🌹عاشقـــ♡ــان ظهور 🌹
به نام حضرت دوست💝 #تشرفات_خدمت_امامزمان"عج" قسمت نهم👇 #یکتشرفوشیعهشدن۴۰۰۰سنی سید بحرالعلوم
#تشرفات_خدمت_امامزمان(عج)
قسمت دهم👇
#کتبهالحجه
در زمان علامه حلی یکی از مخالفین و اهل سنت کتابی در رد مذهب شیعه نوشته بود و در مجالس عمومی و خصوصی خویش از آن بهره گرفته افراد زیادی را نسبت به طریقه امامیه بدبین و گمراه می نموده است.😔
از طرفی کتاب را هم در اختیار کسی نمی گذاشته تا در دست دانشمندان شیعه قرار بگیرد و جوابی بر آن ننویسند و ایرادی وارد نکنند.
علامه حلی با آن عظمت و جلال علمی، به دنبال وسیلهای برای به دست آوردن آن کتاب به مجلس درس آن مخالف میرود و برای حفظ ظاهر ،خود را شاگرد او می خواند و بعد از مدتی علاقه و رابطه استاد و شاگردی را بهانه می کند و تقاضای دریافت آن کتاب را می نماید.
آن شخص در یک حالت عاطفی قرار میگیرد و چون نمی تواند دست رد بر سینه او بزند لاجرم می گوید :
"من نذر کرده ام که کتاب را جز یک شب به کسی واگذار نکنم "
علامه به ناچار می پذیرد و همان یک شب را غنیمت می شمرد .
آن شب با یک دنیا شعف و خرسندی به رونویسی آن کتاب قطور میپردازد نظر او این بود که هرچه مقدور شد از آن کتاب را یادداشت نموده و سپس در فرصتی به پاسخ اقدام نماید.
اما همین که شب به نیمه می رسد خواب اورافرامیگیرد .
در همین هنگام مهمان جلیل القدری داخل اتاق او می شود و با او هم صحبت می گردد و پس از صحبت هایی می فرماید:
" علامه تو بخواب و نوشتن را به من واگذار"
علامه بی چون و چرا اطاعت می کند و به خوابی عمیق فرو میرود.
وقتی از خواب بر می خیزد از میهمان نورانی اش اثری نمی بیند چون به سراغ نوشته اش می رود کتاب را میبیند که به صورت تمام و کمال نوشته شده است و در پایان آن نقشی را به عنوان امضا چنین مشاهده میکند::
" کَتَبَهُ الحُجَّه "
حجت خدا آن را نگاشت....
💫#عاشقان_ظهور💫
🍃 🍃 @Asheghanezohoor