با همکار چینیم و دخترش داشتیم صحبت میکردیم که چین چطوره و قدرت دیکتاتوریشون چقدره، یهو دخترش گفت میشه در موردش صحبت نکنیم احتمال زیاد موبایلهامونو تو آمریکا هم شنود میکنن :|
برادرا نمیدونم چطور توضیح بدم ولی دخترا یه سری دخترای دیگه رو میشناسن که اونام چندتا دختر دیگه رو میشناسن که بلخره میفهمن چکار کردی
نادونا انقدر گفتید مرداد نازنینم چرا تموم نمیشه،
که بیا شهریور رفته رو 8X ،دوهفته دیگه باید بریم خراب شده دانشگاه.
همینو میخواستید؟خوبتون شد؟
شما هم جدیدا فهمیدین دور و بریاتون خودشون به اندازه کافی غم و غصه دارن، و دیگه وقتی حالتون رو میپرسن فقط میگین “مرسی خوبم تو خوبی”؟
شما «خوشبختیت آرزومه حتی با من نباشی» پرسن هستید یا «آرزو دارم که مرگت را ببینم، بر مزارت دسته گلها بچینم» پرسن؟
پول کمترین چیزیه که میشه تو رابطه تقسیمش کرد، اولین چیزی که باهات تقسیم میکنم وقتمه، من تا ابد قرار نیست تو دهه دوم و سوم زندگیم باشم، احساساتم بیشتر از چند بار توانایی احیا شدن رو ندارن، پول در قدم اول که باید وجود داشته باشه و خیلی مهمه ولی نه اندازه عمرت و جوونیت و احساساتت.
مامانام که تا پارسال شدیدا مخالف بود گربهام رو بیارم خونهاش، دیروز ظهر که میخواست بره بخوابه صدا کرد چیچو بیا بریم بخوابیم.
چیچو هم پاشد دنبالش رفت؛ الان زیر پایمامانم خوابیده🥹🥹🥹🥲
کاش آدم میتونست تا ابد کارشناسی بخونه، هی کارشناسیای مختلف، هروقتم خسته شد بمیره.
یکی از چیزای جالب درباره من اینه که اثر انگشت ندارم بعد هر بار که کارم به دفترخونه میکشه و بقیه این موضوع رو موقع ثبت اثر انگشت میفهمن یجوری باهام برخورد میکنن و دستام رو نگاه میکنن که انگار حیوان ناشناخته کشف کردن. هربار هم بلااستثنا برمیگردن به هم میگن این میتونه دزد بشه.
امروز برای اولین بار تو زندگیم بولینگ بازی کردم.با ضربه اول همرو زدم. قشنگ میدونستم این بازی مال ما لراس!!