شده کربلا غوغا شده
اربعین شاه دین زادة زهرا شده
در کنار لاله هایش خیمه ها برپا شده
زائر قبر برادر زینب کبرا شده
تا سه روز و شب در آن وادی بلا اندر بلا بود
نی نوا بود کربلا بود خیمه در خیمه عزا بود
نغمة آهِ رباب و اشک جانسوز سکینه
در کنار حضرت زینب نمای نینوا بود
تک و تنها مانده زینب وای زینب وای زینب
غرق غم ها مانده زینب وای زینب وای زینب
فکر فردا مانده زینب وای زینب وای زینب
یاد مولا مانده زینب وای زینب وای زینب
اربعین لاله های بی سر آمد
**
#نوحه_سروری
#مجموعه_نخل_بی_سر
#نوحه_اربعین🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🦋🦋🦋
یا اماما تسلیت
اربعین شاه دین شد یا اماما تسلیت
عالم و آدم غمین شد یا اماما تسلیت
غم سرا پای زمین شد یا اماما تسلیت
در نجف مولا حزین شد یا اماما تسلیت
**
اربعین است و سلامم شد کلام تسلیت
محضر صاحب زمان دارم پیام تسلیت
عالم و آدم نشسته در عزای شاه دین
سوزشِ سوزِ نوایم شد به نام تسلیت
زائریم و دل سپرده بر گُلِ روی حسین
توتیای دیده سازیم خاکِ خوشبوی حسین
زائران کاظمین و سامرا با جان و دل
از نجف دوزیم نگاهِ دیده بر سوی حسین
اربعین مولا کجایی ؟ در نجف یا کربلایی ؟
کاظمینی ؟ سامرایی ؟ کِی شود آقا بیایی ؟
اربعین شاه دین شد یا اماما تسلیت
عالم و آدم غمین شد یا اماما تسلیت
در نجف مولا حزین شد یا اماما تسلیت
مرتضی غمگین ترین شد یا اماما تسلیت
**
اربعین است و به دل ها آرزوی کربلا
مقصد والا قدم ها گشته کوی کربلا
زائرینش بی شمار و راهیانش بی قرار
هر دلِ شوریده ای آید به سوی کربلا
ما که عُمری در چِهِ بازار او افتاده ایم
بر رواق و صحن و ایوان طلا دل داده ایم
روی پرچم جملة زیبای أدرکنی زنیم
یعنی ای مولا به تعجیل تو سر بنهاده ایم
اربعین مولا کجایی ؟ در نجف یا کربلایی ؟
کاظمینی ؟ سامرایی ؟ کِی شود آقا بیایی ؟
اربعین شاه دین شد یا اماما تسلیت
دیدة صادق نمین شد یا اماما تسلیت
کاظمین با غم قرین شد یا اماما تسلیت
موسیِ کاظم غمین شد یا اماما تسلیت
**
اربعین است و هوای نینوا دارند همه
شوق همراهیِ زینب با حسین فاطمه
ای امام حاضر و ناظر به این دلدادگی
در نماز عاشقانی ، روی لب ها زمزمه
حجت پروردگار ای صاحب عصر و زمان
در تمنای وصالت ، اشک یاران شد روان
از نجف تا کربلا ، در کاظمین ، در سامرا
کن نگاهی زائرین را ، کودک و پیر و جوان
اربعین مولا کجایی ؟ در نجف یا کربلایی ؟
کاظمینی ؟ سامرایی ؟ کِی شود آقا بیایی ؟
اربعین شاه دین شد یا اماما تسلیت
**
ای قرار سینه های بی قراران مهدیا
نقطة پایانِ کوشش های خیلِ انبیا
حقّ خونِ سرخ مظلومان صحرای عطش
صبر شیعه سر رسیده ، جانِ عمویت بیا
اربعین است و نجف تا کربلا عین بهشت
رهنوردان حرم با بهترینِ سرنوشت
سروری جا مانده ای از این مسیر با صفا
غرق حسرت بود و این شرح نوا را می نوشت
اربعین مولا کجایی ؟ در نجف یا کربلایی ؟
کاظمینی ؟ سامرایی ؟ کِی شود آقا بیایی ؟
اربعین شاه دین شد یا اماما تسلیت
سامرا یک سر حزین شد یا اماما تسلیت
