تمام انارها و نارنگیهای دنیا رو میدم تا برگردیم به روزی که شلیل اومد تو میوه فروشیها.
+ مامانم: رفتیم خونه فامیل شیطونی نکنیا
- من نیمساعت بعد از ورود به خونه فامیل:
🤍●@Atomospher
کاش شوهرم و خانوادش رو زودتر پیدا میکردم تا اینهمه سال خودمو یه غول چاق و گنده نمیدیدم ، من تو این خانواده واقعا دختر کوچک و ظریفی بیش نیستم 🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹
هرچی سنم بالاتر میره بیشتر درک میکنم که چرا آدما یه دفعه ناپدید میشن و یه زندگی شخصی و ساکت رو انتخاب میکنن.
امروز میرم برای خودم لوازمالتحریر میخرم.
هر چند دیگه مدرسه نمیرم، اما لذت خریدن لوازمالتحریر همیشه با منه.