بعضی لحظههام هستن که درست همون موقع که دارم زندگیشون میکنم، مطمئنم تو آینده قراره دلم براشون تنگ بشه…
حقیقتش من از اول اومده بودم توییتر از واندایرکشن طرفداری کنم که توی مسابقات ببرن. حس میکنم خیلی از اصل موضوع دور شدم.🙏🏻
مجلس امشب، عروس 3 سال و داماد 1 سال از من کوچیکتر بودن. مامان داماد اومد به مامانم گفت ایشالا نوبت بعدی دختر شماست. فکر میکنید مامانم در جواب چی گفت؟ گفت نه خیلی زوده، بچم حیف میشه. :))))))
جمعه به سمت غروبش اینجوریه که انگار
تیری که از چله کمان رها شده
صاف نشسته وسط سینه پرنده طلایی با شکوهی
و اون تو زمانی که داره چرخ میخوره و سقوط میکنه
خاطراتش رو مرور میکنه ...
نمیدونم چطوری توضیح بدم، ولی حتی اگه از لحاظ مالی هم خیلی تامین باشی باشی ولی خانوادهی حامیای نداشته باشی هیچوقت نمیتونی مستقل بشی!
خانواده خیلی مهمه.