عسکری اندوهِگین شد یا اماما تسلیت
غصه بر هادی نگین شد یا اماما تسلیت
**
#نوحه_سروری
#مجموعه_نخل_بی_سر
#نوحه_اربعین🖤🖤🖤🖤🦋🦋🦋
تا اربعین با نخل بی سر -
هوای حرم ثارالله
اربعین است و هوای حرم ثارالله جان به قربان اباعبدالله
هوس کرب و بلا برده به لب بسم الله جان به قربان اباعبدالله
راهی کرب و بلایند همة خلق الله جان به قربان اباعبدالله
مهمانند همه بر سفرة این آل الله جان به قربان اباعبدالله
**
از پدر تا به پسرها رهِ عشق آباد است
زائر هر سه حرم از دو جهان آزاد است
شوقی افتاده به دل های سراسر نگران
به لب پیر و جوان نام حسین فریاد است
از نجف تا حرم کرب و بلا پیوسته
هر کسی دیده و دل بر دو حرمگاه بسته
راهیان را نفَس عشق ، به رَه آورده
کِی شود زائر پاهای پیاده ، خسته
اربعین است و هوای حرم ثارالله جان به قربان اباعبدالله
**
هر که راهی شده دلبستة مولا باشد
عاشق خون خدا ، زادة زهرا باشد
هم قدم با قدم جابر دلداده رَود
هم علم با علَمِ غیرت سقا باشد
عشق مولا به دل شیعه چنان افتاده
دل به دریای غم حضرت زینب داده
از وفاداری سقای وفادار حسین
پُر کند مشک وفا از کرم این باده
اربعین است و هوای حرم ثارالله جان به قربان اباعبدالله
**
آرزوی همگان دیدن بین الحرمین
تشنه بوسیدن شش گوشة زیبای حسین
هر جوان یاد علی اکبر لیلا بکند
دسته دسته بنمایند همه جا شیون و شین
مشکِ آب و علم و دست فراوان بینی
سه نمادی که به سرپنجة یاران بینی
هر قدم تا به حرم ، خوان کرم گسترده
موکب مهر و وفا ، بیشِ هزاران بینی
اربعین است و هوای حرم ثارالله جان به قربان اباعبدالله
**
عشق فرماندة این راهِ پُر از پیچ و خم است
دیده ها از دو جهت در طیِ این جاده نم است
یک طرف غصة جانسوز تمام اسرا
یک طرف شوق رسیدن به صفای حرم است
خوش به احوال هر آن کس که در این وادی رفت
مثل پروانه ز ویرانه به آبادی رفت
سروری شاعر جا ماندة این قافله هاست
اشک شوقی که به این ذوق خدادادی رفت
اربعین است و هوای حرم ثارالله جان به قربان اباعبدالله
**
#نوحه_سروری
#مجموعه_نخل_بی_سر
#نوحه_اربعین🖤🖤🖤🖤🖤🖤🦋🦋🦋
تا اربعین با نخل بی سر -
عمه زینب امان از دل تو
شده غم های گران حاصل تو عمه زینب امان از دل تو
غصه گردیده گُل محفل تو عمه زینب امان از دل تو
رنگ غم ها شده آب و گِل تو عمه زینب امان از دل تو
سر و جانم نبُوَد قابل تو عمه زینب امان از دل تو
**
عمه زینب امان ، عمه زینب امان ، عمه زینب امان از دل تو
عمه زینب دل خونین داری
نیمه شب اشک نهان می باری
زیر این بارشِ ماتم امّا
می دهی اهل حرم دلداری
جای تو آمد جانم به لبم
چه دلی داری عمه زینبم
عمه زینب دل تو سوز فراوان دیده
داغ جانسوز عزیزان غم هجران دیده
از همان کودکی ات مخزن غم ها هستی
دیده ات اشک عزا بر گُل دامان دیده
شده غم های گران حاصل تو عمه زینب امان از دل تو
**
عمه زینب امان ، عمه زینب امان ، عمه زینب امان از دل تو
دیده ام آه شبانگاهت را
سوزش سینة پر آهت را
در بلندای غم و تنهایی
می روی این ره دلخواهت را
مرهمی بر دلِ پُر سوز و تبم
چه دلی داری عمه زینبم
