اتفاقاً بزرگ میشی یادت نمیره. بزرگ میشی میبینی تروما شده. قایمش میکنی زیر فرش.
آنچه مردم از آن حرف میزنند نه برایم جالب است و نه اهمیتی دارد. برایم از داستانهای دوردست دنیا بگو؛ از آدمهای گمشده در تاریخ؛ از موسیقیهای غریبی که کمتر کسی آنها را شنیدهاست؛ از ستارهها، رویاها.
دختری که دوستت داشته باشه دست خودش نیست و حتما تو اولین ثانیهای که پیامتو ببینه سین میکنه و جواب میده
با منی که رفتم قاب موبایلمو دولایه کردم که همینو از دست ندم حرف از گوشیهای جدید نزن
میدونی؟
دانشجوهام امتحان دارن ، من نمیدونم چرا استرس دارم:))
بنظرم سالها اثر استرسِ امتحان هایی که قبلا داشتیم در ما میمونه .
الان همش حس میکنم خودم امتحان دارم بعد هی به خودم میگم نه اشتباه نکن تو (امتحان) گیرنده ای نه دهنده:))
از مترو فردوسی که میای بیرون اینقدر میان سمتت میگن دلار دلار که دوست داری خودتو ریال ریال کنی
بابا اینم درست میشه و بهرحال یه گهی میخوری، مثل تمام وقتای دیگهای که بهرحال یه گهی خوردی. آروم باش.
اگه واقن “اتفاقن اونروز داشتم بهت فکر میکردم” گفتنت راست بود الان اول تو تکست داده بودی نه من.
من در تعجبم این دندون ما بعد از مرگ، بعد از ۳۰۰۰سال زیر خاک بازم سالم میمونه، ولی داخل دهان ما که هستش هر روز داره هعی خراب و خرابتر میشه