روضۂ دفتری امام حسن مجتبی(ع)
👈🏻اجرا توسط: استاد پرویزی🎙️
👈🏻تایپ و ارسال: علیمحمدی✍🏻
السلام علیک یا حسن بن علی ایهاالمجتبی یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا وستشفعنا و توسلنابک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا، یا وجیهاً عندالله اشفع لنا عندالله
سلام ای برتر از ایوب صبرت
که نَبْوَد سایبان بر روی قبرت
مزارت سجده گاه آفِتاب است
ولی افسوس که ویران و خراب است
از این غم بر دلِ هر شیعه داغ است
که قبرت در مدینه بی چراغ است
◾دلها رو ببریم مدینه، بگو یا امام حسن دستم به مدینه نمیرسه امشب اومدم تو گذرنامه ی مدینه مو امضاء کنی، یکی از عُلَما در عالم خواب بی بی فاطمه ی زهرا رو میبینه گفت حضرت زهرا فرمود: چرا یادی از حسنم نمیکنید مگه حسن پسر من نیست، حسنم غریبه ، حسنم مظلومه، چرا روضه ی حسنم رو نمیخونید، آی مادرای مجلس ، آی غریب نوازا، بیاین امشب برا غریب بی مادر مادری کنید بیاید امشب هم ناله بشید با بی بی فاطمه ی زهرا ، پیغمبر فرمود به قدری حسنم مظلومه که مرغان هوا و ماهیان دریا بر او گریه می کنند، هر چشمی برای حسنم گریه کند فردای قیامت رنگ جهنم رو نمی بینه ، چشمی که برای حسنم گریه کنه کور وارد محشر نگردد و قدمی قبر حسنم رو زیارت کنه در پُل صراط نلغزد، اما بگم با این امام در مدینه چه کردند، قربون غربتت برم آقا جان ، نیمه های شب هی صدا میزد جگرم داره میسوزه ، باید کی رو صدا بزنه(هر مردی هر دردی داشته باشه در خونه به زنش میگه)اما بمیرم امام مجتبی تو خونه خودش هم غریب بود عوضِ اینکه زنش جُعده رو صدا بزنه صدا زد کنیزا برید بگید زینبم بیاد خواهرم بیاد، زینب خودشو با عجله رساند کنار بستر برادر دید امام حسن داره مثل شخص مارگزیده هی بخودش می پیچه(الهی هیچ خواهری همچون زینب داغ برادر نبینه) صدا زد خواهرم: برو حسینمو بگو بیاد یه وقت دیدن زینب تو کوچه های بنی هاشم هی می دود هی بر سر و صورت خودش میزنه حسینم بیاد که حسن داره جون میده، همه اومدن کنار بستر امام مجتبی صدا زد زینب برو طشتی بیاور، طشت مقابل برادر قرار داد زینب دلش خوش بود الان برادر زهرو برمیگردونه اما بمیرم دید پاره های جگر برادر درون طشت ریخت ریخت😭😭
ای روزگار دو طشت نشونِ زینب دادی زینب فقط این طشت رو ندید تو مجلس یزید هی صدا میزد یزید: نزن ، نزن ، نزن ، میدونی داری کجا رو میزنی بخدا خودم دیدم پیغمبر این لبارو می بوسید ، یا زهرااااا، بخدا خودم دیدم زهرا این لبا رو می بوسید، علی این دندونارو می بوسید نزن😭😭😭
خواهرم مریضا یادتون نره ، دکتر جواب کرده ها یادتون نره،میگن انقدر تیر به تابوت آقا امام حسن مجتبی زده بودن که بدن به تابوت چسبیده بود امام حسین گفت خدایا غارت زده به کسی نمیگن که مالشو بردن غارت زده به من میگن که بدن برادرمو با دست خودم میان خاک بزارم،آی دلهای آماده اینجا خم شد تیر از تابوت و بدن برادرش بیرون کشید کربلا هم نشست رو خاکها تیر از چشم عباس بیرون آورد، هر کجای این محفل نشستی با سوز دل بگو یا حسین
«علی لعنة علی القوم ظالمین»
.
