eitaa logo
اسناد المصائب
3.3هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
351 ویدیو
44 فایل
﴾﷽﴿ 🕌امام رضا(علیه السلام) : «مَنْ تَذَكَّرَ مُصَابَنَا كَانَ مَعَنَا فِی دَرَجَتِنَا يَوْمَ القِيَامَةِ» 📚أمالی شیخ صدوق، ص۷۳ ✍ارائه ی مصائب و مراثی اهل بیت(علیهم السلام) @hosseinifazel نشر و کپی بدون ذکر منبع🚫 📚کانال تاریخ اسلام : @TarikhEslam
مشاهده در ایتا
دانلود
3⃣ در روز عاشورا مانع برگرداندن جنازه خود به خیمه ها شد! ✍گفته شده است که؛ «در روز عاشورا بعد از اینکه حضرت عباس(ع) بر زمین افتاد، امام حسین(ع) خواست طبق معمول، جنازه او را به خیمه ها برگرداند. امام حضرت عباس(ع) به دو دلیل مانع شد و گفت : «يَا اَخِي! بِحَقِّ جَدِّکَ رَسولِ اللهِ(ص) اَن لَاتَحمِلنِي وَ دَعنِي فِي مَکَانِي هَذَا! لَانِّي مُستَحِِ مِن اِبنَتِکَ سَکِينَةِِ وَ قَد وَعَدتُها بِالمَاءِ وَ لَم آتِهَا بِهِ وَ الثَّانِي اَنَا کَبشُ کَتِيبَتِکَ وَ مَجمَعُ عَدَدِکَ فِاذَا رَأوُنِي اَصحَابُک وَ انَا مَقتُولُ فَلَرُبَّمَا يَقِّلُ عَزمُهُم وَ يَزِلُّ صَبرَهُم» برادرم، تو را به حق جدت رسول خدا(ص) مرا با خود مبر و همين جا رهايم کن! زيرا من از دخترت سکينه خجالت مي‏ کشم چرا که به او وعده‏ ی آب داده بودم، ولی نتوانستم برايش آب ببرم! ديگر اينکه من سردار سپاه تو و عامل انسجام افراد تو هستم، اگر يارانت مرا کشته ببينند، اراده‏ ی آنان سست شده و صبرشان از کف مي‏ رود.» ✍پاسخ : از این نقل در کتب معتبر و متقدمین ذکری به میان نیامده است. ولی این نقل در کتابهای غیر معتبر مانند؛ کتاب «اسرار الشهادة» اثر «ملافاضل دربندی»(متوفی ۱۲۸۵ ق) آمده است. «مرحوم محدث نوری» این کتاب را یکی از منابع ضعیف، نسخه بدون سر و ته، مجهول و پر از دروغی می‌داند که سید عربِ روضه‌ خوانی برای کسب تأیید نزد عالمان نجف آورده و سپس به دست دربندی می‌رسد. نسخه‌ای که به گفته محدث نوری، از کثرت اشتمال بر اکاذیب واضحه و اخبار واهیه احتمال نمی‌رود که از مؤلفات عالمی باشد.(۲) سخن محدث نوری را بسیاری از عالمان دیگر تأیید کرده‌اند و بسیاری از نقل‌های نادرس و غیر قابل باور کتاب را به عنوان گواه ارائه کرده‌اند. از این میان می‌توان به «میرزا محمد تنکابنی» که می گوید : اخبار غیر معتبره در این کتاب «اسرار الشهادة» بسیار و ضعاف بلکه اخباری که مظنون، کذب آنها است بلکه گویا بعضی از آنها قطعی الکذب باشند و این مایه کسر قدر آن کتاب گردید.(۳) شاگرد فاضل دربندی، محدث نوری می گوید : «کار به آنجا رسید که مخالفان در کتب خود نوشته‌اند که؛ شیعه بیت کذب است و اگر کسی منکر شود، کافی است ایشان را برای اثبات این دعوی، آوردن کتاب اسرار الشهادة را به میدان آورد.»(۴) «شیخ ذبیح‌الله محلاتی﴾ می گوید : فاضل دربندی در اسرار الشهادة خبر طولانی راجع به عطش سکینه و آب آوردن بریر و پاره شدن مشک و ریختن آب نقل کرده است. حقیر چون به کلی اعتماد بر آن کتاب ندارم فلذا عنان قلم از نقل آن باز کشیدم.(۵) «میرزا محمد‌علی مدرس تبریزی» می گوید : به حکم انصاف، این کتاب او بلکه دیگر تألیفاتی که در موضوع مقتل نگارش داده همانا در اثر آن همه محبت مفرط که داشته است حاوی غث و سمین بوده است.