دیروز زنگ آخر شاگرد دوازدهمم گفت: خانوم هوا رو ببین، باید بشینیم.
گفتم خب نشستین دیگه. گفت نه، بشینیم.
گفتم خب بشین. گفت اینجا که نمیشه. گفتم صندلی داری دیگه بشین. گفت نه، با هم بشینیم. گفتم یعنی من بیام پیش شما بشینم؟
بعد ده دقیقه انقدر خندیدن که متوجه منظورشون شدم.
دلم اعتماد کردن به ادم جدید میخواد
ولی ترس از از بین رفتن اعتماد دوباره
مانع هر نوع حضوری میشه
بزرگ شدن از اونجایی شروع میشه که میگی: اگه تا نیم ساعت دیگه ظرفها رو بشورم و ایمیلهام رو بزنم تا وقتی باید برم باشگاه ۱۵ دقیقه وقت دارم که بشینم گریه کنم
وای شت!!!
دختر جدیده گفت من نمیتونم مثل تو طراحی کنم، منم نه گذاشتم نه برداشتم، مثلا بهش دلداری بدم، گفتم نگران نباش بقیه هم نمیتونن
😫😫😫😫😫😫😫😫😫😫😫😫😫
•
موقعیت:
وقتی بعد ۲۰ دیقه بالاآوردن، سرتو از کاسه توالت درمیاری،
در جواب «اوکیای؟» رفیقت.
🤍●@Atomospher
تولد رفیقم بود
عکسو به مادرم نشون دادم گفت چه لوسترشون قشنگه:)))))
ما سه تارو اصلا ندیدددددد=)))))))))))))))
🤍●@Atomospher
تو هواهای این مدلی، تا هوا سرمهایه اگر زدی بیرون زدی. وگرنه تاریک شدنشو خونه باشی بیچاره ای.