#زمینه #شور_احساسی
#امام_حسن(ع)
ای به علیّ ، و فاطمه ، نور دو عین ، حسن جانم
یک نظری ، کن تو به ما ، جان حسین ، حسن جانم
حسن جانم ، تا نفس میکِشَم گدای تو میمونم
حسن جانم ، بفدای تو و پسرات بشه جونم
حسن جانم ، یامجتبی
حسن جانم یامجتبی
تا به ابد ، مدیونِ این ، مرحمتِ ، خُدادادم
که به حسین ، سر دادم و ، قلبم و به ، حسن دادم
خداروشکر ، که بدهکارم و همیشه زیر دِینم
خداروشکر ، که گدایِ همیشگیِ حَسَنِینَم
خداروشکر ، یامجتبی
حسن جانم یامجتبی
من بمیرم ، واسه تو و ، قاسم تو ، حسن جانم
صد حاتمِ ، طائی شدن ، خادم تو ، حسن جانم
حسن جانم ، شده لطف و کرامت تو مث مادر
حسن جانم ، حتی بخشیدی زائرات و به برادر
حسن جانم ، یامجتبی
حسن جانم یامجتبی
نیمه نگاهی بخدا ، بسه برام ، حسن جانم
چیزی به جز ، کرببلا ، که نمیخوام ، حسن جانم
حسن جانم ، با هزار آرزو زدم به دامنت دست
حسن جانم ، کربلایی که تو بِدی یه چیز دیگه ست
حسن جانم ، یامجتبی
حسن جانم یامجتبی
#بهمن_عظیمی✍
#شهادت_امام_حسن
👇
2. غریبی درد بی درمون.mp3
9.43M
#نوحه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام)
#حاج_سید_مجید_بنی_فاطمه
غریبی درد بی درمونه
ز جور یارم ، دلم خونه
توو کوچه ها
با زِره رفتم
ولی قتلگام ، شده خونه
الهی ، هیشکی
بی حبیب نباشه
کسی تویِ خونش
غریب نباشه
( غریبم من ، غریبم من ،
غریبم ... ) تکرار
توی خونه ، کینه ی همسر
توی مسجد ، غربت حیدر
اومدم با گریه توو کوچه
به من خندید ، قاتل مادر
جفا دیدم ، ز آشنا و غیره
منو از بچگی کُشته ، مغیره
( غریبم من ، غریبم من ،
غریبم ... ) تکرار
« تکرار بند اول »
منو بک عمر ،
بغض نشکسته
دورِ لب هام ،
لخته خون بسته
نشانی روی جگر دارم
که جای یک پنجه ی دسته
یکی چشای قاسمو بگیره
می ترسم زودتر از باباش بمیره
( غریبم من ، غریبم من ،
غریبم ... ) تکرار
« تکرار بند اول »
گَهی هوش و
گاهی بی هوشم
ز سوز زَهر و دگر جوشم
اگه بمیرم ز تشنگی
پیش حسین ،
آب نمی نوشم ...
بیا عباس ، بیا ای نور عینم
دارم میرم ،
جون تو و حسینم ...
« تکرار بند اول »
#شهادت_امام_حسن
.
#زمینه #شور
#اربعین
#زیارت_اربعین
#امام_حسین علیه السلام
#احسان_نرگسی
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
نور عین منی
به خودم می بالم امام حسین منی
لحظه های آخرم شهادتین منی
نور عین منی
بهترین منی
بیشتر از خودم به فکر اربعین منی
باورم نمیشه آقا همنشین منی
بهترین منی
کرم تو رو / میشناسم آقا
هر جوری هس می بری / منو کربلا
مایله دلم/ سمت پرچمت
اوج خوشبختی یعنی / شدم آدمت ۲
یا حسین مدد یا حسین مدد ۴
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
زندگی منی
بهترین خاطره های بچگی منی
تربتت یعنی دلیل بندگی منی
زندگی منی
دل پر از شعفه
بهترین مسیر دنیا کربلا نجفه
زندگی بدون شور روضه بی هدفه
دل پر از شعفه
دل نمی کَنَم / محشر از حسین
کیو پیدا می کنم / بهتر از حسین
واسه نوکرات / چاره کربلا
حکم مرگ و زندگی / داره کربلا ۲
یا حسین مدد یا حسین مدد ۴
.
