دوستم داشت برام تعریف میکرد که تو خونه شون هر کی صبح زودتر از خونه بره بیرون جوراب تمیز رو میپوشه، بنده خدا خبر نداره که تو خونه ما موقع خواب هر کی زودتر بره دستشویی مسواک خشکه رو میزنه
من ترجیح میدم دشمنی داشته باشم که اعتراف کنه که از من متنفره، تا دوستی که ماموریتش این باشه که پنهونی منو سرکوب کنه.
من دقیقا اون آدمی شدم که تو کتابهای دینی نکوهش میکردنش:
زیادهخواه، تنوع طلب، خوشگذران.
یه آشنایی داریم هیچوقت اجازه نمیده وقتی مهمون داره بعد از غذا تو شستن ظرفا بهش کمک کنند و خودش هم وقتی مهمونی میره اصلاً وارد آشپزخانه میزبان نمیشه! خیلیها تمسخر میکنند؛ دیشب که مهمان داشتیم و موقع شستن ظرفا، بشقاب چینی قدیمی رو شکست و عزادارمان کرد، فهمیدم کار اون آشنا درسته!
رفتم موبایل فروشی اول قیمت نوت ۱۳ شیائومی رو پرسیدم، بعدش گفتم قیمت سامسونگ s23 چنده؟!
با حالت کاملاً پوزخندی و تحقیر آمیزی گفت ۷۰ میلیون.
تمام خونسردی خودمو حفظ کردم و زدم بیرون.
پ.ن: مگه کسی که قیمت گوشی ۱۵ میلیونی رو میپرسه حق خرید و پرسش گوشی ۷۰ میلیونی نداره ؟!؟؟!؟؟!؟
عجیبترین چیزی که واسهم ترنآنه اینه که ببینم یه خانومی بلده چیزی با دستاش خلق کنه. یه نقاشی یه مجسمه یه لباس یا هرچی:)))) خود دست واسهم ترنآن نیستا، توانایی خلق ترنآنه.