گفتند «چگونهای؟»
گفت «چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کشتی بشکند و هر یکی بر تختهیی بمانند؟»
گفتند «صعب باشد.»
گفت «حال من همچنین است.»
«- چرا دیگه نمیخندی؟
+چون هر بار خندیدم، یکی فکر کرد داره خوب رفتار میکنه»
انسانها آینه یکدیگرند.
آنکه در تو می نگرد و تو را احمق می انگارد, گواه حماقت درون خودش خواهد بود، چرا که در آینه خود را بیند و بس.👍
اصلا حوصلهی این پروسهی آشنایی و این چیزها رو ندارم، فقط مستقیم ازدواج و زندگی مشترک.
قبول کنید که همتون یه ورژن بهتر دیگه ای هم دارین، اما فقط حوصله نشون دادنش به هر بنی بشری رو ندارین....
نمیدونم چطوری بگم، ولی از یک سنی به بعد هرچقدر هم که خستگی در کنی، خستگیت در نمیره. این خستگی، جزئی از وجودته. خستهی عمرتی، خستهی زندگی.