هیچوقت به آلارم آیفون عادت نکردم؛ هرصبح یه سکتهی ناقص میده بهم. آدم حس میکنه آژیر اعلان جنگه.
صبح زود نه تنها با صدای آلارم گوشی تکتک اهل خونه بیدار میشم که از همسایه بالا و همسایه بغلی هم صدای زنگ گوشی میاد
بیدااااار شید خب
ولی یه شب به خودت میای، میبینی باز داری برای چیزی که قبلا چندبار کاملا پذیرفتیش و کنار اومدی غصه میخوری…
معجزهی واقعی وقتی اتفاق میافته که باور کنی هیچ معجزهای قرار نیست برات اتفاق بیافته و همهش خودتی.
ازت بیزارم و امیدوارم بمیری و ببینمت یه چک میخوابونم زیر گوشت ولی هر سه ثانیه هم تلگرامم رو چک میکنم که ببینم پیام دادی یا نه.
با یه نفر باشین، با همون یه نفر روزی صد بار دعوا و اشتی کنین ولی جاشو با کسی عوض نکنین..
خواهر من واقعا از زندگی مشترکش راضیه، با این حال بهم میگه کیف زندگی مجردیتو بکن چون بعدها هر کاری بخوای بکنی تصمیم گیری سخت تره، با مدرسه بچه ت باید هماهنگ کنی، با کارای همسرت باید هماهنگ کنی، شرایط کار خودت رو باید ببینی و هزارن چیز دیگه.
واقعا الان مسئولیت آدم خیلی کمتره.