(۶) و در اینباره اشاره می کند : «در شصت، هفتاد سال پیش مرحوم ملا آقای دربندی پیدا شد؛ تمام حرفهای روضة الشهداء را به اضافه چیزهای دیگری پیدا کرد و همه را یک جا جمع کرد و کتابی نوشت به نام أسرار الشهادة! واقعاً مطالب این کتاب انسان را وادار می‌کند که به اسلام بگرید. گفتنی است بسیاری از تحلیل‌های نویسنده کتاب برای قابل پذیرش کردن گزارش‌هایی است که به سادگی قابل قبول نیستند.»(۷) 📋اما در مورد شهادت حضرت عباس(ع) دو نقل است که در هیچ یک، این مطلب بالا نیامده است. اینکه امام(ع) خودش را بالای سر عباس(ع) رسانده باشد، وبین آنها مکالمه ای این چنینی صورت گرفته باشد، از آن هم ذکری به میان نیامده است. 📚منابع : ۱)اسرار الشهادة فاضل دربندی، ج۲، ص۳۸۵ ۲)لولو و مرجان محدث نوری، ص۲۵۱ ۳)قصص العلماء تنکابنی، ص۱۰۸ ۴)لؤلؤ و مرجان محدث نوری، ص۲۸۹ ۵)ریاحین الشریعة محلاتی، ج۳، ص۲۷۲ ۶)ریحانة الأدب مدرسی، ج۲، ص۲۱۷ ۷)حماسه حسینی شهید مطهری، ج۱، صص۵۵ - ۱۰۶ @AsnadolMasaeb
4⃣گفتگوی با زهیر بن قین در شب عاشوراء! ✍گفته شده است که؛ «در روز عاشورا، حضرت عباس(س) سوار بر اسب، در اطراف خیمه ها می گشت و نگهبانی می داد، و مراقب بود تا دشمن جلو خیمه ها نیاید. در این هنگام، زهیر بن قین، یکی از یاران با وفای امام حسین(ع)، نزد آن حضرت(ع) آمد و عرض کرد : اینک، من آمده ام، تا تو را به یاد وصیت پدرت امیرمؤمنان، علی(ع) بیندازم! عباس(ع) از سخنان زهیر استقبال نمود و از مرکب فرود آمد. زهیر گفت : امیرمؤمنان(ع)، هنگامی که خواست با مادرت ام البنین(س) ازدواج کند، از برادرش عقیل که نسب شناس بود، تقاضا کرد، تا زنی از خاندان بزرگ و شجاع عرب را برایش برگزیند، تا از او پسری جنگجو و تک سوار پدید آید، و این، نبود مگر برای این که آن فرزند، حامی و ایثارگر و فداکار برادرش حسین(ع) باشد. بنابراین، ای عباس! پدرت، تو را برای چنین روزی روز عاشورا خواسته است، مبادا تو در این روز کوتاهی کنی! غیرت حضرت عباس(ع)، با شنیدن سخنان زهیر، به جوش آمد، و چنان پا در رکاب اسب زد، که تسمه ی رکاب، پاره شد. آن گاه، خطاب به زهیر فرمود : ای زهیر! آیا تو با این گفتار، می خواهی به من جرأت بدهی؟! سوگند به خدای بزرگ! که من، هرگز دست از حمایت برادرم حسین(ع)، برنمی دارم، و در حمایت از او، لحظه ای درنگ نخواهم نمود! به خدا قسم! من، فداکاری خود را برای تو، به گونه ای ابراز کنم، که تو، هرگز نظیر آن را ندیده باشی! سپس قمر بنی هاشم(ع)، به سوی دشمن کافر، چون شیری غضبناک حمله ور شد، آن گونه که گویی، شمشیری از آتش است که در نیزار، افتاده است و گروه گروه از دشمنان را به هلاکت می رساند!» پاسخ : 1⃣اینکه امیرالمؤمنین امام علی(ع) به برادرشان عقیل که آگاه به انساب عرب بود، سفارش این چنینی کرده باشد، صحت دارد. ابن عنبه(متوفای سال ۸۲۸ق‌) می نویسد : امام علی(ع) خطاب به عقیل فرمود : «اُنظُر اِلَىَّ اِمرَأَةً قَد وَلَدَتهَا الفُحُولَةُ مِن العَرَبِ لِأَتَزَوَّجَهَا فَتَلِدُ لِي غُلَامَاً فَارِسَاً» برای من زنی را در نظر بگیر و پیدا کن که از نسل بزرگان عرب باشد که من او را به ازدواج خویش در بیاورم و برای من پسری شجاع و سوار کار به دنیا بیاورد. که عقیل، فاطمه کلابیّه را به امام(ع) معرفی کرد و گفت :  «تَزَوَّجْ اُمَّ البَنِینَ الْکَلابیَّةَ، فَإِنَّهُ لَیسَ فِی الْعَرَبِ أَشْجَعُ مِن آبَائِهَا» با امّ البنین ازدواج کن که در عرب از اجداد او شجاع تر نیست.