امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
امشب به دشت کربلا نالان یتیم انند
تا صبح گریانند
امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند
چون نی در افغانند
بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند
خوابیده عریانند
بر غربت اجسادشان عالم پریشان است
شام غریبان است
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا
بی منزل و ماوا
اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا
ای آه و واویلا
خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا
اف بر تو ای دنیا
آل علی ویران نشین اندر بیابان است
شام غریبان است
امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون
غلطان به بحر خون
اندر هوای خاتم او بزدل ملعون
دیوانه و مجنون
سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون
ای چرخ شو ویران
کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است
شام غریبان است
امشب به بالین حسین زینب عزادار است
#نوحه_شام_غریبان_
در بحر خون اند
خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر
با یاوران یکسر
آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر
در کنج خاکستر
گاهی به حال دختران اندر پرستاری
از راه غمخواری
گاهی کند در مطبخ خولی
آن عصمت باری
از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است
شام غریبان است زینب پریشان است
//////////////
شام غریبان (سحر ندارد)
آه یتیمان (اثر ندارد)
زینب تنها مانده و یاور ندارد
دگر در کربلا یک گل باقی نمانده
همه مستان به خاک اند و ساقی نمانده
عزیز زهرا (از زین نگون شد)
تمام صحرا (دریای خون شد)
جسمش عریان روی خاک و سر ندارد
کشد از خیمه ها امشب آتش زبانه
به گرد کودکان دشمن با تازیانه
هر سو کودکی (افتاده از پا)
با گریه گوید (عمه کو بابا)
به غیر از لب خشک و چشم تر ندارد
یکی از کودکان پیراهنش می سوزد
ز سوز تازیانه ها تنش می سوزد
می لرزد از غم (بس ناله کرده)
پای کوچکش (آبله کرده)
به گوش زخمی اش دیگر زیور ندارد
فقط یک خیمه باقی مانده بهر طفلان
همه زانو بغل کرده غریب و نالان
آن سو روانه (دریای آب است)
آهسته ریزان (اشک رباب است)
که امشب دیگر در بغل اصغر ندارد
#نوحه_شام_غریبان_