👇
دستم ب دامنت ای با کرم حسن
قربان غربـتت ای بی حـرم حسن
تو شاه بیت شعر کریمان عالمی
در کوی عشق شما میپرم حـسن
با اذن حسن برحسین گریه میکنیم
این است عقیده و همهٔ باورم حسن
تربت به کام من گذاشته به کودکی
با یاحَسن شیرداده مرا مادرم حسن
مشتاق ساختِ ضـریح ام بـرای تو
با اینکه نیست دِرهمی در بَرم حسن
دِرهم بهانه و عـشقِ شما بس است
حراج میکنم برای شما پـیـکَرم حسن
از فرق سـر تا کـف پـا خرج مَـرقَـدت
اول از همه بِیانه بگیر از سَرم حسن
بـر دل جمال عـلـی نقش بسته است
سربازِ سر به کف گرفتهٔ حیدَرم حسن
در روز هـفـتـمِ مــاه وَ یـا آخــر صـفـر
عزادار میشود همهٔ کشورم حسن
آن دم که مادرت آمد کنار طَشت
آهی کشید گُل پسر پَرپرم حسن
گفتـا چـه خـوب راز نـگه داشـتـه ای
مرد غریبِ ، از همه تنهاترم حسن
رازی بـه سیـنـه نهفتی تـمام عـمـر
وقـتـی به روز واقـعـه _ بنگرم حسن
✍️ سید محسن نصرالهی
1.21M
دستم ب دامنت ای با کرم حسن
قربان غربـتت ای بی حـرم حسن
تو شاه بیت شعر کریمان عالمی
در کوی عشق شما میپرم حـسن
با اذن حسن برحسین گریه میکنیم
این است عقیده و همهٔ باورم حسن
تربت به کام من گذاشته به کودکی
با یاحَسن شیرداده مرا مادرم حسن
مشتاق ساختِ ضـریح ام بـرای تو
با اینکه نیست دِرهمی در بَرم حسن
دِرهم بهانه و عـشقِ شما بس است
حراج میکنم برای شما پـیـکَرم حسن
از فرق سـر تا کـف پـا خرج مَـرقَـدت
اول از همه بِیانه بگیر از سَرم حسن
بـر دل جمال عـلـی نقش بسته است
سربازِ سر به کف گرفتهٔ حیدَرم حسن
در روز هـفـتـمِ مــاه وَ یـا آخــر صـفـر
عزادار میشود همهٔ کشورم حسن
آن دم که مادرت آمد کنار طَشت
آهی کشید گُل پسر پَرپرم حسن
گفتـا چـه خـوب راز نـگه داشـتـه ای
مرد غریبِ ، از همه تنهاترم حسن
رازی بـه سیـنـه نهفتی تـمام عـمـر
وقـتـی به روز واقـعـه _ بنگرم حسن
✍️ سید محسن نصرالهی
ارسالی از اعضای محترم کانال🔼
ـ#مرثیه_امام_حسن #مرثیه_امام_حسن_مجتبی
=========================
تربتش عطر کربلا دارد
غربتش روضۀ رضا دارد
گنبدش، آسمان... طلایش، نور
روزها گنبد طلا دارد
هرچه در چَنته دارد این دنیا
از کرامات مجتبا دارد
«ای کریمی که در خزانۀ غیب...»
مور هم چشم بر شما دارد
تا که دست شماست بر سرِ ما
همه عالم نظر به ما دارد
زَهرۀ زهر ریخت پیش لبت
لعل تو حکم کیمیا دارد
آنچه از دل به لب برآوردی
رنگِ سیلیِ کوچه را دارد
متهم، زهر نیست! میدانی
لختهها از چه ماجرا دارد
🔸شاعر:
#عارفه_دهقانی
=========================
#مرثیه_امام_حسن #مرثیه_امام_حسن_مجتبی
=========================
شروعِ روضهی او انتهایِ آن کوچهست
وَ قتلگاهِ حسن در فضایِ آن کوچهست
چه روضهها که نخواندهست در سکوتِ خودش
چرا که مرثیهی بی صدایِ آن کوچهست
نرفته خاطرهی تلخِ کوچه از ذهنش
هنوز شاهده بر روضههایِ آن کوچهست
همیشه خلوتِ خود را به گریه پر کرده
دو چشمِ خیسِ حسن از بلایِ آن کوچهست
شبیه صاعقه دستی به رویِ مادر خورد
که بغضِ او فقط از بی حیایِ آن کوچهست
به جز حسن که خودش دیده، ما نفهمیدم
که گوشوارهی مادر کجایِ آن کوچهست
به شکلِ خون، غمِ در سینهاش به لب آمد
نه سم، که قاتلِ او ماجرایِ آن کوچهست
میانِ بستر خود گفت: ای برادرِ من
تمامِ شامِ بلا از بنایِ آن کوچهست
🔸شاعر:
#محمد_حسن_بهرامی
=========================