چند روزه بچهها میوه و لقمهشون رو دست نخورده از مهد برمیگردونن. در نتیجه امروز رو بابت تغذیه سالم کوتاه اومدم و بردمشون به انتخاب خودشون کیک برداشتن. منم براشون شیر و آجیل گرفتم. انقدر ذوقزده بودن که وقتی از ماشین پیاده شدم دور میدون میرفتن و شعار میدادن «مامانی دوستت داریم»:))))
اولین باری که یکی جدی بهم گفت دکتر و واقعا بهم چسبید پرستار بیمارستان بود وقتی استاجر بودم.
گفت دکتر الکی با پرونده مریض ور نرو ما اینجا کار واقعی داریم باهاش=))))))))
الارم گوشی زنگ میزنه خاموشش میکنی میگی دو دیقه چشامو ببندم
پامیشی میبینی ازدواج کردی دوتا بچه هم داری.
دوس دارم صبحها زنگ بزنم شرکت بگم من قهرم نمیام، بعد مدیرمون بگه اگه تو با من قهری من که آشتیام ...
ولی متاسفانه اگر این کارو کنم باید ۶ ماه دوباره دنبال کار بگردم
این تازه عروسا با این سبد میوه گل زده هاشون سرویس کردن باشه بابا تو شوهر کردی مادر شوهرتم خیلی دوست داره برات هندونه فُكُل كرده اورده (پوست صورتش را از زير ناخن پاك ميكند)