کنکور که داشتم مشاورم طوری برخورد کرد که اگر درس نخونی "لیاقت" خوابیدن نداری الان سه سال گذشته من بیچاره هنوز نمیتونم خوب بخوابم چون حتما باید قبلش دنیا رو نجات داده باشم، بله.
امروز از اون روزاست که ماماناتون قراره بدترین عکسای زندگیتونو استوری کنن زندگیتون سیاه شه.
امروز صبحش آزمون قلمچی بود ظهر نتایج کنکور اعلام شد. همین که استرس رفرش کردن سایت سنجش یا پایین اومدن تراز نداشتم یعنی زندگی دلایل کافی برای ادامه دادن بهم داده.
واقعا عاشق این رشتهام
مخصوصا اون لبخند زیبای رضایتمندی بیمارها وقتی میفهمن توی سرمشون ب کمپلکس و دگزا و چرکخشککن و کتورولاک و تقویتی ریختم و به صحبتهای حکیمانهشون گوش کردم.
امروز نتایج کنکور اومده
یادم انداخت لحظه گفتن نتیجه قبولی دانشگاه، مادرم های های گریه کرد و پدرم گفت بخون فردا روز ما نیستیم محتاج هیچکس نباشی، بعدشم از مادرم پرسید شام چی داریم🤣
بزرگوار شور و شوقش زیر دو ثانیه بود😂
خاک به سرم
یه خانم روس که یه دست و پا نداشت روی ویلچر نشسته بود میخواست بیاد تو پیاده رو ولی نمیتونست
رفتم بش گفتم vuole una mano?
یعنی کمک میخواهین؟
ولی ترجمه تحت اللفظیش میشه«یه دست میخوای»
ساعت کار داداشم ۹ صبح تا ۵ بعد از ظهر
حرکت: ۸:۱۵ صبح، بازگشت ۶ عصر
مدت زمان کل ۹ ساعت و ۴۵ دقیقه
مامانم: بمیرم ! بچهام زندگی نداره! همش کار کار کار
ساعت کار همسرم: ۹ صبح تا ۸ شب
حرکت ۸:۳۰ صبح ، بازگشت بین ۹ تا ۱۱ شب
مامانم: وا! همه همینن! پول درآوردن سخته
رفته بودیم خواستگاری، من اومدم ابتکار به خرج بدم. یه مقدار از ادوکلنی که خودم زده بودم، پاشیدم وسط دستهگلی که برده بودم.
چند سال بعدش عیال تعریف کرد که دستهگل رو تو اتاقش گذاشته بوده، بعد تا صبح فکر میکرده این پسره خودش رفته، چرا بوش نمیره😂
ظاهراً نتایج کنکور امسال اعلامشد،از طرف شخصی که دانشگاه برایش نون و آب نشد اما مسیر زندگی ش خیلی تغییر کرد و راه نجاتی برای ش باز شد به قبول شدگان میگم :
برای بیشتر فهمیدن و فهماندن تلاش کنید و ادامه بدهید!