eitaa logo
- Atomospher -
40.3هزار دنبال‌کننده
16.2هزار عکس
675 ویدیو
2 فایل
●《 بهِ‌نامِ‌خدایی‌که‌خنده‌‌هاتو‌آفرید 》● __ اتمسفر،شاید دلیلی برای خنده هات💞 ●《 رزور تبلیغات : @tablighatsefid 》● ●《 ارتباط با ما : @s_nikfr 》●
مشاهده در ایتا
دانلود
نه نه عب نداره بابا، مهم نیست، ناراحت نشدم بخدا 🤍●@Atomospher
آقا ما یه همسایه خیلی فضول داریم به اسم سکینه خانم😂 یه روز میخواستیم ناهار بخوریم همین که سفره رو پهن کردیم دوتا داداشم پریدن بهم و پشتش هممون افتادیم وسط و دعوا بالا گرفت... سکینه خانمم تا صدامونو شنید از در اومد بالا😂 و پرید تو خونه:)))) آقا ما تا اینو دیدیم هممون ساکت شدیم، اینم شروع کرد عکس گرفتن و.... 😐😳 گفتیم چیکار میکنی؟! گفت هیچی هیچی و رفت.... گذشت و بعد چن روز خیلی خیلی اتفاقی توی کانال "عکس های خودمونی" دیدم عکس دعواهامون و سفره ناهارمون توی کاناله و زیرش هم نوشته ارسالی از سکینه:////// خیر نبینی سکینه که آبرو نزا‌شتی برامون😂ببینید خودتون: https://eitaa.com/joinchat/1220478610Cfc65a5ec9b
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
دختره عکس فرستاده که امروز جدا شدم، بعد از دادگاه شوهرم پیام داده سر خیابون یه نفر منتظرته😳 نفر منتظر: مشاهده عکس :
فکر میکنی کی هستی؟ من: 🤍●@Atomospher
میدونید حضرت سلیمان چرا با حیوانات حرف میزد؟ چون اگه چت میکرد، ازش اسکرین شات میگرفتن حیوونا اینجوری‌ان
وقتشه یه پسر بیاد دودستی بری...نه تو همش 🤍●@Atomospher
⭕️داستان مرد گدا در بازار..❗️ فردى هرروز در بازار گدایی می‌کرد ومردم وی را دست می انداختند.دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان طلا بود و دیگری از نقره. اما او همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد! داستان در تمام منطقه پخش شد.. هرروز گروهی زن و مرد به دیدن این گدا می آمدند و دو سکه طلا به او نشان می دادند و او همیشه نقره را انتخاب میکرد!! مردم وی را دست می انداختند و به حماقت او می خندیدند. تا این‌که مرد ......😳 ⬅️..ادامه داستان ...➡️ https://eitaa.com/joinchat/1144914193C283d282194
هدایت شده از نمیدونستی که...؟
عزیز من؛ زیر گلویت جای بوسه‌های من است، نه بغض.
اینکه ناراحت نباشم هرگز! دیگه حوصله بروز دادنشو ندارم.
بهار حتی هواشم تعادل نداره بعد شما چجوری از ما متولدینِ بهار توقع دارید تعادل داشته باشیم؟
دلم می‌خواهد ببوسمت. آن قدر ببوسمت که تشنگی‌ام تمام شود... 👤فروغ فرخزاد