کارمندی درسته که روح و وقت و شوقت رو میبلعه و تقریباً نابودشون میکنه، ولی گاهی اوقات یک احساس امنیت مالی و اطمینان حداقلی هم بهت میده که من به اون احساس پونزدهبار ریدم .
بزرگسالی هم واقعا مسخرهسها. فکر کن درحالیکه دلت میخواد بمیری باید پاشی غذا درست کنی چون از گرسنگی مردن اون مرگی نیست که میخوای داشته باشی.
لطفا “نمیام چون رو مود خوبی نیستم” رو نرمالایز کنین که دیگه لازم نباشه دروغ بگیم و بهونه مسخره بیاریم
آشنایی با آدمای جدید، ریسکش خیلی زیاد شده و تقریبا دیگه نمیارزه.
از هر پنج نفر آدم جدیدی که میبینی، چهارتاشون اسگل تمام هستن.
پنجمی هم قاتل زنجیرهایه.
پسرا واقعا موجودات عجیبیان :)
داداشم ۶ ماهه ازدواج کرده، دیشب از سرکار اومده بود خونه ما نشسته حدود ده دقیقه یدفعه پاشده میگه یادم رفت برم خونه خودم:))
نمیدونم کی لازم داره این رو بخونه:
یکی از درسهای بزرگ زندگی که
هرکسی باید یاد بگیره اینه:
چیزی که تو واقعیت تموم شده رو تو رویاهات ادامه نده.
شما یادتون نمیاد ولی قدیما یه چیزی بود به اسم پرینت تلفن که باباها هرماه همزمان با قبض تلفن اسمشو میاوردن و ما میشاشیدیم به خودمون :))))
نوشته بود محققان گفتن مادرها ۳،۴ ساعت خواب شب هم براشون کافیه.
محققان:
🤍●@Atomospher
تو اینستا یه فکت بامزه دیدم، میگفت:
هر وقت خواستی بفهمی واقعا گرسنهای یا فقط حوصلت سررفته، ببین دلت میخواد سیب بخوری؟ اگه جواب نه بود، یعنی قضیه یه حوصله رفتگی سادس :))