eitaa logo
- Atomospher -
41.2هزار دنبال‌کننده
15.3هزار عکس
641 ویدیو
2 فایل
●《 بهِ‌نامِ‌خدایی‌که‌خنده‌‌هاتو‌آفرید 》● __ اتمسفر،شاید دلیلی برای خنده هات💞 ●《 رزور تبلیغات : @tablighatsefid 》● ●《 ارتباط با ما : @s_nikfr 》●
مشاهده در ایتا
دانلود
با چیزایی این روزها رو به رو میشم که با خودم میگم ازدواج سنتی سگش شرف داشت. همینطور پیش بره تا چندسال دیگه همه با‌ واژه “تعهد” غریب میشن.
‏بنده به این نتیجه رسیدم که در ۹۰ درصد کارها تداوم خیلی خیلی مهمه. حالا می‌خواد یاد گرفتن مهارت جدید باشه، ورزش کردن باشه یا درس خوندن باشه. خلاصه که هرجایی که هستید ادامه بدید.
بابام با یک تماس تلفنی با دوستش کامل شدن ساخت و ساز باغشو تبریک گفت و بعد که تلفن رو قطع کرد از من پرسید ارتودنسی هاتو برداری خوب میتونی گاز بگیری؟ فکر کنم منو به عنوان سنگ نگهبان فروخته به رفیقش
‏یک عده چجوری اینقدر بلد هستند که نه تنها دختر‌ها رو فریب میدن بلکه ازشون پول هم میگیرند. من حتی نمیتونم یک دختر رو فریب بدم که ازم پول بگیره!
بابابزرگم هروقت منو میبینه میگه ما همسن شما بودیم هرشب تو کوه میخوابیدیم، من چرا باید تو کوه بخوابم الان؟:/
بابابزرگم هروقت منو میبینه میگه ما همسن شما بودیم هرشب تو کوه میخوابیدیم، من چرا باید تو کوه بخوابم الان؟:/
اینو یادت باشه که عشق ورزیدن به آدما رو شرطی نکنی، یعنی چی؟ یعنی اینکه به کسی محبت نکنی چون ازش میخوای همون محبت و بهت بکنه اگر میخوای تو زندگیت آرامش داشته باشی از هیچکس توقع نداشته باش و بی منت آدما رو دوست داشته باش.
یه مریض با اختلال روان بستری کردیم، هر پنج دیقه یه بار بلند میگه بر محمد و آل محمد صلوات، کل اورژانس یک صدا به دنبالش صلوات میفرستن و این سیکل هر چند دیقه یه بار تکرار میشه :)
دارم یک سری عادت هایی رو میندازم تو کله ی داداش کوچیکام که راضیم، مثلا جای گریه الکیو قهرو نق نق دارن یاد میگیرن که بیان صحبت کنن، روزی دو بار مسواکو میزنن، از حموم که درمیان به خودشونو لباسشون یکم عطر میزنن حتی اگه تو خونه باشن. فکر میکنم جامعه بعدا ازم متشکر باشه
امروز داشتم فکر می‌کردم که من بداخلاق و جدی یا آدم گریز نیستم؛ بلکه ترسو‌ام. من از طرد شدنِ دوباره می‌ترسم حتی وقتی یکی بهم محبت می‌کنه یا می‌خواد بغلم کنه احساس اضطراب می‌گیرم. وقتی همه چی با یکی خیلی خوبه می‌ترسم.
امروز داشتم فکر می‌کردم که من بداخلاق و جدی یا آدم گریز نیستم؛ بلکه ترسو‌ام. من از طرد شدنِ دوباره می‌ترسم حتی وقتی یکی بهم محبت می‌کنه یا می‌خواد بغلم کنه احساس اضطراب می‌گیرم. وقتی همه چی با یکی خیلی خوبه می‌ترسم.
یا یکی از دوستام صحبت میکردم، گفت عسل نمیخوره چون به نظرش ظلم در حق زنبوراس، چون خیلی تلاش میکنن برای درست کردنش و این باعث میشه لاغر و ضعیف بشن، تقریبا متقاعد شدم منم دیگه عسل نخورم تا کمی از ظلمی که بهشون میشه کم بشه. گفتم به شمام بگم شاید یکی دیگه عین من اسکل پیدا شه و نخواد عسل بخوره.