عمه زینب غم بی دامنه ای مال تو شد
دیدن نعش برادر غم اقبال تو شد
چشم خونین و دلی از همه دنیا خون تر
قرعة دیدن گودال بلا فال تو شد
شده غم های گران حاصل تو عمه زینب امان از دل تو
**
عمه زینب امان ، عمه زینب امان ، عمه زینب امان از دل تو
عمه زینب اگر آواره شدی
حین هر غصه جگر پاره شدی
با گل صبر و شکیبایی تو
کل غم های مرا چاره شدی
آشنایی به نوای هر شبم
چه دلی داری عمه زینبم
عمه زینب سرِ تو سایة غم گردیده
جگرِ پارة تو پایة غم گردیده
شیشة عُمر تو با سنگ عزا صد تکّه
ریشة نام تو خود آیة غم گردیده
شده غم های گران حاصل تو عمه زینب امان از دل تو
**
عمه زینب امان ، عمه زینب امان ، عمه زینب امان از دل تو
دیده ام در تو شکیبایی را
در وجودت دل زهرایی را
یک تنه سنگ صبور همه ای
بُردی از من غم تنهایی را
ای فدای گل زهرا نسبم
چه دلی داری عمه زینبم
عمه زینب همه جا پشت و پناه حرمی
اربعینست و در این مائده صاحب علمی
گر چه لبریز غمی جلوه کند سروری ات
قرن ها بعد تو آید چو هزاران قدمی
شده غم های گران حاصل تو عمه زینب امان از دل تو
**
#نوحه_سروری
#مجموعه_نخل_بی_سر
#نوحه_اربعین🖤🖤🖤🖤🖤🖤🦋🦋🦋
تا اربعین با نخل بی سر -
تو را دیگر ندارم
هنوز باور ندارم ای برادر تو را دیگر ندارم در برابر
در این دنیای تنها بی دلاور دگر یاور ندارم یار و یاور
**
هنوز باور ندارم برنمی گردی به دنیا
منم به کوله باری از عزا در کوی غم ها
تو رفتی دیدگان ما شده همرنگ دریا
فقط غم بارد و غم بینم و امروز و فردا
اگر چه بر زمین افتادنت کردم نظاره
هنوزم دیده بر راهم که باز آیی دوباره
به روی من گشایی بار دیگر راه چاره
دوای درد بی درمان تویی ای نِی سواره
هنوز باور ندارم ای برادر تو را دیگر ندارم در برابر
**
هنوزم آسمان دیدگانم رنگ خون است
دلم در آرزوی دیدنت غرق جنون است
به دیدار مزارت شوق دیدارت فزون است
صبوری دیگر از غمخانة جانم برون است
چه می شد گر نصیبم دیدن روی تو می شد
جدایی می شکست و دل خوش از بوی تو می شد
مسیر دیدگانم اَبرِ ابروی تو می شد
نگاهم آرزومند گِلِ کوی تو می شد
هنوز باور ندارم ای برادر تو را دیگر ندارم در برابر
**
هنوز باور ندارم آنچه دیده دیدگانم
جدایی ، فاصله ، دوری ، عزا افکنده جانم
چه وا گویم ، چه ناگویم ، فقط سوزد نهانم
که از داغ تو گفتن شعله می گیرد زبانم
هنوزم سینه از داغ عزایت آتشین است
دلِ من با هوای خاطراتت همنشین است
اگر چه داغ جانکاه فراقت بر جبین است
درون خواب و رؤیا ها نگاهت دلنشین است
هنوز باور ندارم ای برادر تو را دیگر ندارم در برابر
**
هنوزم بانگ واویلا درون سینه دارم
هنوزم نیمه شب ها اشک غم از دیده بارم
هنوزم آه و حسرت در فراقت گشته کارم
هنوزم بهر برگشتت دقایق می شمارم
هنوزم خطّ ِ غم دارد کلام سوز و آهم
به سوی وادی حسرت ، گریزان گشته راهم
به شعر سروری باید از این اندوه بکاهم
تسلّایی نشیند بر نگاه بی پناهم
هنوز باور ندارم ای برادر تو را دیگر ندارم در برابر
**
#نوحه_سروری
#مجموعه_نخل_بی_سر
#نوحه_اربعین🖤🖤🖤🖤🖤🖤🦋🦋🦋🦋