یکبار با یک جمع چند نفره که مدیریت یک مجموعه فعال در حوزه ازدواج و جمعیت رو داشتند جلسه داشتم.
همه مجرد بودند! یک نفر خواستگاری رفته بود فقط😂
الان پدرم یه دسته گل کوچیک خرید آورد خونه، مادرمو بغل کرد گفت: ببخشید نتونستم برات تو سالگرد ازدواجمون چیزی که دوست داری بخرم و ممنونم ازت بابت اینکه بعد ورشکسته شدنم توی هر لحظه ای پشتم بودی:(((
"چرا انقدر ساکتی؟ خجالتیای؟"
نه عزیزم، این جمع شما مزخرفه، ترجیح میدم بین احمقها سکوت کنم و حماقتتون رو تماشا کنم.
بعد از آب پز شدن زرده و سفیده رو جدا میکنم و سفیده هارو با یکم آبلیمو، سس تند و فلفل و آویشن مزه دار میکنم، زرده ها رو تو یه ظرف جدا کاملا له میکنم و فقط بهش نمک و روغن زیتون میزنم. حالا اینارو میذارم کیسه فریزر یکم استراحت کنن تا قشنگ مزه دار بشن و بعد میندازمشون سطل آشغال.
🤍●@Atomospher
راننده تراز رو بالاخره پیدا کردم
دوست داشتنی، خوش صحبت و متین، ماشین زیبا و کتاب و آب سرد و جوش و….
🤍●@Atomospher
امروز صبح خواب موندم، میپرسین چرا؟
ظاهرا دیشب با ماشین حساب الارم گذاشتم :)))))
🤍●@Atomospher
اگه میخواین مجرد بمونین، مستقل بشین بعد مجرد بمونین. من شهامتش رو نداشتم. الان برادر خواهرم زندگی خودشون رو دارن و من در آستانهی ۳۸ سالگی یا باید بابام رو ببرم درمونگاه مسکن بزنه یا مامانم رو ببرم فیزیوتراپی. لذتی از زندگیم نبردم، به هیچ جا هم نرسیدم.
چند روز پیش رفته بودم استخر
دو تا خواهر با همدیگه اومده بودن تمرین شنا تو قسمت عمیق.
خواهر کوچیکه هر بار شیرجه میرفت، خواهرش چنان تشویق میکرد و قربون صدقه میرفت که منی که غریبه بودم ذوق میکردم.
با خودم میگفتم چرا پدرومادر من یاد ندادن اینطوری تشویق کنیم و اینقدر حمایتگر باشیم؟
🤍●@Atomospher
پدر و مادر های عزیز بچه هاتون توی این جامعه به اندازهی کافی حریف برای جنگیدن دارن، شما دیگه باهاشون نجنگید.