از اعتقادات عجیبم اینکه، معتقدم چند لحظه قبل از لذت، از خود لذت، لذت بخش تره!
لحظاتی قبل از خوردن زنگ آخر مدرسه، لحظه قبل از آزادی، قبل دیدار، قبل اغوش، لحظه قبل نوشیدن آب وقتی مثل سگ تشنه ای، لحظه ای قبل به خواب رفتن وقتی مست خوابی ...
آخ اون لحظات لحظات قبل رسیدن
«بعد از سالها دوری برایم نوشته بود: خوبی؟
آب دادن به گلِ خشکی که ریشههایش سوخته،
اثری دارد؟»
از دوستم پرسیدم چه جوری فهمیدی شوهرت بهت خیانت میکرد ،برگشت گفت لباسش بوی پودر لباسشویی که من استفاده میکردم رو نمیداد یه مارک دیگه بود :)
میخواهم ماه باشم در آسمان روز؛ ابر باشم در آسمان شب. من همیشه در نیمه آرام و پنهان زندگی زیستهام و سکوت و تماشا را به هیاهو و نقشآفرینی ترجیح دادهام.
پسرارو وقتی دارن تلاش میکنن که موفق بشن دوست داشته باشید.
پسری که موفق شده رو که همه دوست دارن :)))
میگم این پسرایی که میگن همه دخترا آهن پرستن و دنبال پول، پس چرا وقتی وضع مالیشون خوب میشه باز دخترا قبول نمیکنن باهاشون برن تو رابطه؟
یعنی اصلا فکر نمیکنین شاید مشکل از جای دیگه اس و همه دخترا گشنه ی جیب شما نیستن؟🤭
این کلمهی "قضاوت" هم از اوندسته کلماتی بوده که به مرور زمان تعبیر، تعریف و معنی خودشو توی جامعهی ایران از دست داده
مثلا فیلم کامل از غلطایی که یارو کرده درمیاد، ولی سریع گارد میگیره و میگه منو قضاوت کردید؛ ۵۰۰ نفر هم پشتش درمیان
آزمون واقعى شخصيت اين است: كه چگونه با كسی كه هيچ سودى براى شما ندارد رفتار میکنید.
زندگی مثل بازی مار پله است، جون میکنی آدم باشی، سیگار رو بذاری کنار شبها زود بخوابی تا میای از زندگی سگی فاصله بگیری یک ماری نیشات میزنه پرت میشی همون جایی که بودی.
بابام رفته میوه اورده بخوره، میگم نمکدون چرا نیاوردی؟ با نمک خودت میخوای بخوری؟
مامانمو نشون میده میگه نمک نمیخوام، نمک کنارم نشسته.
دِ آخه مررررررد🫠😂
آدمها بیجنبه نیستن، باید بدونی شوخیکردن به یه میزان صمیمیتی نیاز داره که از درک تو خارجه.