(۱) 2⃣اما این مکالمه ی زهیر با حضرت عباس(س) در روز عاشوراء، در کتب معتبر و مقاتل نقلی از آن به میان نیامده است. 3⃣در این دیدار آمده است که، بعد از تمام شدن سخن زهیر حضرت عباس(س) عازم میدان شد. در حالی که در مقاتل آمده است که تا زمانی که غیر بنی هاشم در کربلا حضور داشتند، بنی هاشم پا به میدان نبرد نگذاشتند. پس چگونه ممکن است که زهیر زنده باشد و عباس(ع) عازم میدان شود و بجنگد؟!! 4⃣این چه جریانی بود که زهیر عثمانی مذهب، از انگیزه ازدواج امام علی(ع) با ام البنین(س) آگاه بوده، ولی عباس(ع) از آن بی اطلاع بود؟ داستانسرای این قصه، با تلفیق آن با یک نقل تاریخی، سعی در صحیح جلوه دادن آن داشته است! 📚منابع : ۱)عمدة الطالب ابن عنبه، ص۳۵۷ @AsnadolMasaeb
5⃣عَلَم در شام، یزید را به تعجب واداشت! ✍گفته شده است که؛ «هنگامی که وسایل غارت شده کربلا را به شام نزد یزید بردند، در میان آنها پرچم بزرگی بود، یزید و حاضران در مجلس دیدند همه پرچم سوراخ و صدمه دیده، ولی دستگیره آن سالم است. یزید پرسید : این پرچم را چه کسی حمل می کرد؟ گفته شد : عباس بن علی(ع)! یزید از روی تعجب و تجلیل از آن پرچم سه بار برخاست و نشست و گفت : «اُنظُرُوا اِلی هذَا العَلَم فَاِنَّهُ لَم یَسلَم مِنَ الطَّعنِ وَالضَّربِ اِلّا مِقبَضَ الیَدِ الَّتی تَحمِلُهُ» به این پرچم بنگرید، که بر اثر صدمات نیزه و زدن شمشیر، جایی از آن سالم نمانده جز دستگیره آن که پرچمدار آن را با دست حمل می کرده است. سالم ماندن دستگیره پرچم، نشان از آن دارد که پرچمدار تمام ضربات نیزه و شمشیر را که بر دستش وارد می شده تحمل می کرده ولی پرچم را رها نساخته است . آنگاه یزید گفت : «اَبَیتَ اللَّعنَ یا عَبّاسُ هکَذا یُکونُ وَفاءُ الاَخِ لِاَخیهِ» لعن و ناسزا را از خودت دور ساختی ای عباس! و ناسزا زیبنده تو نیست، که این چنین است رسم و معنای وفاداری برادر نسبت به برادرش!» ✍پاسخ : این نقل نیز همانند موارد فوق، در هیچ منبع معتبری ذکر نشده است و فقط در برخی از کتاب های معمولی و متاخر و غیر معتبر آمده است که مدرک و منبعی هم برای آن ارائه نکرده اند.(۱)(۲) 📚منبع : ۱)الوقائع و الحوادث ملبوبی، ج۳، ص۳۸ ۲)سوگنامه آل محمد(ص) اشتهاردی، ص۳۰۰ @AsnadolMasaeb
🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴 ✍ 8⃣7⃣1⃣ 👤 👤 @AsnadolMasaeb
37.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴♦️🏴 🎙روضه با نوای :👆 🏴سقـــای دشت کربلا، ابالفضل ابالفضل دستش شده از تن جدا، ابالفضل ابالفضل @AsnadolMasaeb
✍دو نقل در شهادت طبق مقاتل :👇 1⃣نقل معتبر : الف)نقل شیخ مفید(متوفی۴۱۳ق) ب)نقل سید بن طاووس(متوفی۶۶۴ق) 2⃣نقل غیر معتبر : الف)نقل علامه مجلسی(متوفی۱۱۱۰ق) @AsnadolMasaeb
اسناد المصائب
6⃣7⃣ #حضرت_عباس_علیه_السلام تقاضای میدان رفتن دارد!👇 #روز_شمار_عاشورا @AsnadolMasaeb
7⃣7⃣ خبر شهادت را به خیمه می رساند!👇 ✅بعد از شهادت حضرت عباس(ع)، امام حسین(ع) دیگر سوار مرکب نشد، گویا طاقت نداشت، عنان مرکب را به دست گرفت و به سوی خیمه ها حرکت کرد و وقتی زنان و دختران دیدند امام(ع) می آید، از همه زودتر حضرت سکینه(س) به جانب پدر آمد و گفت : 📋《أَبَتَا هَل لَکَ عِلمٌ بِعَمِّی العَبّاسِ(ع)؟!!》 ♦️پدر جان! از عمویم عباس(ع) خبر داری؟ امام حسین(ع) با شنیدن سخنان حضرت سکینه(س) گریه کرد، سپس فرمود : 📋《یَا بِنتَاهُ! اِنَّ عَمَّکَ قَد قُتِل!》 ♦️دخترم! همانا عمویت عباس(ع) کشته شد.(۱) 📚منبع : ۱)ترجمه مثیر الاحزان ابن نمای حلی، ص۲۶۰ @AsnadolMasaeb