وقتی رو صندلی دندونپزشکی خوابیدی و درحالی که کلی اتشغال تو دهنته مته داره جمجمتو سوراخ میکنه، نزدیک ترین تجربه به روز قیامته. هی التماس میکنی که اجازه بده یبار دیگه برگردم قول میدم از دندونام بیشتر مراقبت کنم ولی فایدهای نداره و دندونپزشک در جواب میگه دهنتو بیشتر باز کن.
هیچوقت عذرخواهی «ببخشید خوابم برد» رو نمیتونم باور کنم. تو خوابت میومده، بدون اینکه به خودت زحمت بدی بگی خوابم میاد، گوشی رو گذاشتی کنار و با خودت گفتی بعدا میگم ببخشید خوابم برد و خوابیدی.
زنگ زده میگه قیمت فلان پیانو چند؟ میگم انقدر، میگه یه ماه پیش شما ۵ تومن ارزونتر گفتی من رفتم دلار فروختم، میگم کی دلار فروختی؟ میگه دیروز، میگم اگه یه ماه پیش دلار فروخته بودی به قیمت همون موقع میدادم بهت. میگه شما فکر کن من همون موقع فروختم، میگم شما هم فکر کن همونوقت خریدی.
دست زن را گرفت و وسط رستوران ناگهان ایستاد و با ذوق و با صدای بلند از همه پرسید: «به هم میاییم؟»؛ چقدر آدمها در سن بالا عمیقتر عاشق میشوند، چقدر مثل بچهها ذوق میکنند. دیدنیاند این جور آدمها.
دخترعموی من توی یه واحد ۴۰ متری اجارهای زندگی میکنه با دو تا بچه، نصف خرجش رو پدر مادرش میدن، خرج بچهها رو هم شوهر سابقش.
کلاسهای کسب درآمد برگزار میکنه و توی بایو نوشته بیزینس کوچ.
اکسپلور اینستاگرام به من یاد داد نه مسواک بلدم بزنم، نه مدل خوابیدنم درسته و نه راههای سریع پول درآوردن رو بلدم و در نهایت زبان بدنم زبان بدن یک فقیره
بقران یخچالمون با من پدرکشتگی داره، الان یه بطری نتونستم جا بدم توش، مامانم اومد بطریو بذاره ۲تا قابلمه هم جا داد :\
واقعا درک نمیکنم قدیمیا چجوری میرفتن سر چشمه آب میاوردن!!
ما شیشه آب تو یخچالمون خالی میشه کسی مسئولیتش رو به عهده نمیگیره :|
همسرم امروز باهام قهره. بعد نهاری که ظهر درست کردم رو نخورد. به جاش رفت از تو یخچال غذایی رو که دیشب برای شام درست کرده بودم رو برداشت و تو مایکروویو گرم کرد و خورد. نمیدونم یخچالمون یک تکنولوژی خاصی داره که اثر پخت و پز من رو از غذا پاک میکنه یا مایکروویومون؟😁
دسته گل خوشگل میبینم تو اکسپلور میزنم روش میبینم گلفروشی تو روسیهست. ناخن عالی میبینم میزنم روش میبینم روسیهست. کت فوقالعاده خوش دوخت؟ روسیه. بهترین کاشت مژهای که تو عمرم دیدم؟ روسیه. بسه واقعا
توی ایران به اپراتور وصل میشی انگار بدموقع زنگ زدی، میری مغازه انگار سرزده وارد شدی، میری دکتر انگار مصدع اوقات شریفشون شدی، میری بیمارستان انگار مزاحم پرستارا شدی؛ میری سوپری انگار دست به وسایل شخصیشون زدی، تاکسی میگیری انگار گفتی داری میری منم سر راه ببر.. آرام بابا!